خیلیا مثل تک رفیقم فکر میکنه تو برای من تموم و فراموش شدی ولی خب وقتی میفهمن من هنوزم نصف روزهای هفترو در حوالی تو به هوای تنفس از هوای تو پرسه میزنم اشکی میشن و با زبون بی زبونی میگن نکن دختر داری از دست میری تو حیفی ولی خب کی میدونه که من چقدر آلوده توام،کی میدونه که من نبودن تورو با بودن هیچکس عو ...
برای پاسخ به انواع سوال هام رفتم سراغ چنتا کتاب که نامفهومه، گاهی از کل یه صفحه یه جمله اش بدرد می خوره... با این حال کلیک کردم رو خودم که باید تموم کنی وگرنه اجازه نداری بری سراغ کتابی که دوس دارم بخونمش :( ** تموم کنم دهن کنجکاو دونمو گِل می گیرم 🤧 ...
بسم الله یه لحظه دراز کشیدم و خواستم با چشمم فقط پسر رو دنبال کنم که کار خطرناک نکنه تو همون چند ثانیه خورد به سبد اسباب بازی هاش و کنار چشممش یه برش خورد... در عوض همون چند ثانیه دراز کشیدن ده برابرش تو حیاط بغلش کردم نازش کردم و عذاب وجدان گرفتم و هزار بار خداروشکر کردم که خدا بهمون رحم کرد که تو ...
سلام . از امروز از الان باید مرتب کارمو بخونم تا آماده بشم کاش روز دفاع نترسم الکی مضطرب نشم هول بازی در نیارم بتونم جواب سوال بدم کاش همه چی خوب پیش بره و زود ...
قابها هنوز همانجا هستند. گَرد گرفتهاند، اما نیفتادهاند. عکس مادر روی طاقچه کج شده است. کمی خم میشوم، صافش میکنم. نور صبح، از لای پرده نیمهباز میتابد روی صورتش. لبخندِ در عکسش، همیشه آرامم میکرد، اما حالا... حالا بیشتر شبیه دلتنگیست . به آشپزخانه میروم. کتری را پر میکنم. آب سردِ روی دسته ...
الان ساعت یازده صبحه و به محمد حسن گفتم: کتاب رو بذاره دم دست چون ظهر از اطراف خونتون رد میشم و میتونم بگیرمش. گفت: که یادش نیست کتاب رو کجا گذاشته و تا فردا میگیرده و بهم میرسونتش. و آیا عروسی میرم یا نه؟ من جواب دادم: آره، عروسی هستم. این در حالیه که هنوز لباس دستم نرسیده و خیلی بیخیال دارم فکر م ...
از هوش مصنوعی خواستم یه فیلم بهم معرفی کنه شبیه وضعیت زندگیم باشه. سریال another miss oh رو پیشنهاد داد. چون کارکتر مرد فیلم هنوز پرونده عشق قبلیش و نبسته بود. عشق قبلیش اسباب کشی کرد به یه خونه تمیز و شیک. چقدر دلم میخواد خونه داشته باشم. حرفه ای باشم تو کارم طوری که قابل جایگزینی به این راحتی نباش ...
صبح با بتمنی رفتیم سوپری سرکوچه ستاره با پدر بزرگش دیدم... برگشتنه ستاره بامن اومد خونمون با بتمنی بازی کنه از همون اول دست همو 🤝گرفتن قدم زنان رفتن 😂 اومدن با هم نشتن چیپس خوردن بعد رفتن بازی کنن یه دفعه بتمنی رفت جلو بغلش کرد و بوسیدش🙈😅😂 منو مامان و خواهر مونده بودیم چه واکنشی نشون بدیم.. اونجا بو ...
انتشارات مروارید کتاب گشودن رمان: رمان ایران در پرتو نظریه و نقد ادبی را برای هشتمین بار منتشر کرد. همه ی فصل های کتاب با پیروی از روش شناسی واحدی نوشته شده اند که عبارت است از: الف. شروع فصل با یک مبحث نظری در نقد ادبی؛ ب. تحلیل مشروح صحنه ی آغازین یک رمان بر اساس مبحث نظریِ مطرح شده؛ و ...
بسم الله اولین بار بود پول قرض گرفتیم راستش اولش برام سخت بود بعد با خودم گفتم ولش کن فاطمه تو از پنج تا فرد اول زندگیت درخواست پول کن ببین چیکار میکنند؟ تو که هیچوقت هیچ درخواستی نداشتی از داداشات...بیا و یه بار امتحانشون کن.... از داداش اولیم گرفتم گفت وامم خرج شده اما ته مونده حقوقم هست کارت بده ...