داستان کوتاه :در پیاده رو های نم ناک و تاریک شب زیر نور های زرد و لامپ های قرمز پررنگ نئون مغازه ها آرام آرام قدم میزد , سرش پایین بود و در فکر فرو رفته بود , چندین افکار عجیب در سرش میگذشت , چترش را فراموش کرده بود بیاورد (باران آرام آرام باریدن گرفت) این فکر گوشه ذهن او را می آزرد , عمده فکرش درب ...
درود بر رفقای ویرگولی , این چند روز دیدم تنور انتشاراتی زدن خیلی داغه منم گفتم علاوه بر انتشارات «خاموشی» که موقتیه یه انتشارات دائمی با حال و هوای خودم بزنم که حس کردم حضورش توی ویرگول شاید بتونه مفید باشههدفم توی این انتشارات قرار دادن پستهایی هست که نشون میده گرچه غبار غم ذره ذره داره مارو توی خو ...
- پس عشق چی میشه-عشق چیه بابا دلت خوشهآخه نمیشه که عاشق نباشی-تو این وضع میشه-آخه یعنی تو نمیخوای یکی رو از ته دل دوست داشته باشی-ببین ،میتونم ، منم میتونم عاشق بشم ولی میترسم ، میترسم وقتی میبینم پول اجاره یه خونه رو هم ندارم ، میترسم وقتی میبینم نه میتونم گوشت بخرم نه مرغ نه حتی تن ماهی ، میترسم و ...
درود مجدد دوستان این یه پست یحتمل موقتی برای این روزهاست :خواستم یه پیشنهاد بدم ، حالا که کامنتا بستس و حالمون هم شدیدا بده به خاطر تمام اتفاقات حال حاضر ایران ، گفتم بیاییم عکسایی رو که قبلا گرفتیم و برامون ارزشمنده (داخل گالری) اینجا پست کنیم و از عکسای هم که حالا میتونه از درخت باشه از خیابون باش ...
درود مجدد دوستان این یه پست یحتمل موقتی برای این روزهاست :خواستم یه پیشنهاد بدم ، حالا که کامنتا بستس و حالمون هم شدیدا بده به خاطر تمام اتفاقات حال حاضر ایران ، گفتم بیاییم عکسایی رو که قبلا گرفتیم و برامون ارزشمنده (داخل گالری) اینجا پست کنیم و از عکسای هم که حالا میتونه از درخت باشه از خیابون باش ...
خب دوستان عزیز همونجور که احتمالا متوجه شدید ویرگول هم پرید , تنها رسانه ای که میشد داخلش بدون سانسور توی این وضعیت چیزی نوشت و بازخورد هاش رو دید هم پروندن , دلیل اینکارا خیلی عجیبه و من میسپارمش به تاریخ و آیندگان, الان که دیگه نمیشه داخل کامنتا ازتون خبر بگیرم اما امیدوارم حالتون خوب باشه و زنده ...
خب دوستان عزیز همونجور که احتمالا متوجه شدید اینه که ویرگول هم پرید , تنها رسانه ای که میشد داخلش توی این وضعیت چیزی نوشت و بازخورد هاش رو دید هم پروندن , دلیل اینکارا خیلی عجیبه و من میسپارمش به تاریخ و آیندگان, الان که دیگه نمیشه داخل کامنتا ازتون خبر بگیرم اما امیدوارم حالتون خوب باشه و زنده بمون ...
پایان داستان ضحاک شاهنامه فردوسی تصحیح خالقی مطلق ببستش برین گونه آویختهوزو خون دل بر زمین ریخته بیا تا جهانی به بد نسپریم به کوشش همه دست نیکی بریم نباشد همی نیک و بد پایدارهمان به که نیکی بود یادگار همان گنج دینار و کاخ بلند نخواهد بدن مر تو را سودمند سخن ماند از تو همی یادگار سخن را چنین خوارمایه ...
درود بر دوستان عزیز این چند وقت فکرای عجیبی توی سرم گذشت و اینکه گفتم همینطوری بیام اینجا بنویسمشون :1 ) ناکامی ها : شما هم احتمالا یه سری نقطه های نرسیده توو زندگیتون دارید که سر نرسیدن بهشون سرکوفت زیاد خوردید یا خودتون به خودتون سرکوفت زدید , من درباره یه سری بخشای زندگیم به طرزی عجیبی دچار حساسی ...
درود بر دوستان عزیز این چند وقت فکرای عجیبی توی سرم گذشت و اینکه گفتم همینطوری بیام اینجا بنویسمشون :1 ) ناکامی ها : شما هم احتمالا یه سری نقطه های نرسیده توو زندگیتون دارید که سر نرسیدن بهشون سرکوفت زیاد خوردید یا خودتون به خودتون سرکوفت زدید , من درباره یه سری بخشای زندگیم به طرزی عجیبی دچار حساسی ...