پرنسس کردلیای عزیز و شاید بقیه، فکر کردم به درخواستت و تصمیم گرفتم که عکس رو در ادامه بذارم: + از اونجایی که آدم تنبلی هم هستم رمز همون رمز مناسبت قبلیه که عکس گذاشته بودم. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دیشب لحظه ای خاص رو تجربه کردم. بعد از چند سال بالاخره تونستم رویاپردازی کنم. آرزو کرد، چشم هام باز بود اما تصویری که میدیدم منظره روبه بروم نبود. شاد و خندون، رقص کنان غذایی که پختم بودم و می‌بردم تو سالن خونه ام تا بخورم. معمولا خجالت میکشم از آشپزی. حس میکنم خیلی "دم بخت" بنظر میام و انگار بقیه م ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

جدی انگار موش تو اتاقم اومده. چرا موش باید بیاد توی اتاق برهوت؟ جدی برهوته. جز چند تا برگه و کتاب هیچ چیزی پیدا نمیشه-_- اتاق کاملا تمیز و بدون چیز میر اضافه‌ست. حتی کمدا هم خالی‌ن. وای چقدر خنگه این موش-_- میمیری از گشنگی بدبخت فلک زده. _ بابام گفت: تله اوردم بگیرتش. من واقعا با چسب موش مشکل دارم. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

این روزا جای خالیت خیلی داره تو ذوق میزنه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

حس می‌کنم دارم برمیگردم به مسیر. حس گمگشتی داره کم میشه. بماند که من همیشه در حال گم شدنم. ___ می‌خوام برنامه بریزم این هفته یکم از کتاب دوبلینی‌ها بخونم‌. جدی جدی حس می‌کنم از کمبود ادبیات دارم میمیرم. فکر کنم من معتادم به ادبیات. ___ شبکه آی فیلم داره سریال چیز اسمش چی بود؟ از یاد رفته؟ یه همچین چ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

چ دیروز اومد دنبالم و من و برد خرید. خودش هم چن تا لباس خرید. انقدر ذوق داشت برا لباسی که داشت برام انتخاب میکرد، دلم نیومد بگم نمیخوامش. در اصل استایلی بود که برا من کمی جسورانه محسوب میشد. کت چرم کوتاه! با خط چشم و آرایشم هم همخونی پیداکرده بود. بخشیدمش و باهم روز خوبی گذروندیم. هر از گاهی یادش می ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

رفته بودم انقلاب تا ببینم احیانا کتاب کتابخونه رو پیدا می کنم ببرم جاش.  بیشترم توی بساطیا بودم  که کتاب خاطرات شهید مهدی ثامنی راد چشمم رو گرفت. شهید چند بعدی و آچارفرانسه و متخصصی بوده  خوندنش خصوصا می‌بره آدمو تو میدان  می فهمونه کار کردن یعنی چی  به درد بخور بودن  کوشش  دلم امید میخواست  این زند ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

فقط برا خودم.. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دوست داشتم تا مدت زمان زیادی از عروسی نگذشته‌است راجع بهش بنویسم. فرایند آماده شدنم بسیار خدایی بود. اول که آرایشم رو دوست داشتم چرا که من کلا با آرایش مشکل دارم و صورت بدون آرایشم رو بیشتر دوست دارم. تمام انسان‌های روی کره زمین هم بهم بگن با آرایش قشنگی میگم: نه! توی عروسی هم یه چندباری فکر کردم، م ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

هشدار: در این مطلب به قیدها خیلی دقت کنید. ۱. تا الان در بیان، دو وبلاگ‌نویس بودند که به نقد حوزه و روحانیت پرداختند، در حالی که خودشون طلبه نبودند. شاگردبنا نامی و آقای قنادیان. وبلاگ سکوت و گوی هم که طلبه هستند، از جهاتی به نقد وضعیت موجود پرداختند ولی قطعا متفاوت بود با نوع نگاه دو نویسنده اول. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید