سال 85 بود . تازه فوق لیسانس قبول شده بودم و همزمان لیسانس دومم رو هم میخوندم . یادمه سرکلاس اقتصاد خرد 2 بودیم استاد مطلبی رو چندین بار توضیح داد و مدام بچه ها سوال می پرسیدن انگار که متوجه نمی شدن ، دستم رو بالا آوردم و گفتم میشه من توضیح بدم گفت بله بله حتمامن که توضیح دادم استاد پرسید فهمیدین ؟ ...
اضطراب: تعاریف، علل و روشهای مدیریتاضطراباضطراب یک واکنش طبیعی روانی و فیزیولوژیکی به موقعیتهای استرسزا یا تهدیدآمیز است که در سطح معقول به بقا و عملکرد بهتر کمک میکند. اما زمانی که این احساس به صورت مداوم، شدید یا بیدلیل ظاهر شود و زندگی روزمره فرد را مختل کند، به عنوان اختلال اضطرابی شناخته م ...
●طرحوارهها: چارچوبهای شناختی در روانشناسی●طرحوارهها (Schemas) ساختارهای ذهنی یا چارچوبهایی هستند که به افراد کمک میکنند تا اطلاعات جدید را سازماندهی، تفسیر و به خاطر بسپارند. این مفهوم نخستین بار توسط روانشناس برجسته، ژان پیاژه، معرفی شد و بعدها در روانشناسی شناختی و روانشناسی بالینی توسعه یافت ...
●کمالگرایی چیست؟کمالگرایی در روانشناسی به گرایش به دنبال استانداردهای بسیار بالا و کنترلگرانه گفته میشود که همراه با ارزیابیهای سختگیرانه از خود و نگرانی درباره نظر دیگران است . در حالی که برخی فرمهای کمالگرایی میتوانند انگیزهای برای رشد و تلاش بهینه باشند، نوع ناسازگار آن—شامل فشار برای ...
همهمون یه جاهایی تو زندگی به نقطهای رسیدیم که دیگه توان ادامه دادن نداشتیم. نه اینکه نخوایم، که نتونستیم. یه جور خستگی عمیق، یه جور تَرَک توی ذهن و جان. فروپاشی روانی همینجاست، همون لحظهای که انگار مغز و دل و بدن با هم میگن «دیگه نمیکشیم».توی پست قبلی از تجربه این فروپاشی نوشتم. توی این پست یا ...
اول فکر میکردم فقط یه روز بد دارم. بعدش شد چند روز، بعد چند هفته... و همهچیز کمکم خاکستری شد.نه دل و دماغی برای نوشتن، نه شوقی برای شروع، نه انرژی برای ادامه دادن.صداها توی ذهنم گنگ و پَسافتاده شدن، نورها سرد و بیرمق، و خودم... فقط یه آدم گیج که نمیدونه کیه، کجاست، و چیکار باید بکنه.فهمیدم که ...
دوتا بلبل خرما دارم ، یکی شون کاملا رام و دستی یه اون یکی نه ، اونی که دستی هست رو از جوجه بودن خودمون بزرگ کردیم ، رو دست هر کسی میره از دست هر کسی دونه می گیره ، بازی می کنه رو شونه هامون میشینه ، بیشتر اوقات بیرون از قفس هست و خلاصه که خیلی دوست داشتنی و اهلی هست . اون یکی اما اصلا نمی تونی بگیری ...
صلح در منطقه، آن چیزی که همه میخواهند. اما یکی برای رسیدن به آن سلاح میسازد و دیگری موشک پرتاب میکند، هر دو با هدف رسیدن به صلح! چه پارادوکس احمقانه و زیباییست. به نظرم بارزترین پارادوکس انسانی همین باشد. که " آدمها برای صلح میجنگند. "گفتم جنگ، واژهی آشنای این روزها، که از هر طرف نگاهش کنی فق ...
پادکست شادی جدیدشادی قدیمی: «گیر کردم، یعنی یه آدم داغونم، یه شکستخوردهام، یه فاجعهام»شادی جدید: «من یه انسانم — یعنی گاهی توی یهسری الگو گیر میافتم، و این کاملاً طبیعیه.»ما آدما موجودات الگومحوری هستیم.ذهنمون دنبال آشنایی میگرده — چیزایی که میشناسیم، راحتتر تکرارشون میکنیم، و همین تکرارها ...
همهچی از اونجایی شروع شد که یه مشت اراذل و اوباش به خانوادهم حمله، و من رو هم تهدید به مرگ کردن. گشت پلیس حدود ۲ ساعت بعد از تماس ما اومد. اگه درگیری تا اون موقع ادامه داشت، شاید الان نه من اینجا بودم و نه این پست.قسمت بد ماجرا اینه که این اراذل، پسرای همسایه دیوار به دیوارمون بودن. یعنی هر روز ...