ایمیل رییس دپارتمان منابع انسانی را ساعت شش و نیم عصر روز جمعه دریافت کردم آنهم وقتی مرخصی استعلاجی هستم. لحن نامه برخلاف معمول سرد و distanced بود. مثلا همیشه مینوشت خانم دکتر فلانی، امروز اسم و فامیلم را نوشته بود و متلک طور که امیدوار است این مدت کمی بهتر باشم! و بعد فشار حداکثری را با مارکرهای ...
روزی که خیریهی آبشار عاطفهها با یه شمارهی جدید بهم زنگ نزنه، قطعاً روز مبارک و میمونیه! فرقی نمیکنه روز کاری باشه یا تعطیل، صلح باشه یا جنگ، صبح باشه یا شب، هر روز یه شمارهی جدید از آبشار عاطفهها زنگ میزنه و درخواست کمک میکنه.یک بار حتی براشون توضیح دادم که شما وقتی بیش از حد روی یک چیز پافش ...
چشم و چراغ: شب جمعهست، خدایا من شابدولعظیم میخوام، قم میخوام، مشهد میخوام، کربلا میخوام، نجف میخوام، مکه میخوام، مدینه میخوام، آسمان هفتم میخوام، عرش اعلاء میخوام، چرا که نه؟ آمین ...
کسی گفت:یکی را آنقدر می بخشی، تا دیگر دوستش نداشته باشی.و من (با همه وجود) حسش کردم. ...
خیلی نیاز دارم که این روزهایم را روایت کنم، از طرفی اما میترسم از گفتن خیلی چیزها. از اینکه مخاطب نوشتههایم فکر کند بیش از اندازه به دستاوردهایم مینازم و یا روایتهای پیروزی به ورطه کلیشه زنان مستقل بیفتد.الان ساعت نزدیک ۲بامداد است و من در این خنکای شبی که انگار دستش به گیسوی پاییز دراز است، فک ...
اداره امور اتباع و مهاجران خارجی، شبیه هیچ ادارهای نیست که تا به حال دیدهام. ادارهها عموما یک ساختمان چندطبقه هستند که شهروندان واردش میشوند تا کارشان را پیگیری کنند. اداره اتباع یک ساختمان نیست. یعنی هست، اما تو را به «داخل» راه نمیدهند. فقط یک فضای بیرونیِ دمِ دری دارد: یک اتاقک که پلیس نیروی ...
در میدان مسابقه گاوبازی، ماتادور (مات: با ریشه فارسی به معنی مرده. ماتار تغییر یافته مات در زبان اسپانیایی به معنی کشتن. ماتادور: کشنده)، ده دقیقه وقت دارد تا گاو خشمگین/زخمی را بکشد.اگر موفق نشد، یا اگر گاو رفتار عجیبی مثل ترک مبارزه از خودش نشان داد، ماتادور موظف است که زمین را ترک کند (ادامه مساب ...
در جهانی که پر از پیامها و روایتهای از پیشساختهشده است، روایت مستقل به معنای تلاشی آگاهانه برای به چالش کشیدن روایتهای غالب و ارائه دیدگاههای متفاوت است. روایت مستقل لزوماً به معنای بیطرفی مطلق نیست، بلکه به معنای آزادی از وابستگی به قدرتها و جریانهای اصلی است. این استقلال به روایتگر امکان ...
بس است دیگر! تا کی میخواهی ادامه دهی؟ تا کی میخواهی اراجیف ببافی و جفنگ بشنوی؟ مگر نه این است که زمان باارزشترین دارایی هر فرد است؟ پس چرا با چنگ و دندان بهدنبال پول هستی ولی زمان خود را که ارزش بیشتری دارد، به باد میدهی؟ آیا تاکنون روابط زن و مرد را عمیق و علمی بررسی کردهای؟ یا اینکه جفنگیا ...
مامان اصرار داره که باید ازدواج کرد. باید ازدواج کرد. باید ازدواج کرد.بعد وقتی اینجمله رو هی ب من میگه همون لحظه با بابام دعواش میشه. چرا؟! سر چیزای کوچیک.نه مامان مقصره نه بابا. آدم مناسب هم نیستن.مامان یه شوهر ادبیاتی بهش میخورد. یکی که کتاب شعرش رو با خودش همه جا ببره، ب قصه های مامان گوش بده. ...