خیلی فکر کردم برای کی نامه بنویسم , گزینه های زیادی تو ذهنم اومد(مادرم , پدرم , خواهرم... ) بعضی گزینه ها هم مثل افراد رنج دیده تاریخ که کسی بهشون نپرداخته یا برای ماه یا خیلی چیزا , ولی تصمیم گرفتم ناممو برای سازم معلمم و پی اس فورم بنویسم .هی ویولن عزیزم , اولین بار کلاس پنجم بودیم , در خانه مادرب ...
طراحی و اجرای الگوی تدریس 5E مبتنی بر گیمیفیکیشن (بازیوارسازی) برای آموزش درس «نواحی آبوهوایی ایران» (مطالعات اجتماعی پایه چهارم) هدف این مطلب، ارائهی یک الگوی عملیاتی برای تدریس درس «نواحی آبوهوایی ایران» با تلفیق دو رویکرد نوین آموزشی است: الگوی کاوشگری 5E و گیمیفیکیشن (بازیوارسازی). در این ر ...
یه کامنت واسه پست آخر خانم الناز عطائی نوشتم ، رفتم نگاه کردم دیدم ویرگول پاکش کرده ، همون لحظه یه حس منزجر کننده بهم دست داد فکر کردن یه سوسک بیچاره ام که زیر یه شیشه کوچیک داره راه میره و همش یه سریا از بالا با دمپایی وایسادن و تهدیدش میکنن، این سوسک بیچاره به عنوان یه نویسنده معمولی تو یه وبلاگ ا ...
اگر تنها گمگشته ای در دو جهانم دوست دارم اینگونه مرا به خاطر بیاوریمن روحی گمشدهمیان امواج خروشانمنشسته بر صخره های جزیره ای دورو همانسان که به غروب آفتابپرواز مرغابی ها وبالا و پایین موج مینگرمدوست دارم نامه ای بنویسمنامه ای برای تو (همه شما دوستانم)اگر روزی در جنگلی سبز و مه گرفتهزیر پوشش درختان ...
امروز بعد از ظهر سوار اتوبوس خط واحد شده بودم . منطقه مسکونی ما تقریبا مقداری از مرکز شهر فاصله داره و تقریبا حالت باغ ویلا داره . ساختمان های ویلایی بزرگ در زمین های خیلی بزرگ چند هزار متری با باغ و باغچه و استخر .داشتم با اتوبوس خط واحد می اومدم خونه .نرسیده به ایستگاه خونه ، بلند شدم رفتم جلو و ب ...
«فرار از کتابخانه آقای لمونچلو»؛ جایی که یادگیری در بازی معنا مییابد. اگر کتابخانهای را تصور کنیم که خودش یک بازی بزرگ است، جایی میان خیال و واقعیت، درست شبیه دنیایی که کودکان در آن هم میآموزند و هم بازی میکنند. چنین جایی همان کتابخانهی عجیبی است که کریس گرابنستاین در رمان محبوب خود، فرار از ...
اینها نامه و محتوی نامهای هست که از یکی از دانشآموزهام گرفتمTT ماجرا از این قراره که پارسال برای اردوی جهادی (تدریس داوطلبانه در مناطق محروم) داوطلب شدم و رفتیم توی یکی از شهرستانها و به روستاهای به غایت دور افتاده که از شانس، دورترین دورافتاده هم افتاد به من به عنوان معلم کلاس پنجم و […] ...
ی مستاجر داریم . مغازه رو بهش اجاره دادم .دیروز رفته بودم در مغازه با مستاجرمون کار داشتم . نبودش . اما شاگردش که یک جوان افغانی هست ، تو مغازه بود .شغل این مستاجر ما هم تقریبا یک شغل تفننی هست و زیاد ضروری مردم نیست .خلاصه این شاگرد افغانی شروع کرد به این که دیگه تابستون شده و مشتری ها کم شدن و این ...
کاش بارانی بباردو اندوه مرادر این جنگل سبز پر درختبشویدکاش بارانی ببارداکنون میان جلگه های فراوانبین کاج های سوزنیگل های سرخ و سفیدو دامنه ای سبزایستاده اممیخواهم بارانی بباردماه را آب کندو سفیدی اش را بر سیاهی بوم حیاتمبگستراندسفر میکنماکنون میان بازارچه هستمصدای شبو قدم های پر هیاهومردی میان قرفه ...
کاش بارانی بباردو اندوه مرادر این جنگل سبز پر درختبشویدکاش بارانی ببارداکنون میان جلگه های فراوانبین کاج های سوزنیگل های سرخ و سفیدو دامنه ای سبزایستاده اممیخواهم بارانی بباردماه را آب کندو سفیدی اش را بر سیاهی بوم حیاتمبگستراندسفر میکنماکنون میان بازارچه هستمصدای شبو قدم های پر هیاهومردی میان قرفه ...