Forwarded From همینْحوالیاز نسخهای که روانپزشکم تجویز کرده است فقط توانستهام لاموتریژن را تهیه کنم، آسنترا را پیدا نکردم. از نوبتهای قبلی چند ورق مانده. به خواهرم گفتم لابد تقصیر آن دختره است که سفارش هشت بسته آسنترا کرده بود. گفت ولی این روزها تعداد افرادی که رفتهاند سراغ آسنترا هم بیشتر شده. ...
Forwarded From صراحی«هزینه»ی بزرگی که جمهوری اسلامی با روند کنونیش به ایران و مردم تحمیل کرده «فرصت»هایی هست که از دست رفته! از بین اونها سرمایهگذاری روی چرخه هوش مصنوعی، از تحقیق و توسعه تا کاربرد و تاثیر در بهینهسازی امور و کارها، تا زیرساخت محاسباتی و جذب و تربیت نیروی انسانی، فرصتیه که از دست ...
Forwarded From دستخطبا اتکا به گوگل مپ مسیر را تغییر دادم و بچه را دیر به مدرسه رساندم. در راه برگشت حال تهوع و سرگیجه بود و بیلبوردهای سلام نظامی ارتش وفادار و این نوید که تا انقلاب مهدی ادامه دارند. وقتی رسیدم یک خرمای خشک زاهدی خوردم که بهتر شوم، حال تهوع شدیدتر شد. درها و پنجرهها را بستهام، ...
Forwarded From Hαмιd ѕαlιмιتمام ویدیوهای حمید مهدوی را دیدهام. هرکدام را چندبار. بله، گریه کردم. بله، مدتهاست نخوابیدهام. دیشب هم بیدار ماندم و آتشنشان محبوب مرده را نگاه کردم. مرده نه، کشتهشده. فرق میکند آدم چطور دنیایی را که دوست دارد ترک کند. فرق میکند. حمید خیلی شبیه ما بوده. اهل اینستا، ت ...
Forwarded From Mohammad Alephکی به شما گفته که جهان قرار است عادلانه باشد اصلا؟ یکی از زندانیان گولاگهای شوروی میگفت که هرکس از ما که میمُرد، جنازهاش همانجا روی زمین یخزده میماند تا بهار سال بعد که هوا کمی بهتر شود و بتوان جنازه را از زمین جدا کرد. در همین حین هر روز، دیگران باید از کنار چنین ...
Forwarded From مَد۱۵ بهمن ۰۴بیشتر روزها، منم و مامان و خاله. گاهی خالههای دیگر هم هستند. یک روز زندایی آمده بود، از مهربانی بسیارش، فقط برای دیدن ما. بستری که بودی، یک بار میم پای تلفن گفت: «به قلعهٔ زنانت که میخواستی، رسیدی» و هر دو خندیدیم. الان از «قلعهٔ زنانم» بدم میآید؛ مثل همهٔ چیزهای دیگری ...
Forwarded From دو دنیا۱.بعد از حدود یک ماه تلگرامم بالا امد.انبوه نوشته های کانال هایی که دوستشان دارم را باید بخوانم.پیام های پرمهر کسانی که حالم را پرسیده اند باید جواب بدهم.و باید چیزی بنویسم.انگار زندگی برای من با نوشتن ادامه پیدا میکند و رنج حوادث را تنها با نوشتن می توانم لحظه ای زمین بگذارم.۲ ...
Forwarded From _lettersto_«چطور میشود میزان درد و رنج جسمی یا روحی را اندازه گرفت؟ یا به چه کیفیتی میتوان فعالیتِ غدد اشکی انسان را برآورد کرد؟ چه کسی دانههای اشکمان را، وقتی که نصفه شبها گریه میکنیم، میتواند بشمارد؟»• سیمای زنی در میان جمع / هاینریش بل@letterssto ...
Forwarded From سَبيدواون قسمت فلیبگ که دوتا آدم بستری شده توی مرکز درمانی سیگار میکشیدن و با هم حرف میزدن، یکیشون میگفت من میخوام برگردم پیش خانوادهم و مراقبشون باشم و اون یکی میگفت من فقط میخوام بتونم گریه کنم، مدام گریه کنم ...
Forwarded From Hαмιd ѕαlιмιدر میدان ونک به طرز احمقانهای پاچهی یک سرباز را گرفتم، فقط چون لباس نظامی تنش بود. بچهای حدودا همسن بردیا. برگشتم پیدایش کنم و دلجویی کنم، رفتهبود... روی سکویی نزدیک بیمارستان نشستم و چهاربار فیلم مادر حامد دلدار را نگاه کردم و گریه کردم. هربار که آخ حامد میگوید و صد ...