جانم را تکه تکه از روی زمین برداشتم (واقعا) و رفتم ورزش. آنقدر نرفته بودم همه چیز ناآشنا بود. مسئول دستگاهها با شک مرا نگاه میکرد که از هوا نازل شده ام.بعدتر که اولین قطره آب داغ افتاده بود روی سرم، تازه بالاخره از بغض آن روز خلاص شده بودم. که پیرمرد با زانوهای خاکی داد میزد به من پیرمرد رحم کن باب ...
به دوست *به دریا رفته ام، نوشتم بیا هفت سین بچینیم. اینها ما را خاکسترنشین و بدبخت و دورافتاده میخواهند. میخواهند ما واقعا از خاکمان «جمع کرده و رفته» باشیم. هفت سین، پیوند ماست...نوشت من که حتی در سال اول سوگواری ام هفت سین گذاشتم! سین کم آوردم، قاب عکس خودش را بخاطر حرف اول اسم گذاشتم وسط سفره... ...
برو. برو کهریزک سراغ رفیقات رو از اونجا بگیر.تروپ سربازان اس اس، جوانانی سالم و تنومند از ساکنین آلمان، مقیم بیرون از آلمان و بیست و پنج درصد اروپایی غیر آلمانی و داوطلب بودند. از کار دفتری تا مهندسی کشتی، از مخابرات تا مبارزه در خط مقدم، تعلیم های طولانی می دیدند ولی تقسیم شدن وظایفشان زیر نظر فرما ...
زندگی به یک ایرانی در طول عمر متوسط شصت تا فوق طولانی اش مثلا هشتاد، مگر چقدر لحظات درخشان و رویاهای به حقیقت نشسته و وصال و برخورداری و خنده های از ته دل داد که باید با چندین انقلاب، انواع جنگ، گورهای دستهجمعی عزاداری های ورای کلمه، آوار صدها تصاویری که درک و درونی کردن هر کدامش چندین هفته و ماه ح ...
بچه گفت روی صورتم پروانه آبی بکش. روز کارناوال بود اینجا. برای بچه ها مهمانی ترتیب داده بودند بدون بزرگترها. پروانه را کشیدم. چقدر زیبا بود روی آن گونه تپل ترد تازه... و فکر کردم یک بچه تا چند سالگی واقعا به مادرش نیاز دارد؟ نوش آفرین محیطیان، با دست شکسته و پای باند پیچ و موهای شلال تا کمر، پیانو م ...
3.5% ruleاریکا چنووت نظریه محبپبیغدارد دال بر اینکه سه و نیم درصد از جمعیت مخالف یک رژیم، با مقاومت مدنی و تظاهرات و ... میتوانند منجر به فروپاشی حکومتشان بشوند. آن نود و هشت!! درصد آرا سال پنجاه و هفت را اگر اگر اگر باور کنیم، این تخمین سه و نیم درصد دقیقا تا همان سال درست بوده.در خیزش زن زندگی آز ...
بچه گفت خواب دیدم رفتم ایران. جنگ است. همه مرده اند و من میدوم.من فکرش را نمیکردم که از یک ماه اخیر به جز قطعی اینترنت و اصرار بودن «آدمهای بد» به ماندن و عصبانی بودن مردم، بیشتر چیزی بداند. نگو که با قاپیدن یک جمله از اینجا و دو فعل از آنجا و چند نگاه دزدکی به گوشیها، چه با تفصیل و شرح، فهمیده... ...
هیتلر متولد اتریش بود. آلمان به دلیل وسعت، زبان مشترک و نزدیکی فرهنگ، پذیرای ایده هیتلر برای ساختن یک ارتش-ملت برتر، خاستگاه حکومت رایش سوم شد.و هیچکس نمی تواند ادعا کند که آلمانی های دو نسل قبل، همه طرفدار نازی بودند. حتی کسی نمیتواند ادعا کند که ارتش آلمان در آن زمان، یکدست و طرفدار و حامی هیتلر ...
جلوی پیشخوان مطب پزشک، خانم منشی با لبخند گشاده و صورت گل انداخته؛ در تضاد آشکار با روز برفی و سرد بیرون، از من تاریخ تولدم را پرسید که پرونده ام را در سیستمش پیدا کند. من چند ثانیه، طولانی؛ صبر کردم که تاریخ تولدم یادم بیاید. او بلندتر خندید چون به نظرش بامزه بود.من لبخند تلخی زدم چون میدانستم حبا ...
کلمه یاری ام نمیدهد.مادرم که از جهان گذشت، غم مثل سمی که یکبار نوشیده باشم و در من باقی باشد، از بافتهای بدنم فوران میکرد، هر روز می نوشتم. هر جایی که میشد. گاهی روزی چند بار. سطح سرریز کرده غم انگار می آمد پایین تر و راه نفس را کمی باز میکرد تا چند ساعت بعد. این دو هفته، کلام با من یاری نمیکن ...