دستی به سرش روی جای ضربه کشید. خیسی خون را روی دستانش حس میکرد. مادر در حالیکه با پارچه خونها را پاک میکرد به او گفت: چند بار به تو بگویم که با او کلکل نکن. چرا حرف گوش نمیکنی؟ مامان من چهقدر به تو بگویم که بیا از این خانه برویم؟ یکی این وسط بمیرد خیالت راحت میشود؟پروین جان، عزیزم، این راهش ...
نقش ما در این دنیا چیست؟ آیا فقط افراد صاحب منصب و قدرت میتوانند در دنیا و زندگی بشر تاثیرگذار باشند؟میدانیم که هر انسان از زمانی که روز خود را شروع میکند تا شب که به پایان میرساند در معرض هزاران انتخاب قرار دارد. انتخابهایی که شاید روزمره و بسیار معمولی بهنظر برسند اما گاهی تصمیم بهظاهر ساده ...
جانسخت، سریالی درام اجتماعی که درونمایهای جنایی به همراه دارد. بازیگران کاملا متناسب با نقششان و فضای سریال انتخاب شدهاند. ترکیبی از بازیگران جوان بااستعداد و باتجربههای خوب سینمای ایران. سریال دو گروه از یک محل در جنوب تهران با حالوهوای خاص و خشن خود را در مقابل یکدیگر قرار میدهد. گروه وحید ...
بیاید کمی فکر کنیم. آیا با نگذاشتن پست و استوری در اینستاگرام، که قبلا هم جوابش را پس داده، میتوانیم اثرگذار باشیم؟ آیا مسئولین ذرهای به این مدل اعتصاب اهمیت میدهند؟حال بیاید جور دیگری اعتراض را طراحی کنیم.مثلا قرار هست که یک هفته پست و استوری نگذاریم و کار نکنیم. در عوض بیایم این یک هفته، فعالیت ...
داشتم کتاب «چرا ادبیات؟» از «ماریو بارگاس یوسا» رو میخوندم.نکتهی جالبش برای من، بهخصوص تو این دوران اوجگیری مشکلات اقتصادی ایران، این بود که بارگاس نبود ذهنیت انتقادی که محرک اصلی تحولات تاریخی و بهترین مدافع آزادیه رو به نبود ادبیات ربط داده.با خودم فکر کردم، خیلی بیراه هم نمیگه. یکم دقت کنیم ...
از ابتدا مشخص است که با داستانی نمادین طرف هستیم. پس باید در ابتدا فکر کنیم که سگ و اسب نماد چه هستند. چون میدانیم نویسنده صرفا از روی عادت یا سلیقه شخصی آنها را انتخاب نکرده است.به صاعقه و درخت عظیم میرسیم. چرا صاعقه به مرد و حیوانات که قطعا کوتاهتر از درخت هستند میزند؟ چرا صاعقه آنها را انتخ ...
قطعا نمیتوان مسخ را علیرغم ظاهر آن به چشم یک رمان صرفا فانتزی و تخیلی سرگرمکننده نگاه کرد. کافکا در این اثر سعی کرده با استفاده از نمادها واقعیت نهفته در داستان را شرح بدهد. برای مثال در ابتدای داستان با بدنی به طرز غیرعادی سنگین و بزرگ مواجهایم که میبینیم پاها علیرغم زیادشدن، توان حمل آن را ن ...
گاهی حالت از دنیا بههم میخورد. انگار جایی گیر افتادی که نه راه پیش داری و نه راه پس. نه به اختیار خودت بهدنیا آمدهای و نه بهاختیار خودت میتوانی از دنیا بروی. مگر نه اینکه انسان کاملا اختیار خود را دارد؟لازم نیست کار خاصی کنی، در همان حال که نشستهای چنان کثافات دنیا به سر و صورتت میخورد که ت ...
تاب میخوری. دائم در رفتوآمدی. از این سو به آن سو. لحظهای در این سمتی و لحظهای دیگر آن سمت. گاهی با سرعت و گاهی آروم، ولی هیچگاه یک سمت نمیمانی. تنها زمانی میایستی که نوبتت تمام شده و نوبت نفر بعد است. میروی و فقط خاطره یک تاببازی میماند.«…به حباب نگران لب یک رود قسم،و به کوتاهی آن لحظهی ش ...
تو زندانی هستی و حکمت اعدام است. میدانی که جرمی مرتکب نشدهای و تو را بهخاطر اعمال اجدادت در گذشته زندانی کردهاند و حکم اعدام برایت صادر کردهاند؛ با خودت همیشه فکر میکنی این چه منطق و عدالتی است؟!مدام برایت دادگاه برگزار میکنند. مثلث تو و وکیل تسخیری و دادستان مانند مثلث برمودا رهایت نمیکنن ...