پشت میز نشسته بودم و داشتم تایپ میکردم که یهو چشمم خورد به عنکبوتی که گوشه میز بود. قهوه ای بود و نسبتا بزرگ. با اون پاهای ترسناکش دوید وسط میز و درست جلو مانیتورم وایستاد.همیشه از عنکبوت ها میترسیدم. اولین چیزی که دستم اومد رو برداشتم، یه کتاب بود، با حرکتی نرم و آروم آماده شدم که از دست عنکبوت خلا ...
مریم داشت با آب و تاب از آقایی که به تازگی باهاش آشنا شده بود تعریف می کرد ، ی آقا می گفت صد تا از دهنش میومد بیرون : نمیدونی نمیدونی ، چه آقایی چه آقایی ، چقدر منظم ، چقدر زمان شناس ، چقدر با حساب کتاب ، چقدر دقیق صبح روزی که قرار بود برای اولین بار ببینمش بهم پیامک داد و گفت که امروز ساعت 4 باشما ...
تو مطب دندانپزشکی منتظر بودم تا نوبتم بشه ، کتابی تو دستم بود و داشتم می خوندم ، نیم ساعتی گذشت چشام درد گرفت کتابو بستم گذاشتم رو پام ؛ خانم کناری م گفت داستان ش قشنگه ؟ گفتم نه بابا ، داستان خیانت کجاش قشنگه !انگار که صاف دست گذاشتم روی دلش ! بهم گفت الانم که مُد شده! هر کی رو می بینی اینکاره س ...
میگفت : دیگه حوصله ندارم فیلم ببینم ! منی که زمانی می شستم و سه تا فیلم رو پشت سرهم نگاه می کردم !دیگه حوصله ندارم کتاب بخونم ! حوصله آشپزی کردنم ندارم به نظرم خیلی طول می کشه تا غذا حاضر بشه ! با هر آدم جدیدی که آشنا می شم تندی می خوام باهاش بخوابم ! اصلا انگار تو همه چی فقط می خوام تندی برسم به آخ ...
فکر کنم دوپامین معرف حضور همه تون باشه : هورمون انگیزه ! تا اینجاش رو احتمالا همه بدونین اما کارایی دوپامین خیلی بیشتر از اینهاست ! در یک مطالعه برای موش ها یک کپه غذا در یک طرف گذاشتند و یک کپه بزرگتر در طرف دیگر گذاشتن . اما قبل از کپه ی بزرگتر یک دیوار بود که لازم بود موش ها از روی آن رد بشن یا ...
به تازگی فیلمی در شبکه های اجتماعی منتشر شده که نشون میده تحقیرمی کنن نیروهای خط تولید لبنیات میهن رو ! من اون فیلم رو دیدم امیدوارم که اشتباه باشه ، به یکی از کارمندا میگه چرا ریش داری؟ به اون یکی میگه چرا سبیل داری ؟ به اون یکی میگه چرا فلان بهمان ؟ ! ! توی شرکتی که من کار می کنم ی سری از خانم ...
همیشه عاشق فصل های سرد سال بودم .هوای سرد ، بوی بارون ، برفِ سفید ، اما از وقتی ازدواج کردم و بچه دار شدم هوا که سرد میشه تنم می لرزه ! پسر هشت ساله م سینوزیت داره و در تمام فصل های سرد باید خودشو حسابی بپیچونه و مراقب باشه . متاسفانه بچه ها هم خیلی رعایت نمی کنند و خودِ این ، کار رو سخت تر کرده ! ه ...
پسر من فاویسم داره ، حساسیت باقالی ، یک سری از داروها براش منع مصرف داره . هر بار که می برمش دندانپزشکی میگن سیتانِس می زنیم و کار رو انجام میدن . چندی پیش یک دندانپزشکی بردمش کار که تموم شد تو ماشین بی حال شد و خوابش رفت ! هرچی می زدم تو گوشش به سختی جواب می داد. تندی رفتم کلینیک و ازشون پرسیدم که ...
تهیه شده توسط گروه تحقیقاتی شادی جدیدفک کن که توجهت مثل یه چراغ قوهاست که فقط میتونه روی چند تا چیز متمرکز بشه. وقتی تو افکار منفی، تجربیات سخت گذشته، یا ایدههای منفی درباره خودت گیر میکنی، همونطور که چراغ قوهات گیر کرده، به این افکار برمیگردی و هر بار دوباره بهشون فکر میکنی. این الگوی فکری م ...
تهیه شده توسط گروه تحقیقاتی شادی جدیداگه مثل من باشی، هر روز که از خواب بیدار میشی، با خودت میگی: "خب، امروز دیگه اون روزیه که زندگیمو میتونم کنترل کنم."ولی هر روز زندگی، یه سری اتفاقات پیشبینینشده جلوت میذاره.خیلی از درد و رنج ما از اینجاست که سعی میکنیم همه چیزای زندگی رو کنترل کنیم. این ی ...