امروز وارد یکی از گروه های بله شدم که بعضی از دوستان ویرگولی داخلش بودن واقعا حس خوبی داشت بعد تقریبا پنجاه روز با ویرگولیا باز صحبت کردم , اگه دوست داشتید جوین بشید دلم برای همتون خیلی تنگ شده , سراغ بعضی از بچه ها رو گرفتم نبودن تو گروه امیدوارم بیان و صحبت کنیم لینکشو تو پ.ن میزارم .پ.ن:ble.ir/jo ...
از تفنگ متنفرمبگیری رو شقیقهبه هنرمندکه تونباید بنویسی این پدیدهیا شدیدهاین کریههاون وسیعهمن ندیدهمینویسی یک لغت راخط بزنآنها ندیدهعمق فکرمکرده لانهبسط فکر راکرده چارهاین ندیدهآن ندیدهبنویس واژه ای راطلب من کن در آناسم من را اول خطبازگو کن الاناین نوشتیآن نوشتیآفرین جان دلم باز نوشتیعه نوشتیننویس ج ...
از تفنگ متنفرمبگیری رو شقیقهبه هنرمندکه تونباید بنویسی این پدیدهیا شدیدهاین کریههاون وسیعهمن ندیدهمینویسی یک لغت راخط بزنآنها ندیدهعمق فکرمکرده لانهبسط فکر راکرده چارهاین ندیدهآن ندیدهبنویس واژه ای راطلب من کن در آناسم من را اول خطبازگو کن الاناین نوشتیآن نوشتیآفرین جان دلم باز نوشتیعه نوشتیننویس ج ...
https://dl.musicdagh.ir/songs/best/marillion/Sympathy.mp3زندگی همینهدقیقا عین یه فیلمهتهش هیچی نمیشهاولش هیچی نبودهوسطاش اتفاق خاصی نمیوفتهفقط یه نمایش از چند تا بازیگرحالا نقش ما معلوم نیستشاید شاه باشیمشایدم رعیتولی تهش دوتا بازیگر بدبختیمکه باید نقشمونو بازی کنیمزندگی همینهتهش معلوم نیست چی قرار ...
استنلی کوبریک : کارگران تو فیلمسازیحتی اگر فیلمی نسازیسینماجادوییستکه جوهره خود رادر وجودت میفشاندفیلم بانی و کلاید وقتی خود را در تصاویر غرق میکنیدر قلبت را به روی سینما باز کرده ایجادویی که تو را در بر میگیردو از آن پستو هم فیلم ساز میشویفیلم رومن هالیدی هنگامی که دشتی را میبینیتصاویر تکه تکهدر ذه ...
استنلی کوبریک : کارگردان تو فیلمسازیحتی اگر فیلمی نسازیسینماجادوییستکه جوهره خود رادر وجودت می افشاند فیلم بانی و کلاید وقتی خود را در تصاویر غرق میکنیدر قلبت را به روی سینما باز کرده ایجادویی که تو را در بر میگیردو از آن پستو هم فیلم ساز میشویفیلم رومن هالیدیهنگامی که دشتی را میبینیتصاویر ، تکه تکه ...
۱.یه زمان یه بابایی بوده به نام برد ، این کارش تو معدن بوده ، ماهی هفته ای یه بار با قطار میومدن سراغ اینو و همکاراش که ببرنشون خونه ، تو راه از سیبری رد میشدن ، برادرمون برد یکم خجالتی بوده سر همین وقتی قطار تو راه وایمیساده که اینا برن یه گوشه ای دستشویی کنن این میرفته پشت درختا و بوته ها که کسی ن ...
۱.یه زمان یه بابایی بوده به نام جویس ، این کارش تو معدن بوده ، ماهی هفته ای یه بار با قطار میومدن سراغ اینو و همکاراش که ببرنشون خونه ، تو راه از سیبری رد میشدن ، برادرمون جویس یکم خجالتی بوده سر همین وقتی قطار تو راه وایمیساده که اینا برن یه گوشه ای دستشویی کنن این میرفته پشت درختا و بوته ها که کسی ...
۱.یه زمان یه بابایی بوده به نام برد ، این کارش تو معدن بوده ، ماهی هفته ای یه بار با قطار میومدن سراغ اینو و همکاراش که ببرنشون خونه ، تو راه از سیبری رد میشدن ، برادرمون برد یکم خجالتی بوده سر همین وقتی قطار تو راه وایمیساده که اینا برن یه گوشه ای دستشویی کنن این میرفته پشت درختا و بوته ها که کسی ن ...
۱.یه زمان یه بابایی بوده به نام جویس ، این کارش تو معدن بوده ، ماهی هفته ای یه بار با قطار میومدن سراغ اینو و همکاراش که ببرنشون خونه ، تو راه از سیبری رد میشدن ، برادرمون جویس یکم خجالتی بوده سر همین وقتی قطار تو راه وایمیساده که اینا برن یه گوشه ای دستشویی کنن این میرفته پشت درختا و بوته ها که کسی ...