( داستان کوتاه از : تهمتن )رفتم دم در ، توی چشمی نگاه کردم :_ کیه ؟ چی میخوای ..._از طرف هاشم اومدم سیگارمو برداشتم و شیکممو از زیر پیرهن خاروندم :_ هاشم خر کیه ؟ _ هاشم ، هاشم خیری نمیشناسی ؟ _ برو پی کارت مردیکه هاشم کیه ....مرده رفت پی کارش ...رفتم طرف کاناپه قوطی آبجو رو برداشتم و بازش کردم ، ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

( داستان کوتاه از : تهمتن )رفتم دم در ، توی چشمی نگاه کردم :_ کیه ؟ چی میخوای ..._از طرف هاشم اومدمسیگارمو برداشتم و شیکممو از زیر پیرهن خاروندم :_ هاشم خر کیه ؟_ هاشم ، هاشم خیری نمیشناسی ؟_ برو پی کارت مردیکه هاشم کیه ....مرده رفت پی کارش ...رفتم طرف کاناپه قوطی آبجو رو برداشتم و بازش کردم ، کنترل ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

درختان با هم آواز میخوانندو سرو ها میرقصندلب جادهسوز سرماو شکستن سکوت آسفالتبه سفر میرومنمیدانم مقصدم کجاستنشانی مرااز بلند ترین ستاره آسمان بگیرنشانم را از پیرمردی لالو دخترکی سوخته در عشق بگیرمرا از بالای کاج ها بنگرو از آن بالا برایم دست تکان بدهبه سفر میرومنمیدانم تا آزادی چقدر راه استاین را از ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

درختان با هم آواز میخوانندو سرو ها میرقصندلب جادهسوز سرماو شکستن سکوت آسفالتبه واسطه تایر ماشین ها به سفر میرومنمیدانم مقصدم کجاستنشانی مرااز بلند ترین ستاره آسمان بگیرنشانم را از پیرمردی لالو دخترکی سوخته در عشق بگیرمرا از بالای کاج ها بنگرو از آن بالا برایم دست تکان بدهبه سفر میرومنمیدانم تا آزادی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

(به مناسبت بازگشایی کامنت ها :)درود دوستان پیامای زیادی داخل ناشناس ازتون گرفتم و خیلی خوشحال شدم از خوندنشونیه دوستی پیام دادن درباره تشکیل یه گپ نویسندگی که من باید بگم امکان این کارو ندارم ،کار داشتن با من که ازشون میخوام اگه ممکنه به آیدی بنده در بله پیام بدن :‎@mehgintدیگه اینکه دوستای عزیزم خی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

از دور زیاد نگاهم میکرد ، نزدیک شد :-ببخشید ، چه کتابیه ؟دامن سرمه ای ، کفش های قرمز آلبالویی و رژ لبی پررنگ زده بود- رنج های ورتر جوان-وای چقدر من دنبال این کتاب بودماشاره ای به صندلی پشت گلدان روی میز کردم :-بفرمایید … بشینیدبا کرشمه ای صندلی را عقب کشید ، بند کیفش را از شانه بلند کرد و کنار گلدان ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

از دور زیاد نگاهم میکرد ، نزدیک شد :-ببخشید ، چه کتابیه ؟دامن سرمه ای ، کفش های قرمز آلبالویی و رژ لبی پررنگ زده بود- رنج های ورتر جوان-وای چقدر من دنبال این کتاب بودماشاره ای به صندلی پشت گلدان روی میز کردم :-بفرمایید … بشینیدبا کرشمه ای صندلی را عقب کشید ، بند کیفش را از شانه بلند کرد و کنار گلدان ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

از زیر درختای زرد رد میشماز زیر تیرای برقصدای گیتار گری تو سرمهکاشی های خیابون بالا پایین میشنلاشون سبزه رشد میکنهماه ازون بالامیاد پایینپایینپایین ترمیخوره تو سرمحالا غمگینمسوز گیتار گریهی گری لعنتیچطور از یه چوب و چند تا سیمهمچین صدایی در میاریروی نیمکت قرمز میشینملابه لای فلزاکاشیا دارن تکه تکه م ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

یه دست تو جیبزیر شدیدترین بارون شهرقدم میزنموسط خیابونآدما هراسون و عجولاز کنارم رد میشناونا واسه خیس نشدن لباسای بنجولشونچتر خریدنفکر کن ...با نگاه های احمقانهسر تا پامو ورانداز میکننمیدونم تو ذهنشون چی میگذره《هی اون احمقو ببین》《دیوونس》کلاهمو برمیدارمبیشتر خیس میشمباید به این عاقلا ثابت کنمکه من یه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

اطراف رودخانه ای قدم میزنمتلالو گرم آفتابو لرزش بی دریغ سطح آبدوست دارم لباس هایم را بکنمو تا انتها شنا کنمعمق رودخانه کم و ناچیز استکاش کروکودیلی بودمصبح ها در این هوای آفتابیتنم را زیر آب میکردمو برای شکاری آماده میشدمکاش ماهی بودمخبر از خشکی ها نداشتماز ناپلئوناز چنگیزاستالینکاش آفتاب بودمعاشق هم ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید