نشستی خونه و حوصله تم سر رفته ، یکدفعه ی دوست قدیمی زنگ میزنه بیا بریم باغ فلانی همه چی هست صفا کنیم ، ، به چه فرصت خوبی ، پا میشی میری و می بینی ای دل غافل ، چه چیزایی تو دنیا بوده و من ازشون حتی خبرم نداشتم ! دختربچه های کم سن و سال ! غذاهای عجیب غریب ، آدم های پولدار و معروف که همه اونجا جمع هستن ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

ی گربه ی قشنگی هست که اسمش هوسیکو هست .من گربه ها رو خیلی دوست دارم و تو خیابون هم می بینمشون نازشون می کنم میدونم که کار درستی نیست البته ولی خوب ، ، ،این گربه ی زیبا یک صفحه تو اینستاگرام داره و من گاهی عکس وفیلماشو می بینم. چند روز پیش رفته بودم ساندویچی و از بوی دلچسب کالباس و سوسیس چندتا گربه ا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

چند وقت پیش رمز گوشی مو عوض کردم ، شب خوابیدم صبح بیدار شدم رمز جدید یادم رفت ! ! هر چی تلاش کردم یادم نیومد که نیومد ! گوشی رو بردم تعمیر گفتن راهی نداره و باید فلش بشه ! فلش کردن گوشی هم یعنی همه شماره تلفن ها ، عکس ها و فیلم های گوشی از بین می ره ! وای خدایا ! عکس های مسافرت هامون ، فیلم های کوچی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

تو آشناهامون یک پسری بود بسیار خوش تیپ ، با ادب ، تر تمیز و البته پزشک . این آقا که چشم خیلی از دخترهای فامیل دنبالش بود ازدواج کرد و صاحب دوتا دختر شد . بعدش ی روزی خانمش گفت می خوام برم امریکا دایی م رو ببینم با دوتا دخترم ، خیلی عادی با همسرش تا فرودگاه رفت ، سوار هواپیما شد و توی هواپیما مدارک ش ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خوب یادم میاد سال 1402 بود ، تیرماه بود و خرما پزون ! مدتی بود که ماشین مون جوش میاورد و هر تعمیرگاهی که می بردیم متوجه نمی شدن چشه ! ! آخه فن ها درست کار می کردند و انگار همه چیز سالم بود ولی ماشین از یک حد مسافتی که بیشتر راه می رفت جوش میاورد ! از قضا تو همین هاگیر واگیر همسرم برای ماموریت رفت شه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

شما امید دارین ؟ خیلی امیدوارید ؟ هر بار که کاری رو شروع می کنید خیلی امید دارید که میشه و به نتیجه می رسه ؟من اصلا به امید اعتقادی ندارم ! ! ! !من هربار که کاری رو شروع می کنم ، هر بار که به آخر چیزی فکر می کنم ، هرگز امید ندارم که میشه یا به نتیجه می رسه ! البته خیلی ها میگن که تو ناامید هستی ، ام ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

جمعه روزی بود رفته بودیم باغ یکی از فامیل ، خاله همسرم هم با خانواده شون اونجا بودن ، این روزها خاله همسرم حال خوبی نداره ، فراموشی گرفته و زیاد چیزی یادش نمیاد ، خیلی کند راه میره حرف نمی زنه و حتی میوه و غذا هم براش آماده می کنند تا بخوره ، القصه خانم ها نشسته بودند روی صندلی دور حوض آب و آقایون د ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

سال 85 بود . تازه فوق لیسانس قبول شده بودم و همزمان لیسانس دومم رو هم میخوندم . یادمه سرکلاس اقتصاد خرد 2 بودیم استاد مطلبی رو چندین بار توضیح داد و مدام بچه ها سوال می پرسیدن انگار که متوجه نمی شدن ، دستم رو بالا آوردم و گفتم میشه من توضیح بدم گفت بله بله حتمامن که توضیح دادم استاد پرسید فهمیدین ؟ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دوتا بلبل خرما دارم ، یکی شون کاملا رام و دستی یه اون یکی نه ، اونی که دستی هست رو از جوجه بودن خودمون بزرگ کردیم ، رو دست هر کسی میره از دست هر کسی دونه می گیره ، بازی می کنه رو شونه هامون میشینه ، بیشتر اوقات بیرون از قفس هست و خلاصه که خیلی دوست داشتنی و اهلی هست . اون یکی اما اصلا نمی تونی بگیری ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

تو سریال پایتخت شبی که خرس وارد اتوبوس شد و دست یک نفر رو زخمی کرد و دستش خونریزی کرد ، پسرم های های گریه می کرد ، گریه گریه که خرس گازش گرفت ! من و پدرش مرتب می گفتیم که دروغ بود اون خرس نبود که ، ی آدم بود که لباس خرس پوشیده بود ، مامان جان این فیلم بود . اما گریه های پسرم بند نمیومد ! نیم ساعت د ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید