دیروز فکر میکردم از شدت دلتنگی شرحه شرحه خواهم شد. هزاران بار تا پیام دادن رفتم ولی پیامی ندادم. هر چه فکر کردم دیدم من دلگیرم و دارم مووآن میکنم بروم چه بگویم؟ وقتی خودم درخواست کردم پیام ندهد؟ وقتی هر دو به این نتیجه رسیدیم نصفه بودن به درد نمیخورد؟ وقتی من دلشکستهام؟ هیچ فایدهای نداشت پیام دا ...
میخوام دوباره بنویسم پس سلام اینکه چرا نبودمو خودمم نمیدونم دلیل خاصی نداشت شاید وقت نمیکردم شاید نوشتنم نمیومد شاید یادم نبود شاید هرچی ... امیدوارم خوب باشید ...
شب آخر جنگ گفتم دلم میخواد برگردم به همون روزهای معمولی و عادیِ قبل صبحش که بیدار شدم تا به خونه بیام ، تمام همکاران جلوی تلویزیون جمع شده بودند و خبر از آتش بس میدادند روزهای جنگ هر چند کوتاه ولی سخت بود شبهایی که خونه تنها بودم ، نه اینجایی بود که بنویسم و نه کسی بود که حرف بزنم و نگرانی هامو خالی ...
چ ۳ بار سعی کرد ازم جدا بشه و نتونست. من هم هربار پذبرفتمش. نه رفتنش زشته نه برگشتش. یه آدم لوتی و جنتلمن. کسی که عمیقه، ته دلش مدت هاس پیش کسی گیره ولی انقدر قشنگ عشق میورزه که آدم دلش بخواد خودشو گول بزنه و فراموش کنه که ته رابطه باهاش هیچی نیس. به اندازه کافی از کنارش بودن لذت بردم. شاید وقتشه هر ...
1404/04/03 دیشب زنگ زد ساعت ۲۰:۳۳ و من بودمو لرزه تمام وجودم، من بودمو عشقی که با تمام تلاشم واسه پنهان کردنش دوباره عیان شد من بودمو قلبی که فریاد دوست دارمش گوش دنیارو کر کرده بود و چقدررر سخت بود که جواب بدمو سرد باشم جواب بدمو جوری باشم که ناراحتم از تماسش برای همینم جواب دادمو خیلی معمولی جواب ...
اللهم اجعل قاعدنا فی درعک الحصینه متاسفم که ناراحت کردم مخاطبان رو سکوت نذر پیروزی نهایی ...
در پینوشتِ قبلی نوشتم که پیروزی ما، این وضعیتِ موسوم به آتشبس نیست. بلکه تمامِ این دوازده روز بوده و ادامه پیدا خواهد کرد. با افتخار بیشتر، اقتدار بیشتر، پیروزیهای بیشتر. نتیجهگرا نباشیم که خداوند متعال از ازل در کتاب مبین ثبت کرده نتیجه رو. کل رو ببینیم. دروغهای دشمن رو هم حواسمون باشه. اونا ا ...
دوازده روز آتش و انفجار و ترور و ویرانی و کشتار مقاومت مردم و نیروهای مسلح علی رغم کمتر بودن قدرت پدافندی در آسمان ایران باز شدن درهای جهنم روی تلاویو و لطمه خوردن گنبد آهنین و درست وقتی که موقع برداشت نتیجه بود یک توئیت نیمه شبی و آتش بس! آیا همه اینها نمی تواند مجموعه طراحی باشد برای یک کودتای ...
سایه جنگ که کم شد، به زندگی برگشتم. بارها در این بین از خودم تشکر کردم که با درمان به موقع اضطراب خودم را در چاهی بیانتها ننداختم. این روزها را دوست دارم. آرام هستم و ساکت. بیشتر از هر زمان دیگر، ساعتهایی را تنها و با خودم طی میکنم. مسیر زندگیام را بررسی میکنم، گاهی هم در آینده و حال میروم. ...
تیرماه و تابستان امسال از راه رسید در حالی که جهان آبستن اتفاقات و تحولات مهمی هست اما من خموش و افسرده و در خود فرورفته ام و دل و دماغی ندارم برای شروع هیچ کاری.دیگه خبرها رو هم زیاد دنبال نمیکنم.در واقع به جز داخلی ها که خیلی هم قابل اعتماد نیستند (از این نظر که خیلی چیزها رو نمیگن) چیزی نمونده که ...