Forwarded From دستخطپیرمرد رفته. سکوت خانه را بازپس گرفتهام، البته اگر همسایه بالایی را در نظر نگیریم که از صبح دریل دستش گرفته و هرجای خانه مینشینم بالای سرم را سوراخ میکند. درختان بیدمجنون برگ ریز دادهاند. دیروز که از آتیساز عبور میکردم شکوفه هم دیدم. اسفند غمگین و عجول و شرمنده و گرمی است. ...
Forwarded From بریدهها و برادههایادداشت نفیسه آزاد:سالهاست که آموختهام و تمرین کردهام جهان را از پشت عینک «ساختارها» و «نیروهای اجتماعی» ببینم. برای تحلیل پدیدههای اجتماعی، آدمها گاهی ناخودآگاه به «تودهها»، «طبقات» یا «قشرها» تبدیل میشوند. اما این چهل روز تمام لنزهای سردم را شکست. شبی که س ...
حوصله نداشتم شامم رو گرم کنم، بنابراین سرد و تو همون ظرف دربدار مربعی گذاشتمش روی میز. میخواستم بشینم که دیدم دور و برم رو غریبی و تنهایی فراگرفته. حتی جای پودر کاکائویی که از وسایل قنادی مامان برداشته بودم رو هم عوض کرده بودم و برام غریب بود! رفتم موبایلم رو آوردم سرگرم باشم، اما عادت ندارم همرا ...
Forwarded From همینْ حوالیبیآنکه نوشتهی زیرش را بخوانم و بفهمم چه خبر است، ویدئو را پلی کردم. معلمی وارد کلاس شد، عکس و نوشتهای پای تخته دید، دست روی صورتش گذاشت، گریه کرد و شانههایش لرزید. پای تخته نوشته بودند به یاد جاویدنام، صدرا. معلمِ توی ویدئو قد بلندی داشت با شانههایی افتاده. همراه مرد ...
خوش بین باش خوش بین باش خوش بین باش خوش بین باش خوش بین باش خوش بین باش خوش بین باش خوش بین باش خوش بین باش خوش بین باش خوش بین باش.... ...
ولی خوشی دنیا، جا مونده یه جایی وسط ماه رمضونای بچگی، که دم اذان با شوق سفره رو پهن میکردیم وسط خونه و همزمان با تیتراژ «خانه به دوش» و «متهم گریخت» نمازمون رو میخوندیم و با خنده شام میخوردیم و فکر میکردیم آقا ماشالا و اصلان و هاشم و شازده و... تا ابد هستن. با «سلام، هیچی سلامتی هاشم مرده» عل ...
نون قاشقش رو میذاره توی بشقاب و میگه: «میشه قبل از ظهر بری؟ نمیخوام پیش از رفتنت برم بیرون و بعد یهو بیام ببینم نیستی!» به این فکر میکنم من تا حالا واقعا تونستهم خداحافظی کنم؟ این هیچوقت برام آسون نبوده. اما پتوی سبزم رو میذارم پیشش بمونه؛ بدونه که نه تنها برمیگردم، بلکه قراره شبهایی رو با ...
درون هر کدام از ما میل بیحدی است برای نشان دادن زیبایی روحمان. ما ذاتاً زیبایی را دوست داریم و ذاتاً دوست داریم زیبایی درونمان را با دیگران به اشتراک بگذاریم. موقع قدم زدن در کنار دوستی، به دور دست خیره میشویم و میگوییم «ببین من تازگیا فهمیدم راه درست اینه که...» و این «فهمیدم» یعنی رشد و «در ...
اهورامزدا پیش از آنکه فَرَوَهْرها از حالت مینوی به صورت گیتوی در آیند، آنان را آزاد میگذارد در جهان مینا بمانند یا در جسم مادی خود فرورفته و با سپاه اهریمن ستیز کنند. آنها که باور داشتند میتوانند دیوها را شکست دهند، میپذیرند به جهان گیتا بیایند. این نیروهای مینوی و سرمد که در جان ایرانیان پارسا ...
Forwarded From Hαмιd ѕαlιмιفرض کنید این یک متن بلند است که دربارهی چگونگی آهستهتر شدن ویرانی من بعد از مراسم چهلم پدرم نوشته شده. فرض کنید در این متن توضیح دادهام ضروری است در این روزها به باریکههای بسیار کوچک نور چنگ بزنیم. فرض کنید توضیح دادهام روزی دوبار صفحهی حامد دلدار را میبینم و با صدا ...