صدای تیک تاک ساعت میون سر و صدا و صحبت همسایه پایینی گم میشه تلویزیون رو مثل همیشه رو تایمر ۳۰ دقیقه گذاشتم تا بعد از خوابیدنم خودش خاموش بشه یک ساعت پیش به شدت خوابم میومد با خاموش کردن لامپ ها و خزیدن زیر پتو و بغل گرفتن بالشت آماده خواب بودم که با چک کردن گروه و دیدن برنامه ماه بعد خواب از سرم پر ...
میخواستم با ث صحبت کنم و تکلیف رابطه نیم بندمونو مشخص کنم که متوجه شدم اینستامو برای بار دوم آنفالو کرده! تقریبا مطمئنم پای کس دیگه ای درمیونه. دروغگوی پست. احتمال میدم از نامزدش جدا نشده و حتی جز اون هم با چن نفر دیگه اس. فکر میکردم یه آدم مسخره و غیرقابل اعتماد باشه اما فکر نمیکردم تا این حد... نم ...
•شما اگر موفق شوید قضاوت میشوید، اگر شکست بخورید همینطور. •اگر شاد باشید قضاوت میشوید ،اگر غمگین باشید همینطور . •اگر راست بگویید قضاوت میشوید ،اگر دروغ بگویید همینطور . •اگر انسانی شاد و اجتماعی باشید قضاوت میشوید اگر گوشه گیر و افسرده باشید همینطور … و این مثال را تا سطر ها میتوان ادامه داد! پس؛ ...
صبح اول هفته خودمو چطور آغاز کردم؟ تو اتوبوس.. بالاخره این دو روز بیکاری هم تموم شد و برای شیفت عصر امروز باید برمیگشتم رو صندلی ردیف چپ اتوبوس نشستم و صندلی کناریم خالیه.. معین از ضبط اتوبوس مدام میگه " هزار بار اومدم نبودی ، گرفتار اومدم نبودی" پاهام به شدت یخ کردن و کاش روم میشد و میتونستم بیارم ...
یک جوری در ثانیه نسبت به من واکنش نشون میدن که قشنگ تابلوئه که دارن ماست مالی میکنن... هیچوقت با دست رو بازی نکن... به جای تظاهر ، به دنبال اصلاح باش... به خدا ایراد اینه که نمیخوای بپذیری کوه ایرادات هستی... طلب سلامتی روح و جسم دارم برای خودم و همگان ... خدایا همه ی آدمها... همه ی آدمها ... همه ی ...
ما حرف میزدیم، میشد غیبت و گناه و بدی و بدجنسی و خراب کردن دیگران... خودشون حرف میزنن میشه ناله های عاشقانه... این دنیا میچرخه و میچرخه و میچرخه و هر چیزی که دیگران رو بخاطرش سرزنش کردی، سر راهت میذاره ، تو رو توی همون شرایط ، ولو بدترش میذاره... دست کم من نه عاشق بودم و نه به دنبال عاشقی... که عشق ...
چهل روز بیان رو بوسیدم گذاشتم لب طاقچه .پیش ازین چندین بار سعی کرده بودم یه مدت دور این میکده آفتابی نشم و هر بار یه جوری توبه شکسته بودم. اینبار عین چی به ضریحی دخیل بستم و نذر و نیاز کردم که طاقت بیارم، شماها که زیاد زیاد رهاش می کنین رمز موفقیتتون چیه؟ و امروز صبح جمعه که بالاخره اجازه داشتم بیام ...
خاله بزرگم همیشه کل عیدو میره شمال، بعد عید تازه میاد خاله بازی عیددیدنی راه میندازه توقعم داره همه به سازش برقصن ... مامانم که میرقصه اما من چند سال یکبار فقط برا اینکه قیافشون یادم نره تو یکی از مراسماشون شرکت میکنم دیشب مامانم گفت ظهر میریم خونه خالت، شبم خونه دخترش!!! گفتم من حوصله ندارم یکیشو م ...
هر کسی ممکنه عصبانی و پرخاشگر بشه. اما پرخاش پدر خانواده اصلا شبیه عصبانیت هیچکدوم از اعضا نیست. اون میتونه تا حد زیادی امنیت و آرامش رو از بین ببره. پدر مهمترین تامین کننده مالی خانواده اس. چه از نظر قانونی چه از نظر اقتصادی قدرتمندترینه. پس رفتارش به راحتی میتونه آرامش بقیه رو تحت تاثیر قرار بده. ...
- بگذار همه چیز را رها کنیم و بگذریم. . اما من دلم میخواهد حرف بزنم. میلی در من میسوزد و واژههایم خاکستر میشود؛ میل به حرف زدن. نه! میل به شنیده شدن. نه! این هم نه! میل به گفت و گو. بگذار به جای رها کردن بایستم، صدایم را صاف کنم و بلند حرف بزنم. بگذار صدایشان کنم. همیشه گفتهای من نامرئیم. باشد. ...