در طی یک ساعت گذشته ، نمادهای اهرمی مثل : اهرم - توان - شتاب - موج - کلید و ... که صف فروش بودن ، توسط منابع صندوق تثبیت از صف فروش جمعشون کردن .قبلا گفتم که منابع صندوق ، محدود هست و هر روز یک سری از نمادها را حمایت می کنن و توان این که همه ی نمادها رو حمایت کنند ، ندارند .و همچنین قبلا گفتم که این ...
خب الان در جاده شمال هستم , تصمیمم کاملا یهویی شد گفتم بیشتر درباره نقشه کذاییم فکر کنم همان تپانچه و کلاش .الان متوجه شدم یک تپانچه در بهترین حالت میتواند بیست نفر را بکشد تازه اگر بتوانم با اظطرابم مبارزه کنم و سریعا خشاب را عوض کنم و وقت کافی برای فرار داشته باشم , میتوانم این میان هم کمی پول برد ...
بعد از حدود 80 روز ، معاملات بازار سهام بازگشایی شد .طبق پیش بینی ها ، صندوق های تثبیت زیر بازر رو گرفتن تا سقوط نکنه .به حقوقی ها و بازارگردان ها هم گفتن که تا 15 خرداد فقط در سمت خرید می تونند باشند .برای کسانی که از قبل با بازار بورس آشنا هستند که هیچی .اونایی که آشنا نیستن ، بدونن که منابع صندوق ...
ادامه قسمت یک : (قبلیه ... )من میتوانم درباره آوردن یک تپانچه دوازده گلوله ای هم فکر کنم چون در جیب کتم جا میشود .اوه یک جوش وحشتناک بالای پیشانیم جا خشک کرده فکر کنم کارم تمام است در چهل سالگی جوشی به اندازه یک تپه زده ام , حالا تنها کافیست آماده شوم و بیرون بزنم . ببین قضیه آدم قابل اعتماد مهم است ...
خب الان در جاده شمال هستم , تصمیمم کاملا یهویی شد گفتم بیشتر درباره نقشه کذاییم فکر کنم همان تپانچه و کلاش , الان متوجه شدم یک تپانچه در بهترین حالت میتواند بیست نفر را بکشد تازه اگر بتوانم با اظطرابم مبارزه کنم و سریعا خشاب را عوض کنم و وقت کافی برای فرار داشته باشم , میتوانم این میان هم کمی پول بر ...
در اداره نشسته بودم , همهمه ای افراد , گرمای خاموش بودن کولر , همکار های وراج و صدای بوق ماشین بی پدری که تازه فهمیده دکمه ای رو فرمانش وجود دارد . این کاغذ ها را تا شب باید تمام کنم , باید اعداد سلولی را از روی برگه با میکروسکوپ بخوانم و بفهمم ویروسی که در وجود بشر خوابیده چرا کمی از حریص بودن خود ...
من پرنده شوقم را همانسان که در آسمان اوج گرفته شکار میکنم و به خشکی لبخندی کور میفرستمش من ابر عشقم را به اشکال مختلف تغییر میدهم و در اوج بارانی سرد رهایش میکنم نمیگذارم خشکسالی تمام شود من پرنده شوقم را همانسان که در آسمان اوج گرفته شکار میکنمپ.ن: نقاشی از ایوان شیشکین .پ.ن2: موسیقی Con Te Partirò ...
از اکت عاشقانهای که پارتنرش برایش انجام داده بود نوشت که No Words, Just Action. برای یک نویسنده که در بیشتر دوران زندگیاش کلمات تنها دارایی او بوده، تماشای زوال کلمات در نگاه آدمها سختتر از هر چیز دیگریست. ولی نمیتوان کتمان کرد که همانقدر که کلمهها بیشتر از گلولهها آدم کشتهاند، کلمهها بیشت ...
و مناین جسم خونالود و کم رمقچونان جنینی تازه متولد شدهلغزنده و بی تابمعریانی من خورشید را خجل کرد وماه را در آغوش رخوتناکم اسیر ساختو منتن کوچکم رااز بند نافی ازلیجدا میسازممام من رهایم کردهو من در میان زوزه خونالود کفتاری بزرگ شده امکه صدایش جز به بوف ها نرسیدماه در آغوش رخوتناکم بیمناک میگریدو من ...
لب جادهسروی خمیده نگاهم میکنداو آنقدر خم شدهکه تنها به اندازه یک برگبا مرگفاصله داردمن میخواهم کمکش کنماما میترسم بیشتر بشکنداینجا باد ها بی رحمندسرو بیچاره باید برای خود چاره ای بیابنددیرم شدهاز تماشای بیچارگی طبیعت به ستوه آمده امباید برومسوار کادیلاک کلاسیکم میشومروی صندلی جای یک گلدان خالیستمیرا ...