Forwarded From من ِآشفته (Arefeh Hajhosseini)عصر ارام پنج شنبه ست.خانه تمیز است.دوتا گلدانم را با گل های زرد کمرنگ و ارغوانی پر کرده ام و یکی را وسط میز گرد شیشه ای اشپزخانه و دیگری را روی میز چهارگوش هال گذاشته ام.برای قهوه سازم که بعد از پنج سال دوباره به راهش انداخته ام امروز قهوه ی دانه خریده ا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From November 25thدر دهه بیست زندگی، فکر میکردم و عملا ایمان داشتم که به هر قیمتی شده، رویایم؛ هر رویایی از عشق و آرزو و جاه را نباید رها کنم. یک الگویی هم داشتم، دختری هم سن و سال خودم که از دید من معشوقه رویایی ترین رابطه عاشقانه قرن ما بود، یک جمله ای را جایی به نقل قول نوشته بود که: Do ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From November 25thمعطل دوستی شده بودم که بی معرفتی را در حقم تمام کرد و مجبور شدم تنها بروم کیش برای امتحان تافل. حتی نمی‌دانستم از پس تنهایی سفر رفتن بر می آیم یا نه؟ حتی اسم هتل را نمی دانستم چون او جا رزرو کرده بود از خواهرزاده اش که از کارکنان هتل بود. نمی‌رفتم از امتحان جا می ماندم، ب ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From چشم و چراغاز میان زن‌ها، هاجر را دوست دارم. مادر موسی هم خوب است اما او دیگر خیلی کول است. نمونه کامل چیل‌گای. خیلی به شهودش وصل‌ست. بنظرم بشخصه می‌توانست ادعای پیامبری کند. خدا به او الهام کرد و او شنید. چه الهامی؟ الهام سنگین. عارف واصلی بود.خدا گفت بچه را بیانداز توی نیل. مادر موسی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From رادیو تراژدیدردسال و اندی مریم حسینیانمن درد را در قامت آدم‏‌‌‏‌‌های زیادی دیده‏‌‌ام. شبیه خضر است و همان لحظه‌ای که منتظرش نیستی سروکله‏‌‌اش پیدا می‏‌‌شود. ممکن است خودت را شرحه‌شرحه کنی که بشناسی‏‌‌اش ولی وقتی حواست نیست، آمده است، نگاهت کرده و رفته. تفاوت مهمش با خضر این است که گم ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From دست‌خطبچه را که رساندم و برگشتم برق نبود و در پارکینگ باز نمی‌شد. زیر هر درختی ماشینی بود و زیر سایه‌ی هر ماشین گربه‌هایی. از اجبار ماشین را زیر آفتاب پارک کردم و بعید بدانم با دمایی که پیدا می‌کند گربه‌‌ای بهش تف هم بیندازد. آسانسور طبعا قفل کرده بود و از پله که بالا می‌آمدم همسایه‌ی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From آقشام گَلَندر کتابی که می‌خوانم، از داستانی به اسم "چگونه می‌توان زنی دیگر بود؟" از لوری مور نقل قول می‌کند. چیز زیادی از داستان معلوم نیست. نه ابتدایش، نه انتهایش و نه ماجرای داستان‌. فقط ما می‌فهمیم که مردی هست که زن دارد، و معشوقه هم. و درباره‌ی ویژگی‌های زن به معشوقه‌ می‌گوید. یکی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From کانال محمدکاظم کاظمی✳️ صحنه‌های پاک‌نشدنی 🔸محمدکاظم کاظمی🔻خداوند از او درگذرد. نام «کریم غول» در اوایل دههٔ هفتاد لرزه بر تن مهاجرین افغانستان در مشهد می‌انداخت، مأمور خشن و بی‌رحم «افغانی‌بگیر». سپس او در روزهایی که گرفتار سرطان شد، بسیار از مهاجرین حلالیت طلبید. سرطان او را برد اما ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From تجربه‌ بودن | محمود مقدّسی.▫️امّا کدام زندگی عادی؟اصلاً حق با تو. همه چیز را می‌دهیم زیر فرش. نه خانی آمده و نه خانی رفته. به زندگی عادی بر می‌گردیم. خبری هم نیست. چند ساختمان بوده و چند آدم و چند جای نظامی. حالا که دیگر هواپیمایی هم توی آسمان نیست. اصلاً خیلی شهرها اگر مسافر نمی‌داشت ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

این مدتی که ایران در جنگ بود، بیان آی‌پی‌ های خارجی را بلاک کرده بود. به وبلاگم دسترسی نداشتم. وبلاگ‌های شما را هم نمی‌توانستم بخوانم. از فشار ِننوشتن داشتم دیوانه میشدم. متنفرم از بی‌ثباتی این پلتفرم. عصبانی‌ام از خودم که نمی‌توانم بدون نوشتن دوام بیارم. به جای با ثبات‌تری برای نوشتن نیاز دارم ولی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید