قرار بود رضاشاه دوم بیاد، خامنه‌ای دوم اومد :)) اومده بودن رژیم و عوض کنن، حتی شعارهامون رو هم نتونستن عوض کنن ای خاک واکنش تحلیل‌گر CNN به اعلام رسمی رهبری آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای: «باور کردنی نیست. تمام کاری که عملیات ترامپ کرد، تعویض ورژن خامنه‌ای با ورژن جوانش بود.» دست خدا بر سر ماست ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بچه‌ها قرآن بخونید قرآن حفظ کنید نمازهاتون رو جدی بگیرید با تمرکز و توجه  در پناه خدا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

تف به تو دنیا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دیروز تو رواق کتابخوانی حرم، داشتم کتاب «حسین پسر غلامحسین» رو می‌خوندم. شهید محمد حسین یوسف‌الهی ساعت‌های آخر زندگیش، تنها ناراحتی‌اش این بود که از دوستانش خداحافظی نکرده. و اونقدر بدن زمینی‌اش رو با خودش کشوند که با نگاهش از خانواده‌اش خداحافظی کنه و بعد، پر کشید. دلم نمی‌اومد خداحافظی کنم. ولی ای ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

یک سارا خانمی در مطلب قبل برام پیام گذاشته که دلش بی‌اندازه ازدواج می‌خواد و نمیشه و نمی‌تونه ذهنش رو از این طلب و خواسته خالی کنه. خواستم بگم سارا جان، یه وقتایی سخته. مثل ما وبلاگی‌ها که دارند هشدارهای آخر رو بهمون میدن و میگن از قطار پیاده بشید، بدون اینکه بتونید خاطرات‌تون از سفر با هم‌قطارها و ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

یه نفر در مورد مطلب قبل پیام خصوصی داده که: اگر همسرتون وبلاگتون رو می‌خونه، توصیفات شما از شخصیت و پوشش پزشک به عشق بین شما و همسرتون آسیب می‌زنه. اولا که همسرم حال نداره وبلاگم رو بخونه. ولی اگر هم می‌خوند مساله‌ای نبود. خودم براش همه چیز، من جمله همین مطلب قبلی رو تعریف کردم. البته نه دقیقا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دوستان، بدانید و آگاه باشید که این اولین مطلب من، بعد از عمل حذف عینکم می‌باشد. اولش فکر می‌کردم و میام از جزئیات این عمل مزخرف می‌نویسم. ولی فردای روز عمل، پدر جاری‌ام از دنیا رفتند و واقعا دیگه نمی‌تونستم اون چیزهای قبلی رو بنویسم... راستش من چشمام خیلی ضعیف نبود. نمره چشم‌هام یک و بیست و پنج ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

من عاشق ژانر عاشقانه‌ام. تصورم هم اینه که زندگی‌ام عاشقانه است... ولی حالا بریم برای POV: من به ندرت عطر استفاده می‌کنم. با اینکه دوست دارم ولی به حرمتش پیش نامحرم احتیاط می‌کنم و به ندرت میزنم. ولی جدیدا یه عطری خریدم که مقاومتم رو شکسته و عن‌قریب هست که من رو به گناه بندازه. بوی توت‌فرنگی میده. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

شبِ بیست و دوم بهمن، من واقعا دلم می‌خواست که صبح زود ساعت ۷ بیدار بشم و برم خیابون انقلاب. ولی همسر رفت بیرون و تا دیروقت نیومد. منم دیر خوابم برد. فلذا این آرزو رو به فنا دادم. بعد هم که سوار ماشین شدیم، انقدر هول بودیم که یادم رفت به مامانم زنگ بزنم و بپرسم باهامون میاد یا نه. وقتی یادمون افت ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امتحانات ترم تمام شد. همکلاسم اصرار داشت که چند روز دیگه آزمون جامع بدیم. محکم مخالفت کردم. از ۱۵ دی و حتی قبل‌تر، یعنی بیشتر از یک مااااه استرس امتحانات رو داشتم. در اصل، از خرداد ماه امسال، استرس زیادی متحمل شدم. ولی یک‌ماه اخیر، شدت بیشتری داشت. چرا استرس؟ بهانه نمی‌خواد... توحید که ضعیف باشه، نت ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید