چندی پیش مصاحبهای با پادکست «رادیو مرز» داشتم و روایتی کردم از کمک خیلی مختصر و ناچیزی در زمان جنگ ۴۰ روزه به دوستانی که در اثر حملات و استرس، دچار مشکلات کلامی و بهویژه لکنت زبون شده بودن. پیشنهاد میکنم تمامِ مصاحبهها رو بشنوید ولی اگه فقط میخواید قسمت من رو بشنوید، لحظهٔ (۲:۱۹:۵۴) حرفای من شر ...
دیالوگ های جذاب سینمایی(قسمت اول) : فیلم پالپ فیکشنهمیشه تو صحبت درباره سینما یه اسمی , عکسی یا دیالوگی از پالپ فیکشن به چشم میخوره .اولین بار که دیدمش یه صبح بهاری بود , لپ تاپو گذاشتم جلوم و پالپ فیکشن پلی شد , با سکانس دزدی رستوران جا خوردم , بعد با موسیقی رادیو ماشین جولز کمی تکون خوردم و با بحث ...
دیالوگ های جذاب سینمایی(قسمت اول) : فیلم پالپ فیکشنهمیشه تو صحبت درباره سینما یه اسمی , عکسی یا دیالوگی از پالپ فیکشن به چشم میخوره .اولین بار که دیدمش یه صبح بهاری بود , لپ تاپو گذاشتم جلوم و پالپ فیکشن پلی شد , با سکانس دزدی رستوران جا خوردم , بعد با موسیقی رادیو ماشین جولز کمی تکون خوردم و با بحث ...
تصویری از تلاش های پزشکان و متخصصین اعصاب در طول نسل ها برای رمزگشایی بیماری های روان و ذهن، اینکه چه چیزی باعث این بیماری ها می شود و بهترین روش درمان آن ها چیست؟ ...
حدودا 10 سال پیشتر به سرم زد که دکتر بشم !حالا من دبیرستان رشته ریاضی خونده بودم و دانشگاه هم یک رشته مربوط به مهندسی خونده بودم . حالا چی شد که به سرم زد که دکتر بشم ، دقیقا یادم نیست . فکر کنم برای جرم گیری دندان رفته بودم دانشکده دندانپزشکی شهرمون و اونجا دانشجوهای دندانپزشکی رو دیده بودم و کلا ا ...
والا من سر از کار بلاگیکس در نیاوردم .هنوزم میگم که من بیان رو دوست داشتم و کاشکی که بیان بسته نمی شد .همه چیز رو روال خودش بود . وقتی ستاره ای روشن می شد ، متوجه می شدی که اون فرد مورد نظرت ، یک مطلب جدید گذاشته .در پاسخ به نظراتت ، یک سربرگ بود که بلافاصله متوجه می شدی که در پاسخ به نظرت ، اون نوی ...
شاید فکر کنید موشک و جنگنده و جنگ و خونریزی ترسناک است. که ترسناک هم هست. اما بدتر از آن این است که با قندشکن چندصدهزار تومانی در روزهایی که ماههاست درآمدی نداشتی به اینترنت وصل میشوی و میبینی ایران به هیچ قسمتی از جهان نیست. به عبارت سادهتر دنیا، جهان و سایر کشورها به … ...
ادامه قسمت سه ...(قبلی :)تیر هایی که سوزن وار در پارچه حیات فرو میروند و قلب ها را به استخوان های سینه میدوزند. تیر هایی که دختران روستایی بر قلبشان چون ملیله های رنگارنگ میدوزند .تیرهایی که ردپای آتشینشان بر خشت خانه ها باقی میماند . تیر هایی که برایشان اشک ها سرازیرند تیرهایی که سرو ها را میشکنند. ...
در طی یک ساعت گذشته ، نمادهای اهرمی مثل : اهرم - توان - شتاب - موج - کلید و ... که صف فروش بودن ، توسط منابع صندوق تثبیت از صف فروش جمعشون کردن .قبلا گفتم که منابع صندوق ، محدود هست و هر روز یک سری از نمادها را حمایت می کنن و توان این که همه ی نمادها رو حمایت کنند ، ندارند .و همچنین قبلا گفتم که این ...
خب الان در جاده شمال هستم , تصمیمم کاملا یهویی شد گفتم بیشتر درباره نقشه کذاییم فکر کنم همان تپانچه و کلاش .الان متوجه شدم یک تپانچه در بهترین حالت میتواند بیست نفر را بکشد تازه اگر بتوانم با اظطرابم مبارزه کنم و سریعا خشاب را عوض کنم و وقت کافی برای فرار داشته باشم , میتوانم این میان هم کمی پول برد ...