بعد از اینکه برای روزهای نیومده چیکه چیکه غصه خوردم، ناگهان احساس ناامیدی زیادی کردم. با خودم گفتم: تقلا تا کی!؟  مامان و بابا پنج‌شنبه اومدند خونمون. پرسیدند رو به راه نیستی؟ گفتم کسالت روانی دارم. مامان با صدای لرزون گفت: به خاطر سفر ما؟  نزدیک بود سر سفره گریه‌مون بگیره. گفتم هم اون، هم چیزای دیگ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

رمز از رمزای قبلیه (ی...) ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دیشب اولین شبی بود که با دیدن یه عکس ازت قلبم واقعا شکست ببین حسود نیستم ولی... نه اون بیشتر از من بهت میاد خوبه که لبات کنارش میخنده خوبه که حالت خوبه کنارش خوبه که حالتون کنار هم خوبه من؟؟ هیچی منم سرگرم زندگیمم گاهی دلتنگتر از همیشه و گاهی هم دلتنگ مثل همیشه و اما همچنان مسر به دوریتم همچنان وایس ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز یک لحظه داشتم به پسر جدیده فکر می‌کردم و پیشنهادی که داد. نه این که بخوام برم توی رابطه و اصلا الان همچین چیزی برام مطرح باشه، نه. فقط بهش فکر کردم و بعد از چند ساعت فهمیدم چه جالب، حالا توی مرحله‌ای قرار گرفتم که پیشنهاد بقیه ناراحتم نمی‌کنه و این جور فکر می‌کنم که: شاید تجربه‌ای متفاوت و خوب ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

نمی‌دونم چرا امروز مضطربم. آروم نیستم. تپش قلب و احساس میکنم توی دلم رخت می‌شورن‌. رختار رو خیس اویزون کرد به بند دلم و همین طور داره همه چیز بهم ریخته و خیس میشه. اه. بعدا نوشت: دارومو فراموش کرده‌بودم بخورم. چقدر عجیبه این اضطراب. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

رمان مدرن در دوره‌ای به وجود آمد که اندیشه‌های جدید در فلسفه و علم، نگرش انسان به خویشتن و جهان پیرامونش را به‌کلی دگرگون کرده بود. عطف توجه از واقعیت برون‌ذهنی به واقعیت درون‌ذهنی، از جمله ویژگی‌های مهم رمان مدرن است که در تکنیک‌هایی مانند سیلان ذهن و تداعی و همچنین ساختار دَوَرانی متبلور می‌شود. ه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

گاهی فکر می کنم درون یک برنامه با تنظیم دقیق راه می روم. برنامه تعیین می کند که کدام کتاب را از کدام قفسه بکشم بیرون کی و دقیقا بعد کدام کتاب و قبل کدام یکی ... برنامه دقیق، کاری می کند که فکرم از سوالها پر شود و بعد راهی نشان می دهد که جوابها را به دست بیاورم. با نیروی تفکر خودم هم به دست بیاورم . ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

از اینکه اغلب وقتم و با چ میگذرونم احساس گناه میکنم. خانواده ام چی پس؟ جمعه قراره با چ جایی بریم که شلوغ محسوب میشه و با جمع هایی که تا الان باهم شرکت کردیم یه فرق اساسی داره و اونم اینه که چ تو اون جمع غریبه اس. نمیدونم چرا دوس ندارم پارتنرم و ببرم تو جمعایی که میشناسم. میترسم باعث خجالتم بشه. همیش ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دخترخاله‌م رو دیدم و داشتیم صحبت می‌کردیم. به درس و بودن و نبودن رسیدیم. گفتم :شاید نخوام ادامه‌ی زندگی‌م اینجا باشم. شهر دیگه یا حتی مهاجرت! نمیدونم دقیق ولی حس میکنم راهم اینجا نیست. گفت: یعنی ممکنه دور بشی؟ گفتم: تا زمانش تصمیم میگیرم ولی احتمالش هست. و خیلی جدی ناراحت شد. ناراحت که نباید بری و ا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

اجاره‌نشینی یعنی اینکه هرازچندگاهی همه وسایل خانه را می‌چپانی در یک عالمه کارتن و کامیون اسباب‌کشی را بار می‌زنی و به یک آپارتمان جدید منتقل می‌شوی. یک سری خوبی‌هایی دارد. مثلا اینکه آدم را از یکنواختی کشدار دیوارهای همیشگی و از سنگینی سایه‌ اجسام روی دیوار که زاویه و اندازه‌شان را در تک تک ساعت‌های ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید