این مطلب رو خیلی دِلی، برای خودم و سارا خانم نوشتم. در مورد یک فیلم خاطرانگیز... که اگر بشه بعد از ۷۰ سال، یک فیلم سیاه و سفید دید و لذت برد، اون فیلم، قطعا تعطیلات رمی هست. رابطه سه ضلعی حکمران، رسانه و جامعه، به شکلی نمادین در این فیلم به تصویر کشیده شده (البته بیشتر حکمران و رسانه) و در بخش پایا ...
بعضیا نه تنها هیچ استعدادی تو روابط فردیشون ندارم بلکه ذاتشونم بی شعوره! وقتی بلد نیستی کسیو درک کنی وقتی همدلیو یاد نگرفتی حتی احترامو نمیفهمی، دهنتو ببند همین چیز سختی نیست حرف نزن! طرف میبینه مریضم ویروس از پا انداختتم بابام اولین جلسه شیمی درمانیشه و من نتونستم همراهش برمو تو خونه دارم میلرزمو ب ...
توی همون اتوبوسی که باهاش اومدم ، حالا نشسته در ردیف سمت راست روی صندلی شماره نه در مسیر برگشتم پرده ی خردلی رنگ رو کنار زدم و به زمینی که با سبز کم رنگ نقاشی شده نگاه میکنم از قاب پنجره خط زرشکی رنگی رو ما بین سبزی علف های بیابون و رنگ خاکستری کوه های دور دست میبینم ، حالا تا دو سال دیگه باید صبر ک ...
امام رضا علیه السلام... قبول دارید خیلی خاصه؟ یه ایران به این پهناوری رو برامون نگهداشته مثل گل! نه... گلستان... رشته تحصیلی من طوریه که باید از زبان مورخان مختلف و با رویکردهای مختلف تاریخ رو بخونم. هرچی میخونم بیشتر شگفتزده میشم از اینکه الان ایران رو داریم! فقط داریم! تو بگو ایران تحریمه و لاغ ...
گوشه ی دیوار مثل بی خانمان ها کنار کوله ی وسایلم روی زمین دراز کشیدم هر ازگاهی نسیمی از پنجره به داخل میاد و خنکی ملایمی تو خونه میپیچه و من به این فکر میکنم چطور فردا ازین هوا دل بکنم و برگردم برنامه تفریحات و جاهایی که باید میرفتم همگی بخاطر مریض شدن آبجی کوچیکه کنسل شد و من ناراحت نیستم چون همین ...
امروز هم از شدت هیجان، فریز شدم. شاید خندهدار باشه اما امروز حس خاصی نسبت به الف هم حس میکنم. ترکیبی از خشم، دلتنگی، دوست داشتن و حتی انزجار. با اینحال ویژگیهاش رو تو آدمهای دیگه نمیتونم تحمل کنم. شباهت هر کسی بهش واسم شبیه شکنجس. اینکه حسم نسبت به کسی که عاشقش بودم، تا این حد متفاوت شده، باعث میش ...
درود و صد درود، صد و دو و ششصد و پنجاه درود. پس از گذشت مدتهای مدید آن هم به شدت شدید، طی حرکتی غافلگیرانه آمیخته با عناصر چریکگونه تنی چند از یاران گرد هم آمدیم و دیداری تازه کردیم. ...
زهرای بتبا سلام ...
کاش جایی بودم که نوشتن شغل بود. میشد خزعبلاتی که ترشح میکنی را تبدیل به پولی کنی که باعث شود یکی جلویت پلو فسنجان بگذارد که کوفت کنی، یا نوش جان کنی، یا هر چه؛ برای آن یکی چه فرقی میکند تا وقتی بتوانی پولش را بدهی؟ ...
آدم ها هم دیگه رو با کلمات به دست می آورند و با رفتار از دست می دهند . ...