Forwarded From Hαмιd ѕαlιмιتمام ویدیوهای حمید مهدوی را دیدهام. هرکدام را چندبار. بله، گریه کردم. بله، مدتهاست نخوابیدهام. دیشب هم بیدار ماندم و آتشنشان محبوب مرده را نگاه کردم. مرده نه، کشتهشده. فرق میکند آدم چطور دنیایی را که دوست دارد ترک کند. فرق میکند. حمید خیلی شبیه ما بوده. اهل اینستا، ت ...
Forwarded From Mohammad Alephکی به شما گفته که جهان قرار است عادلانه باشد اصلا؟ یکی از زندانیان گولاگهای شوروی میگفت که هرکس از ما که میمُرد، جنازهاش همانجا روی زمین یخزده میماند تا بهار سال بعد که هوا کمی بهتر شود و بتوان جنازه را از زمین جدا کرد. در همین حین هر روز، دیگران باید از کنار چنین ...
Forwarded From مَد۱۵ بهمن ۰۴بیشتر روزها، منم و مامان و خاله. گاهی خالههای دیگر هم هستند. یک روز زندایی آمده بود، از مهربانی بسیارش، فقط برای دیدن ما. بستری که بودی، یک بار میم پای تلفن گفت: «به قلعهٔ زنانت که میخواستی، رسیدی» و هر دو خندیدیم. الان از «قلعهٔ زنانم» بدم میآید؛ مثل همهٔ چیزهای دیگری ...
Forwarded From دو دنیا۱.بعد از حدود یک ماه تلگرامم بالا امد.انبوه نوشته های کانال هایی که دوستشان دارم را باید بخوانم.پیام های پرمهر کسانی که حالم را پرسیده اند باید جواب بدهم.و باید چیزی بنویسم.انگار زندگی برای من با نوشتن ادامه پیدا میکند و رنج حوادث را تنها با نوشتن می توانم لحظه ای زمین بگذارم.۲ ...
Forwarded From _lettersto_«چطور میشود میزان درد و رنج جسمی یا روحی را اندازه گرفت؟ یا به چه کیفیتی میتوان فعالیتِ غدد اشکی انسان را برآورد کرد؟ چه کسی دانههای اشکمان را، وقتی که نصفه شبها گریه میکنیم، میتواند بشمارد؟»• سیمای زنی در میان جمع / هاینریش بل@letterssto ...
Forwarded From سَبيدواون قسمت فلیبگ که دوتا آدم بستری شده توی مرکز درمانی سیگار میکشیدن و با هم حرف میزدن، یکیشون میگفت من میخوام برگردم پیش خانوادهم و مراقبشون باشم و اون یکی میگفت من فقط میخوام بتونم گریه کنم، مدام گریه کنم ...
Forwarded From Hαмιd ѕαlιмιدر میدان ونک به طرز احمقانهای پاچهی یک سرباز را گرفتم، فقط چون لباس نظامی تنش بود. بچهای حدودا همسن بردیا. برگشتم پیدایش کنم و دلجویی کنم، رفتهبود... روی سکویی نزدیک بیمارستان نشستم و چهاربار فیلم مادر حامد دلدار را نگاه کردم و گریه کردم. هربار که آخ حامد میگوید و صد ...
Forwarded From آن«ساحت گور تو سروستان شدای عزیز دل منتو کدامین سروی؟»- هوشنگ ابتهاج. #یادخنجراست@monadchannel ...
Forwarded From مَد۱۳ بهمن ۰۴زندگی مثل داستان است. معنای هر صحنه را صحنههای بعدی تعیین میکند. اینکه روی کاغذ نوشتی «فوقش میمیرم»، میتوانست بعدا یک شوخی دوتایی بامزهٔ ما باشد. جای زخم جراحی میتوانست یک رد صورتی خفیف روی قفسهٔ سینهات باشد که تو را به یاد موهبت زنده ماندن بیندازد. و ونتیلاتور و لو ...
Forwarded From روزنگار خانم شين (Sheyda Etemad)▫️«کسی که میخندد، هنوز خبر هولناک را نشنیدهاست.» وضعیت فعلی ما اگر قابل توصیف با کلمات باشد، به معنی واقعی «مسمومیت با اخبار» است. من مدتها بود که صبحهایم را با اخبار و تلفنم شروع نمیکردم. اول میرفتم سراغ بنفشهها، بعدم گربهها و قهوه. حالا ولی اول ...