موجوداتی اطرافم پرسه میزنند ، به اشکال و هندسی متفاوت . در اتاقم مینشیم ؛ اتاقیست کوچک با دو پنجره یکسر و تختی زرد رنگ . روی تخت مینشینم و به کتابخانه مقابلم خیره میشوم ، کنار او دیواریست ، دیواری مرده و سفید رنگ .گاهی میخواهم بلند شوم و او را احیا کنم ، همیانطور کتاب های مقابلش را .میخواهم دستانم ر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

~ مجموعه کتاب‌های جودی دمدمی ~ ~ نوشته‌ی مگان مک‌دونالد ~ جودی، دختر دمدمی مزاجی است که یک روز از دنده‌ی چپ بلند می‌شود و روز دیگر می‌خواهد دنیا را نجات بدهد! راستش را بخواهید، جودی دمدمی یکی از آن شخصیت‌هایی است که نه تنها در نوجوانی حال خوبی به من می‌داد، بلکه حالا که […] نوشته 7 روز، 7 کتاب برای ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دوربین از بالا مردی را نشان میدهد در چارچوب کافه ای ایستاده ، مرد چهار شانه و بلند است و موهای سفید و سیاهی دارد که نشان مسن بودن اوست ، کافه صحنه ایست کوچک با چند میز و صندلی که همه پر هستند ، دوربین پس از نمای باز میزی را نشان میدهد که دو مرد روی آن نشسته اند ؛ یکی کوتاه و نحیف ، دیگری چاق و گنده ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

صحنه خانه ای را نشان میدهدکف چوباثاث پارچه کشیده و خاکیدری رو به روی صحنه هستو دری دیگر کنار صحنه که کمی از آن مشخص ایت .گوشه تخت و کمد .در اصلی با فشار باز میشودمرد مسن ریش بلندیبا زن و مرد جوانی وارد میشود .مرد بلند تر از مسن و ریش متوسطی داردزن ظریف و باریک استنور کوتاه ماه از پنجره های دو سوی دی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

~ انگشت جادویی ~ ~ نوشته‌ی رولد دال ~ داستانی جادویی درباره دخترکی که با قدرتش، ظلم را به شکلی کودکانه مجازات میکند. رولد دال یکی از مشهورترین نویسندگان ادبیات کودک و نوجوان جهان است که با سبک منحصربه فرد و پایان‌های غیرمنتظره شناخته می‌شود. آثار او مانند چارلی و کارخانه شکلات‌سازی و ماتیلدا به […] ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

~ وقتی غصه در خانه‌ات را می‌زند ~ ~ نوشته‌ی ایوا ایلند ~ {غصه} بهت می‌چسبد و حتی نمی‌توانی قایمش کنی؟! حتی ممکن است به خودت بیایی و ببینی یکپارچه غصه شده‌ای! با این مهمان ناخوانده چه باید کرد؟ مدتها طول کشید تا یاد بگیرم غصه را در آغوش بگیرم. تا پیش از آن، سال‌ها […] نوشته 7 روز، 7 کتاب برای دبستانی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دور نور شمعسایه هایی روی دیوارچون هیولایی میرقصندزیر نور شمعمیز ها و صندلی هاسکون دارنددر این کلبه تابوتی زیر نور شمعی کهفیتیله اش تا صبح روشن استتمام ارکان هستی در آرامشندو هیولاها میرقصندمیرقصند تا بمیرندو با نور شمع یکی شوند .پ.ن: موسیقی ::Wiener Blut اثر یوهان اشتروس دوم .پ.ن۲: اطلاعات نقاشی رو ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

مرگ به یکباره نمی‌آیندبه انقلابی می ماندآرام و زیر پوست شهرمیان تصاویر یکنواخت هستیو نبض تند ساعت ها و دقیقه هاو پمپاژ آدمیانچیزی که سالهاست تو را گرفتههمان بیماری که خونت را لخته کردهبالاخره ظهور میکندو این بار تماما در برت میگیردانگار در دادگاهی هستیو سالهاست قضات حکم های یکنواخت برایت میخوانندانگ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دروغ میگویمدروغکه من موجودی پست و رقت انگیزمچرا که در پس ذهنخود را می ستایمدروغ میگویمکه دیگرانی با من برابرندچرا که وقت دیدنشانخود را برتر میبینمآه آدم های دروغگوآنقدر شعبده به کار برده ایدکه خود فریب خورده ایددر پس ذهن حشره ای موذی هستیدو در عمل موجودی مزیناما خود را در بستر فاش میکنیدو آنگاه است ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

داستانی کوتاه از تهمتن :تیمارستان ال.سی.تو (L.C.2)واقع در جزیره ای دور افتاده اواسط اقیانوس آرام ::: اتاقیست کوچک با دیوار های سفید غبار گرفته ؛ پنج مرد و سه زن با روپوش های سفید و زیر دستی پر از کاغذ که یکسر در آن مینویسند؛ صدای برخورد موج های طغیانگر آب به صخره هایی که از پنجره بزرگ و فلزی اتاق پی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید