خب... پژمان امشب گفت از لپ تاپ جدیدت چرا استفاده نمیکنی... دیگه دیدم راست میگه. راستش فرصت نمیکنم. هر غروب که میرسم خونه فقط دلم میخواد دراز بکشم. امروز صبح ساعت 10 ازمایشگاه بودم. جالبه من دو هفته دیگه دفاعمه و عملا پروژه هام تمومه و کارام تموم شده، اما باز زودتر از همه اونجام! حالا من تو ماه های ا ...
خوش به حال کسایی که از بنده هات شروع می کنن ، ازشون بد می بینن، صبر می کنن بر ظلم بنده هات، عبورشون می دی و در عوض بنده هات خودت میشی شروع و پایانشون خوش به حال کسایی که زشتی و ننگ ظلم رو تحمل نمی کنن ولو در بیست هزار کیلومتری خونه شون و با هر چی در دست دارن پشت مظلوم در میان و هر صبح و شام خونه هاش ...
گفتی که هواخواه منی، چنگ نبودی با قلب منِ خسته هماهنگ نبودی گفتی که مرا مدّعیِ عشق شناسند امّا چه گران، تشنهی این جنگ نبودی دل باختم و قصهی دل ریختمت پیش هر بار که از شیشه شدم، سنگ نبودی هر بار امیدم به خیالت که گره خورد دیدم که در این حلقه تو یکرنگ نبودی گفتی که بمان و ز غمِ عاشقی آموز ماند ...
در این مطلب، مهتاب جان توصیه عرفانی خودش رو نوشت و من هرچقدر فکر کردم، دیدم چیزی به ذهنم نمیرسه که بخوام بگم... از اتصال به آقا امام زمان علیه السلام برای رشد انسان چیزی بالاتر نیست. لیلا و برادرزادهام، با فاصله کمتر از ۲۴ ساعت به دنیا اومدند :) اما دیشب فهمیدم که برادرزادهام از پوشک گرفته شده. ...
خاک رَهِ آن یار سفر کرده بیارید... تا چشم جهان بین کُنَمَش جای اقامت... . . . بدون شرح... ...
ملت از امروز چله ی موسویه شروع می کنن. که نمی دونم چیه ولی تا عید قربان هست... ما چی؟ ما خیره سری ما گناه ما شرم ما امید به عفو تو به حرمت خودت و بزرگیت الاهی العفو خیلی بزرگی خدا که تو دل بدترین گناهکارها هم شعله امید برپا می کنی . هر چند شرمشون میخاد تو زمین فرو ببردشون. من گواهی میدم که در کل ...
"به تنهایی و بیکسی کشنده ای که آرام آرام فرسوده و فرسوده ترم می کند..." این جمله رو فانی بانو توی پست جدیدش گذاشت، بی آنکه راهی بذاره که براش کامنت بذاریم،قربون صدقه اش بریم، بگیم تو که تنها نیستی، ما هستیم، بگیم به خدا ما هم خیلی تنها و بی کس و کاریم و تا بهش ثابت نکنیم که چقدر ازش تنهاتریم، دست از ...
دوشنبه روز آفرینش زمینه. دوشنبه ها یه جوریم. از نوجوونی یه جوری بودم. انگار یه نسیمی میاد، شکوفا می کنه یه چیزی رو تو درون آدم. گم شده ام، گم کرده ام، گیجم امیدواری خیلی چیز بدیه به اندازه وفاداری بد و غیر انسانیه کاش از هر دو محروم بودم. کاش حداقل فراموشکار بودم .یا مغرور ، خصوصا حالا که چموش و لج ...
قلبم الکی الکی تند میطپه. بدنم یکم کرخته. استرس هم شده قوز بالا قوز. سعی کردم دست به کار بزنم اما شدت اضطرابم مانع میشه. واقعا باید یه کاری کنم. امشب هرطور شده یذره پیش میرم. ب اخیرا بهم پیام میده اما من دیگه ازش دوری میکنم. واسم تلخ شده. اون مدتی که بی دلیل باهام بد رفتار کرد باعث شده حالا حتی دلم ...
باران میبارد. رعد و برق میزند. باران بهار شیطنت باز است. شرور. دو دقیقه شلاق میکشد و میغرد، چند دقیقه آرام میگیرد و نفس که تازه کرد، باز امان نمیدهد و جوری میبارد که انگار میخواهد رد میلیاردها سال زندگی را از روی زمین پاک کند. باران پاییز ولی آرام و متین است. به یاد ندارم اینقدر داد و فریاد ...