داستان کوتاه از تهمتن :روز هایی در زندگی هست که همه چیز جور میشود ، آن روز ها کمند و کم پیش می آید همه چیز جور شود .میخواهم برایتان داستان یک روز خوب را بگویم :روزی بود در طبیعتی بکر ، زیر نور خورشید که از آن بالا طلایی میتابید ، دوچرخه سواری میکردم ؛ عناصر طبیعت زیر رکاب هایم تکان میخورد و من صدایش ...
~ ماتیلدا ~ ~ نوشتهی رولد دال ~ نگاهی که والدین ماتیلدا بهش داشتند، در واقع بیشتر از یه زخم نبود. یه زخم چیزیه که تو مجبوری بهش کاری نداشته باشی، تا زمانش برسه و بتونی جداش کنی و بندازیش بره. بعضی نویسندهها فقط داستان نمینویسند؛ بخشی از کودکی آدم را میسازند. رولد دال برای […] نوشته 7 روز، 7 کتا ...
میان جنگلی ایستاده امزیر سایه درختان قطورو در همهمه حیوانات دوردر عمق آتشی خیره شدمچوبی بر میدارمتکانی به چوب های مرده میدهمتا آتش گر بگیردانگاه گرمایش را نرم نرمک بر پوستم حس میکنمزمین سبزیستو اطراف آتش سه چهار سنگ بزرگ قرار داردچوب ها میسوزند و صدایی هیولایی بیرون میدهندمن در عمق آتش مینگرماو مثل ...
~ سلحشوران پارلهآن ~ ~ نوشتهی علی خواسته ~ بعضی وقتها قیمت غلبه بر اهریمن، گذشتن از زندگی ست! گاهی یک کتاب را میخوانی، تمامش میکنی، اما تا چند روز هنوز در دنیای آن زندگی میکنی. سلحشوران پارلهآن برای من دقیقاً از همان کتابها بود؛ از آنهایی که بعد از بستن آخرین صفحه، شروع کردن […] نوشته 7 ر ...
فرهنگ ایرانیفرهنگی دوهزار و خورده ای سالهفرهنگی که از کوروش به ارث رسیدهفرهنگی در باب سنت هادر باب زیستن هاو در باب آزادیآه ، آزادییادم باشد بگویممردم آزادی داریمباکیف های الماسیژل های اروپاییخط چشم های فرانسویکفش های آمریکاییتیشرت های روسیدر خیابان میگردنداما در سریاد کوروش را دارندروی جمجمه اشان د ...
~ مجموعه کتابهای دفترخاطرات بچه لاغرمردنی ~ ~ نوشتهی جف کینی ~ میترسم یک آدم مزخرف مچ مرا با این کتابچه و نوشتهی مسخره روی جلدش {دفترخاطرات} بگیرد! «دفتر خاطرات بچه لاغر مردنی» برای من از آن کتابهای فراموشنشدنی است. بوی تابستانهای دوران نوجوانیام را میدهد؛ همان روزهایی که یکی از بزرگترین ...
موجوداتی اطرافم پرسه میزنند ، به اشکال و هندسی متفاوت . در اتاقم مینشیم ؛ اتاقیست کوچک با دو پنجره یکسر و تختی زرد رنگ . روی تخت مینشینم و به کتابخانه مقابلم خیره میشوم ، کنار او دیواریست ، دیواری مرده و سفید رنگ .گاهی میخواهم بلند شوم و او را احیا کنم ، همیانطور کتاب های مقابلش را .میخواهم دستانم ر ...
~ مجموعه کتابهای جودی دمدمی ~ ~ نوشتهی مگان مکدونالد ~ جودی، دختر دمدمی مزاجی است که یک روز از دندهی چپ بلند میشود و روز دیگر میخواهد دنیا را نجات بدهد! راستش را بخواهید، جودی دمدمی یکی از آن شخصیتهایی است که نه تنها در نوجوانی حال خوبی به من میداد، بلکه حالا که […] نوشته 7 روز، 7 کتاب برای ...
دوربین از بالا مردی را نشان میدهد در چارچوب کافه ای ایستاده ، مرد چهار شانه و بلند است و موهای سفید و سیاهی دارد که نشان مسن بودن اوست ، کافه صحنه ایست کوچک با چند میز و صندلی که همه پر هستند ، دوربین پس از نمای باز میزی را نشان میدهد که دو مرد روی آن نشسته اند ؛ یکی کوتاه و نحیف ، دیگری چاق و گنده ...
صحنه خانه ای را نشان میدهدکف چوباثاث پارچه کشیده و خاکیدری رو به روی صحنه هستو دری دیگر کنار صحنه که کمی از آن مشخص ایت .گوشه تخت و کمد .در اصلی با فشار باز میشودمرد مسن ریش بلندیبا زن و مرد جوانی وارد میشود .مرد بلند تر از مسن و ریش متوسطی داردزن ظریف و باریک استنور کوتاه ماه از پنجره های دو سوی دی ...