در عقربه های ساعتنگاهم مسخ شدهسوسکیروی تخت خوابیدهو روی عقربه هابه اعداد مینگرداگر زمان تند شودسرش گیج میروددر خیابان های شهرپاهایم مسخ شده استماریکه میخزدو تن لزجش رامیان کافه ها جا به جا میکنددر پرده های سینمامغزم مسخ شده استحشره ایکه میخواهد پر بکشداما تنهابر صندلی نشستهو چربی میل میکنددر تنهاییم ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

-آقا اینا چنده ؟- کدومو میگی حاج خانم؟- این طالبیا , همینا ... - صد تومن - پرتقالم دارید ؟-بله , اونجاس - میزاری جدا کنم ؟-نه حاج خانم همشون شیرینه به خدا - پس ربع کیلو بکش برام مرد شکم گردی داشت و سیبیل هایی کلفت پشت ترازو ایستاد و حساب کرد : - سیصد و شصت تومن ناقابل کارت را داد ... - پسری ... چیزی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خیلی فکر کردم برای کی نامه بنویسم , گزینه های زیادی تو ذهنم اومد(مادرم , پدرم , خواهرم... ) بعضی گزینه ها هم مثل افراد رنج دیده تاریخ که کسی بهشون نپرداخته یا برای ماه یا خیلی چیزا , ولی تصمیم گرفتم ناممو برای سازم معلمم و پی اس فورم بنویسم .هی ویولن عزیزم , اولین بار کلاس پنجم بودیم , در خانه مادرب ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

یه کامنت واسه پست آخر خانم الناز عطائی نوشتم ، رفتم نگاه کردم دیدم ویرگول پاکش کرده ، همون لحظه یه حس منزجر کننده بهم دست داد فکر کردن یه سوسک بیچاره ام که زیر یه شیشه کوچیک داره راه میره و همش یه سریا از بالا با دمپایی وایسادن و تهدیدش میکنن، این سوسک بیچاره به عنوان یه نویسنده معمولی تو یه وبلاگ ا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

اگر تنها گمگشته ای در دو جهانم دوست دارم اینگونه مرا به خاطر بیاوریمن روحی گمشدهمیان امواج خروشانمنشسته بر صخره های جزیره ای دورو همانسان که به غروب آفتابپرواز مرغابی ها وبالا و پایین موج‌ مینگرمدوست دارم نامه ای بنویسمنامه ای برای تو (همه شما دوستانم)اگر روزی در جنگلی سبز و مه گرفتهزیر پوشش درختان ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

کاش بارانی بباردو اندوه مرادر این جنگل سبز پر درختبشویدکاش بارانی ببارداکنون میان جلگه های فراوانبین کاج های سوزنیگل های سرخ و سفیدو دامنه ای سبزایستاده اممیخواهم بارانی بباردماه را آب کندو سفیدی اش را بر سیاهی بوم حیاتمبگستراندسفر میکنماکنون میان بازارچه هستمصدای شبو قدم های پر هیاهومردی میان قرفه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

کاش بارانی بباردو اندوه مرادر این جنگل سبز پر درختبشویدکاش بارانی ببارداکنون میان جلگه های فراوانبین کاج های سوزنیگل های سرخ و سفیدو دامنه ای سبزایستاده اممیخواهم بارانی بباردماه را آب کندو سفیدی اش را بر سیاهی بوم حیاتمبگستراندسفر میکنماکنون میان بازارچه هستمصدای شبو قدم های پر هیاهومردی میان قرفه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

یه چالش باحال بچه ها تدارک دیدن گفتم منم شرکت کنم ، ایده اولیه از مهسا و آیدا خانم بود و اجراشم با آقا بردیا .خب من این کتابامو مثل بچه های نداشتم دوست دارم و اولش تردید داشتم عکسشونو بزارم اینجا ترسیدم چشمشون بزننکتابا رو تقریبا به ترتیب چیدم ترتیب نویسنده ها ، طبقه پایین بیشتر شعره که از فردوسی بز ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

تو اعماق غم و اندوه بودم ، یه آهنگ ملایم با گیتار دم گوشم بود و به ماهی که آروم آروم داشت میرفت زیر ابر سیاه خیره شده بودم ، یه کتابم رو شکمم بود همینطور داشتم فکر میکردم یهو گوشیو برداشتم اومدم ویرگول رفتم دیدم کسی کامنت نذاشته و اینا …. بعد یهو رفتم ناشناس ، یکی از بچه ها طبق معمول رگباری پشت هم ف ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

لا به لای سیم های گیتاردر هیاهوی کلید های پیانومیان تار های سنتورروی گرد آرشه کمانچهروی چوب درامدردی از من باقی ماندهاین منمجاری میان نوت هاو میخواهم دقیقه ای دور شوممیخواهم برومو دیگر بازنگردمدوست دارم موسیقیمرا به دور ترین کهکشان ببردآنجا پیاده شومو محو شومحاضرم برای چیدن یک سیب بمیرمهمانطور برای ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید