1️⃣ 🎯 تمرین توقف فکر – “Stop Sign” ذهنی🔸 چی کار کن؟هر بار فکری تکراری و مزاحم اومد، توی ذهنت یک علامت "ایست 🛑❌" بزرگ تصور کن.🔸 مثال: «باز دوباره یاد اون اشتباه افتادم!» → ذهن: «🛑 ایست!»📍 بر پایهی 🧠 CBT (درمان شناختی رفتاری) برای متوقف کردن الگوهای فکری مزاحم2️⃣ 📦🧾 جعبه فکر – Thought Box🔸 چی کار کن؟ ...
🧘♀️✨ چطور از تنهایی لذت ببرم؟🧐(۱۰ تمرین عمیق، جذاب و کاربردی برای تبدیل «تنهایی» به «آرامش»)1️⃣ 🪞 تنهایی = زمان ملاقات با خودت🔹 به جای ترس از تنهایی، اونو فرصتی بدون برای دیدن خودت بدون نقاب.🔹 یه آینه بردار، توذهنت با خودت حرف بزن؛ صدات رو بشنو.«تو چی میخوای؟ نه بقیه، نه دنیا، فقط تو؟»📌 این یه شرو ...
دوباره همسفر شدیم و دوباره تهران.اینبار خداخدا میکردیم که مثل دفعه قبلی اسرائیل به سرش نزنه دقیقا تو روز سفر ما عرض اندام کنه!چشمترس شده بودیم دیگه، ولی از اصفهان به بعد ترسمون ریخت و مثل رخش زدیم به چاک جاده.سر راه به پیشنهاد من سری به حموم فین زدیم. من قبلا هم رفته بودم ولی هنوزم جایی که یه ز ...
جمعه روزی بود رفته بودیم باغ یکی از فامیل ، خاله همسرم هم با خانواده شون اونجا بودن ، این روزها خاله همسرم حال خوبی نداره ، فراموشی گرفته و زیاد چیزی یادش نمیاد ، خیلی کند راه میره حرف نمی زنه و حتی میوه و غذا هم براش آماده می کنند تا بخوره ، القصه خانم ها نشسته بودند روی صندلی دور حوض آب و آقایون د ...
میگفت نبات رو میزاره گوشه ی دهنش، سرشو میبره کنار شیر آب، آب خنک رو باز میکنه و دهنشو میگیره زیرش.آب خنک از کنار نبات رد میشه، چطوری میفهمیدیم؟ وقتی ک چشماشو میبست. انگار وسط بهشت کنار نهر عسل بود.انگار ی شربت شیرین تموم نشدنی داشت ک از مزه اش سیر نمیشد.سرشو ک میآورد بالا، اروم از ساعدش میکشید روی ...
این روزها حالِ پرندهای را دارم که تیراندازی بیهشدار، ناگهان به بالش شلیک کرده است. بیخبر، بیدلیل، درست در میانهی پرواز… زخمی شدم.حالا هر بار که میخواهم دوباره اوج بگیرم، بال زخمیام مرا به اینسو و آنسو میکشاند؛ پروازم لرزان و ناقص است و گاهی حتی سقوط میکنم و دوباره آسیب میبینم.اما در میان ...
گزارش تغییر به روایت یک جوجه اردک زشت که تا 20 شهریور در پردیس هنر اصفهان به روی صحنه میرود، یک نمایشِ تکاملی از گُفتمانِ اِروتیک با لحنی بزرگسالانه است که بعضاً شوخیهای دراماتیک آن در ژانر کودک تفسیر میشود. احسان جانمی به عنوان نویسنده و کارگردانِ این نمایش نباید به این موضوع که مثلاً این اثر 11 ...
دینگ دینگ! تبلیغ وام! فوری و بدون ضامن. گفتم چقدر عالی، عجب موهبتی! پاشنه دستکشم رو کشیدم و وارد هفتخوان شدم.اولش که میگفت باید برای دریافت وام باید یکی از اشتراکهای طلایی، نقرهای یا برنزی (داداش مگه المپیکه؟!) رو داشته باشی که واسه اون باید هزینه (بخونید پول زور!) پرداخت میکردم. پرداختیدم، و ...
عکس از خودمگاهی که به مرگ مینگرم برایم تلخ میشود و گاهی شیرین حتی مواقعی هست که برایم خنک و گوارا میشود اینبار در پیاده رو یک خیابان مرگ را میان رکاب های یک دوچرخه قدیمی یافتم و عجب مزه تلخی داشت فکر کردم شاید تنها دارایی آن پیرمرد همین دوچرخ بوده و آن را هم غل و زنجیر کرده زیر پلاکارتش گذاشته است ، ...
قسمت دوممادر من می ترسم... تو درباره یه موجود خیلی عظیم حرف می زدی داشتی برای مدح اون یه متن می نوشتی یه متن مثل دعا یه متن که لحجه ات رو هنوز نگه داشته بود لحجه ای که دیگه از نسل کهنمون به نسل جدید منتقل نمیشه و می دونم بزودی قراره از بین بره...نمی دونستم داری چیکار می کنی گاهی اوفات فکر می کنم نکن ...