اول از همه بگم که تو وجود داری. اذیت نکن منظورت چیه که می پری وسط حرفمو میگی خب یوفو و بشقابپرنده و آدم فضایی هم وجود داره؟ لابد بعدشم میخوای بگی ... بزار حرفم یادم نره، حرف بزن ولی ..... داشتم می گفتم، تو وجود داری ولی نه به اندازه ی خدا. اما خب خیلی وجود داری.سلطانی اصلا، بله درست داری تیکه می ...
خیال قوه بزرگ و مقدسیه. قوه خیال درست عین چوب بلند ماهیگیریای میمونه که به فراتر از واقعیت و جهان تاریک ماندهای که دست علم بهش نرسیده، دست دراز میکنه. و با نوک قلابش چیزی از تاریکی میگیره، و برمیگردونه میاره به روشنای علم. برای همینه که خیال برای رشد دادن واقعیت و فراتر رفتن از وضع موجود لاز ...
برای ۶امین بار باهام کات کرد! نمیدونم بخندم یا گریه کنم. تو زندگیم با ۶ نفر کات نکردم اما ۶بار ینفر با من کات کرده! جالبه که هر بار از سمت اون بود و برگشت هم از خودش. انقد دوسش داشتم که وقتی خواست برگرده پذیرا باشم. اما الآن دیگه نه. بخش مهمی از احساساتم بی جواب مونده. بار آخر ازش عصبانی شدم، اینبار ...
چ امروز خیلی دمغ بود. سعی کردم باهاش حرف بزنم، بهش توجه کنم و یا فقط کنارش باشم. هرکار میتونستم کردم اما زیاد اثر نداشت. در عوض ازم چیزی خواست که جوابم منفی بود و اون خواست سریع برگرده خونه. گفتم تاکسی نمیگیرم و میخوام پیاده برم. راه افتادم تا جایی که نتونستن بیشتر جلو برم. تو یه ایستگاه اتوبوس متوق ...
دستمو از ماشین بیرون میبرم باد گرمی بهش میخوره ،از لایِ شیشه داخل میاد و موهامو به هم میریزه همه چیز رنگِ خاکستری و خفه و گرفته ای داره از روستا که میومدیم هوا ابری بود ، نسیم خنکی به صورتم میخورد و درختای گردو از همیشه سبز تر بودند درختای بید حاشیه ی رودخانه ای که دیگه آب نداره به سمتی خم شده بودند ...
امشب نرفتم آخرین شب بود قرار بود جمع بندی باشد نرفتم و نشستم سی تا پست از شماها خواندم و کامنت گذاشتم با تمام دل و جان یک نفر هم جواب کامنتی که با تمام دلم داده بودم نوشت :...گویی ممنوع قبل از اینکه بهم بربخورد نگران شدم که نکند با کامنتم رفته باشم روی اعصابش و هنوزم نگرانم آمدم قطع دنبال کنم پست ...
بچه ها هرجا توئیت میزنین، پست میزارین هشتگ ترند میکنین نظر میدین، در نظرسنجی شرکت می کنین و پشت کشور رو خالی می کنین یا پشت حاکمیت رو، حواستون باشه که طمع نتانیاهو رو شعله ور می کنین و دور بعدی جنگ روجلو می اندازین. من که بدم نمیاد البته اما شما دقت کنین خصوصا اگر باز با اولین صدای انفجار قراره ...
مینویسم که اینجا بمونه، بلکه بعد مرگم برسه به دست یه سری آدما... اگه یه روزی مردم، قبل از هر چیز و هر کس به بابا بگین که این دختر صد خودشو واسه تو گزاشت، هعی آجرپاره گزاشت رو هم تا زندگی بسازه، ولی هعی تو خرابش کردی، هعی گند زدی به هر بذر امیدی که تو قلبم کاشته بودم. اونقدری که من برای تو تلاش کردم ...
اینقدر هوا گرمه که کولر در حد پنکه باد میزنه و شربتِ خنک آبلیمو هم جوابگوی تشنگی نیست دلم میخواد تمام کسایی که گفتن میون فصلا تابستون رو دوس دارن خفه کنم:) ...
چهارشنبه- ۴ تیر ۱۴۰۴ جنگ تمام شده انگار. دیروز تمام شد. جنگ تمام شده و " میم" هنوز برنگشته. نه برگشته و نه نشانی ازش پیدا شده. از خودم میپرسم یعنی بعد از این دوازده روز، هنوز زنده است یا اینکه مهسا دیگر بابا ندارد؟ یعنی او مرده؟ هر روز که از این دوازده روز گذشت امید ما کم و کمتر شد، اما مهسا هنوز ه ...