امروز به تاریخ چهارم تیر 1405 داشتم کتاب ملال انگیز چخوف رو میخواندم ؛ رسیدم به صفحه ی شصت و هشت و همانجا کتاب را گرفتم و با طمانینه از وسط دو نصف کردم و بعد هر نصف رو هم دو نصف کردم و به همین ترتیب ادامه دادم ، فکر میکنم حوالی ساعت هشت بود که کتاب صد تیکه شده چخوف را داخل یک پلاستیک انداختم و گره ز ...
فانوس شببر عمق تنهاییم افزودو نگاهی که ابر های سیاه را پاره میکردمن اکنونچونان کلاغی سیاهدر عمق شومی این میغ فرو میرومتنم را در سیلاب باران های هرگز نیامده غرق میکنمو جنازه ام رابر آسمان صعب حیات فرود می آورممن از آن بالابه عمیق ترین رنج بشر مسلطمبه آن کوژپشتیکه مرگ را قورت داد وخلتش را بر جنازه گرگ ...
«برای کسانی که نوشتن برایشان فقط یک علاقه نیست»نوشتن اغلب در تنهایی اتفاق میافتد.اما رشد کردن در نوشتن، معمولاً در جمعی از نگاههای دقیق و صادق شکل میگیرد.بسیاری از نویسندگان، پیش از آنکه شناخته شوند، در حلقههایی کوچک از نویسندگان دیگر حضور داشتهاند؛جایی که متنها خوانده میشد،بیتعارف نقد میش ...
با چت جی پی تی داشتم صحبت میکردم ، پرسیدم کل کتابای نوشته شده چند تاست ؟ گفت :«تقریبا صد و پنجاه ملیون » ، گفتم: «یه آدم به طور میانگین اگه تا هشتاد سالگی عمر کنه چند تا میتونه بخونه؟» ، گفت اگه فعال ترین حالتشو در نظر بگیریم که کسی هفته ای یک کتاب بخونه (سالی پنجاه و هفت تا ) ، در طول شصت و پنج سال ...
میان دشتی ایستاده امرو به سوی دامنه ای سبزبادی که از مخالف میوزد ودر گوش هایم نجوا کناناز برف خبر میدهدآسمان آبی و کم ابر استخورشید دست زیر چانهنقره های رنگینش را بر سرم میپاشدمن رو به سوی مورچه ای زرددرباره علت وجود میپرسممورچه عرق پیشانی اش را پاک میکند وبارش را به سوی منزل میکشدمن از سرو میپرسمصد ...
امروز روز خیلی خوبی بود ، گاهی بین تقویم زندگیم بعضی روز ها خوب میشن ، بی دلیل ، انگار که همه چیز جور میشه، امشب به صفحه ویرگولم اومدم و دیدم سیصد تایی شده ، روز اولی که واردش شدم هیچوقت فکر نمیکردم بعد پست«یک کنکوری بدبخت» چیزی بنویسم ، اما به شکل عجیبی نوشتم و منتشر کردم ، ویرگول برام جای قشنگیه ه ...
باد بیرحمانه نوازشم میکنددرختان را میتکاند وپرده پنجره همسایه مقابل را تکان میدهدباد میتازدبه کوه ها میرودبه خانه ها میخوردابر ها را تغییر میدهدظهر جالبیستمثل همیشه ملال انگیز اما زیبامن در اندیشه باغم ودر اندیشه باد ودر اندیشه عشق ودر اندیشه خاطرات پیشیننمیدانم چقدر بدم وچقدر خوبمادرم همیشه ادعا می ...
درود دوستان من تصمیم گرفتم تُو صفحه ویرگول فقط نوشته هامو بذارم و معرفی کتاب و فیلم و موسیقی رو فقط داخل چنل تلگرام قرار بدم ، اگر تمایل داشتید عضو بشید و اگه خوشتون اومد لطفا به دوستانتون هم معرفیش کنید.اسم چنل تلفیق هست , به آیدی بنده داخل تلگرام پیام بدید تا لینک رو خدمتتون ارسال کنم .(اگر امکانش ...
درود دوستان , جامعه شناس یا فیلسوف یا منتقد نیستم اما دوست دارم به عنوان یک شهروند درباره کمدی ها و به طور کلی سینمای اخیر ایران صحبت کنم .خب من خیلی با سینمای فیزیکی صمیمت ندارم و دلیلش هم ترجیح آثار خارجی بر داخلی برای تماشا هست .اما از اونجایی که سینما امروز فقط روی پرده نیست بلکه در تلویزیون و ک ...
نام تمام بچههای رفتهدر دفترچهی دریاستبالای این ساحلفراز جنگل خوشگلدر چشم هر کوکبگهوارهای برپاست،بیخود نترس ای بچهی تنهانام تمام مردگان یحیاست.هر شب فراز ساحل تاریکدریا تماشا میکند همبازیانش رادر متن این آبیچهی تاریک،یک دسته کودک راکه چون یک خوشهی گنجشکبر پنج سیم برق، هر شب، گرد میآیند.اسفن ...