به ادبیات معاصر آمریکا علاقه زیادی دارم ، یه بی پروایی و آزادی خاصی توی آثار نویسندههاش موج میزنه. بوکوفسکی هم یکی از هموناس ،یه نابغه واقعی که با رئالیسمِ کثیفش یه سبک جدید و جذاب رو به ادبیات اضافه کرده …داستان رمان «ساندیچ ژامبون » درباره پسری به نام هِنری چیناسکیه ، شخصیتی که از کودکیش شروع می ...
یادم هست وقتی خودم دانشآموز بودم، در کلاس یک جدول تشویقی داشتیم. هر وقت کار خوبی انجام میدادیم، یک ستاره میگرفتیم. ستارهها روی جدولمان جمع میشدند و وقتی تعدادشان به حد مشخصی میرسید، میتوانستیم از کمد جوایز مدرسه یک جایزه انتخاب کنیم. مداد، پاککن، تراش و چیزهای کوچک دیگری که برای یک بچه واقعا ...
سردرگم بودیم که اینجا کجاست ؟ دریاچهِ بلند و سبزی بود ، ما از روی پل گذشتیم و بعد به یکباره تصمیم گرفتیم ادامه راه را نرویم چون حداقل چهار ساعت طول میکشید ، از آن تصمیم های سخت و ناگهانی ، پیچیدیم و دوباره سمت پل رفتیم که باز تصمیم گرفتیم برگردیم و جایی غذا بخوریم …پسر بچه دوازده ساله ای روی نیمکت ...
آدم حداقل یکبار-در زندگیش- باید به قبرستان برود ، آن قبر های کوچک و بزرگ را میبینی و با خودت میگویی: یعنی تمام آن زندگی ها در اینجا جا شده؟ مردان و زنانی که در شهر ها میگشتند و بابت عذاب زندگیشان ناراحت بودند ، آدم هایی که کار میکردند و خانه های که ساکنانش غذا میخوردند و دعوا میکردند ، زیر درخ ...
🔴دارای الفاظ رکیک🔴صحنه : ضیافتی بر پاست ؛ سالن کوچک خانه ای ، تقریبا چهل متری ، توسط لوستر بزرگ پر چراغ و سه مهتابی دور و بر دیوار ها روشن شده ، روی دیوار دو تابلو یکی تابلو شاسی عروسی مانی و آتریسا (روی دیوار چپی) و دیگری قاب فرشی از نمای یک روستا ... پایین یک دسته مبل ال شکل ، متشکل از یک مبل سه ن ...
🔴🔴مطالعه این پست مناسب هر سنی نیست ، ترجیحا بالای هجده سال 🔴🔴 صحنه تاریک(بازیگری وارد میشود ...لباسی همچو کفن ، موها و صورت آرایش کاملا سفید ... میدود و میانه صحنه می ایستد) مرده : آقایان زندگی در این دنیا ابلهانه است .میدود و بیرون میرود .(صحنه روشن میشود و اثباب اثاثیه ای در آنجا مشخص میشود .... آ ...
روز بود یا شاید هم شب، درست یادم نیست ...با یکی از دوستان خوبم رفته بودیم سر کوه ، دوستی خوب ، از آن دوستها که لحظه ای از دنیا تو را جدا میکنند و بعد که ازشان جدا میشوی تازه به عذاب زندگی باز میگردی ، دوستان خوب زیاد داشته ام ... شاید دو سه تایی باشند ، از آن بالای کوه که پایین را نگاه میکردم ، پر ا ...
مردان سالها احساساتشون سرکوب شد ؛ به اونها گفته شده باید قوی باشن ؛ باید شکست ناپذیر باشن نباید خم به ابروشون بیاد ، باید مغرور و مقتدر باشند و تلاش کنند تا به جایگاه های بالایی برسند ، باید شوهران خوب ، سربازان قدرتمند و کارگران بی نقصی باشند و تکیه گاه های استواری برای زنان ...پیشتر مرد ها تکیه گا ...
نمایشنامه ای در یک پرده و صحنه ... منتظر شنیدن نظراتتون هستم .بازیگران کوروش : کم مو و کوتاه قدی با بینی قوز دار ، صدایی دو رگه و گرفته ... مانی : بلند قد با چشمان آبی و صدایی رسا ....حسام: قدی متوسط ، ،صدا آرام …کسری: قد بلند ، صدایی مردانه …صحنه : اتاق بزرگیست ؛ چهار مرد ؛ میزی بزرگ و آنطرف تر کان ...
کانت میگوید : (اگر خواستید عملی مرتکب شوید ابتدا بیاندیدشید اگر تمام آدمیان آن را مرتکب شوند آن وقت چه میشود ؟)صحنه : سالن دادگاه ، بزرگ و پر پنجره ... نور از بیرون تا میانه سالن می تابد .... سالن خالیست . صندلی یکتایی میان سالن درست رو به روی صحن دادگاه که جایگاه قاضی روی آن است . در فضای پشت آن ان ...