پیشرفت خودت را، با متر فرد دیگری اندازه گیری نکن. آدم ها متفاوتند ... و تنها رقیب هرکسی، خودش است... ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

من معلم‌های بی‌نظیری داشته‌ام و دارم و همواره سعی کرده‌ام شاگردی کردن را تا جایی که می‌توانم رعایت بکنم. امشب یاد یکی از بی‌نظیرترین‌هایشان بودم و فهمیدم این دو ماه که او را ندیده‌ام، چقدر دلتنگش شده‌ام. البته که چند باری برای ایشان در واتس‌اپ پیام نوشتم و همواره محبت‌شان در پاسخ مرا شرمنده می‌کرد. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

نشد با ج همونطور که دوس داشتم تموم کنم. که ازش ویژگی مثبت بگم و بعد اینکه مناسب هم نیستیم و در اخر براش ارزوی موفقیت کنم. انقدر رو اعصاب بود و مضخرف بازی دراورد که باهاش دعوام شد. میگفت رفتارم بچگانس اما تکه اخر پیامها، پیامهای خودشو حذف کرد. یه ادم بی ظرفیت، تهی و کسی که واقعا حرفی برای گفتن نداشت. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

هی گفتم من نمایشگاه نمیرم! نمیام... مخصوصا با بچه‌ها کشش ندارم... حوصله ندارم با بچه‌ها و ... دیروز همسر جان رفت و گفت فردا می‌مونم خونه، تو برو. این شد که من هم قسمتم شد امروز رفتم نمایشگاه کتاب تهران. قشنگ متوجه شدم که از پارسال تا الان در مواجهه با کتاب‌ها و ناشران پیشرفت کردم. حرفه‌ای‌تر خرید کر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز حالم خوب بود. رفتم ناخن گذاشتم، صورتی شاین‌دار. با ناخن‌کار ارتباط گرفتم، حالش خوب نبود. ارتباط گرفتن را یادگرفته‌ام، ممکن است کمی بدقلق باشند اما در نهایت راه ارتباط را پیدا می‌کنم. بیشتر برایم چالش شده است. مثلاً اینجور که خب حالا که در جامعه‌ای و کاری نداری، میتوانی ارتباط بگیری؟ و شروع می‌ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

هیچ وقت به تو فکر نکرده ام. تقریبا هیچ وقت. یعنی از وقتی یاد گرفته ام به کسی فکر کنم، مدرسه ای که بودم به آن دختری که محبوب همه بود و دار و دسته اش فکر می کردم. دانشگاه به شاگرد اول کلاس.بعد عقد به آن خواهرشوهری که دوستم نداشت. بعد به آن بچه ام که غذا نمی خورد، این روزها هم به فکر صلحم تا وجدانم کمت ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

فردا با کسی قراره برم دیت که ازم ۲ سال کوچیکتره. یجورایی بهش دید فرزندی دارم😁😂 اون شب که کنارم ایستاد، بلند نشدم و حدس میزنم قدش بلند نبود. امیدوارم ازم قدش کوتاه تر نباشه. هرچند بدم نمیاد بهش بگم: بنظر میرسه برای رابطه برای هم مناسب نباشیم اما اگه مایل باشی میتونیم با هم دوست باشیم. بدم نمیاد یه رف ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

به وقت جلسه ی دفاع دکتراامروز سه شنبه، ۱۳ می ۲۰۲۵، و به تاریخ ایران، ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴، در ساعت ۱۰ صبح به وقت راچستر و ۵:۳۰ عصر به وقت ایران من از  رساله ی دکترام با موفقیت دفاع کردمامروز به جرات یکی از مهم ترین و بهترین روزهای زندگیم در آمریکا شد! خداروشکر میکنم بابت این چند سال حضورم در اینجا، بابت ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

کم‌ دارم چمدون سفر رو می‌بندم. مثل همیشه برای انتخاب لباس‌ها دارم وسواس به خرج می‌دم. لباس‌های انتخابی رو می‌پوشم، ست‌های متفاوت می‌کنم و از مامان و خواهرم می‌خوام نظر بدن. برای دیدنش هیجان دارم. امروز صبح که بیدار شدم پیام دادم که خواب بدی دیدم و هی گم میشدم. نمیدونم چرا توی خوابام هی گم میشم. گفت: ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

وطنم ای شکوه پابرجا، امروز رئیس شماره یک سه بار احضارم کرد و نرفتم و هر بار فحشی نثار کردم(،با عرض  شرمندگی،) آخرش به رئیس شماره سه متوسل شدند و صدایم زدند و با اکراه رفتم، دیدم به قول ادبا "بدا کارمندا که من بودم و صبورا رییسا که وی" بزرگان نشسته بودند و از منِ علمضغه * سوال کوچکی داشتند و "غلطا قض ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید