من یاسهای کویتی زیر و لای برخی پستها را برمیدارم پوست آبنباتها را جمع میکنم اندیشههای بوقسگی را به مغزم باز میگردانم مجری سنگین خاطراتم را در آغوش میگیرم میبوسمت؛ دو بوسهی آرام و یک بوسهی محکم بدرود بدرود عزیز من ...
با اینکه هر چند دقیقه یک بار صدای توپ، تانک، فشفشه میآد (ممنونم که با ریتم خوندی) اما نمیدونم چرا امشب انقدر ساکت، ساکن و خالیه... ...
درود امیدوارم همگی تندرست باشید ممنون از دوستانی که پرسیدند ♡حال جسمیام خوبه. حال روحیم هم، به قول حسین صفا "کمی دلتنگی دارم که مرتفع خواهد شد..." :) • • • این یک خداحافظی نیست، اگر اینجا بسته شد که هنوز امیدوارم این اتفاق نیفته، با اسم دالون در بلاگیکس و تلگرام خواهم بود؛ اما قبل از اون: من ا ...
تمام چیزهایی که به زور من رو به زندگی وصل کرده بودن رو مجبور شدم رها کنم. حالا دیگه نمیدونم چیکار کنم. وقتی وسط خیابونی که از خاک و شیشه فرش شده بود، ایستاده بودم و داشتم گریه میکردم، نورا از پشت گوشی میگفت: «نگران نباش، همین الان اسم کتاب تستهات رو بگو برم برات بخرم، وقتی رسیدی هم میریم کتاب ...
نمیدونم چطوری رفتم به دیوار داخلی چسبیدم... رسما آواره شدم تمام کتابهام بالا موند تمام زار و زندگیم بالا موند... ...
دیروز عاشق بودم امروز هم عاشقم دیروز زندگی کردم اما امروز، باید همان دیروز آن باد از سرما افتادهی بهاری نوازش را کنار گذاشته و هلم میداد، پیش از آنکه انگشت دست چپم را بگیرد و با خود ببرد... از کنار پرتگاه گذشتم مماس و آرام نه برای اینکه نیفتم برای اینکه زمان داشته باشم زمانی برای مردن دور میشدم و ...
داشتم فهرست خرید را مینوشتم که "میرزا قلی رمضان" زنگ زد. چقدر چند روز قبل مدام "نون شمارهی ۲" را در مخاطبینم جستوجو کردم و پیدایش نکردم! آخر یاد دستهگلم افتادم که اسمش را به میرزا... تغییر داده بودم! :) صبح داشتم آماده میشدم و به این فکر میکردم: «کی این همه مو رو خشک میکنه؟» و برای نونها پی ...
جنوب بیش از هرجای دیگری در طول تاریخ با سوگ آشنا بوده و هست. همانقدر که رنگ و رقص و آواز دارد، مهربانی هم دارد و اهالیاش نیازی به دایههای مهربانتر از مادر ندارند که برای دختران از دسترفتهی میناباش غصه بخورند. سرزمینهای جنوبی اهالی ثروتمند اما محرومی دارند، حالا حامیان محرومکنندگان آمادهاند ...
من رو از احوال غرب کشور بیخبر نذارید... تلاشهام برای برقراری ارتباط بیفایده بود. ...
این خندهها این خندهها کمی طول میکشه واهی نبودنش رو هضم کنم... ...