صبح سهشنبه ما قرار بود حرکت کنیم ولی تا همسر بره ارزهایی که خریده بود رو تحویل بگیره، دیر شد و حدود ساعت ۱۱ ظهر راه افتادیم. اینم بگم امسال، برادرشوهر ۲۰ سالهام هم با ما اومده سفر. بنده خدا تمام مسیری که در ایران در ماشین نشسته بودیم؛ صندلی عقب پیش بچهها بود. دیوانهاش کردند ولی نجیبانه هیچی نمی ...
کجای این نخ و رچ ها؟ کجای دار وجودم؟ چگونه بود زمانه؟ در آن زمان که نبودم؟ تو یکه نقش گلی روی چله ی تاریخ «من»، که نه... «ذره ی پرزی که دست شانه زدودم» بیا و تار های کهنه ی فرش را بنواز ببین مرا که میان دو رشته ی پودم. بیا بباف و بچین کار یکسره کن خطوط نقشه ی قالی، خالی و خام چه سودم؟ این شع ...
۱. اطلاعیهی «کارگاه نقد ادبی روانکاوانه ۲» کارگاه «نقد ادبی روانکاوانه (۲)» برای کسانی طراحی شده است که با مفاهیم پایهای نظریهی روانکاوی کلاسیک (فرویدی) آشنا هستند و مایلاند در نقد عملی روانکاوانه تبحّر پیدا کنند. لذا رویکرد این کارگاه صرفاً کاربردی است و به مفاهیم نظری نخواهیم پرداخت. در ای ...
دقیقا یادم نمیاد چند روزه، ولی یه مدته با خانواده داداشم هم خونه هستیم( تقریبا پنج شش روزه) چون تحویل خونه جدیدشون به علت جنگ کمی عقب افتاده و موعد اجاره شون هم تموم شده دیگه ناچار اومدن موقت سمت ما. و چقدر این زندگی اشتراکی برکت داشته برام عشقم به زنداداش دوباره سر برکرده ظرافت و زنانگیش توی خونه ...
پیشاپیش بابت انتشار چنین مطلب چندشناکی معذرت میخوام ... برای شام رفتم ازین مغازه های سوخاری کیلویی غذامو سفارش دادمو مشغول خوردن بودم که دیدم یه اقای نسبتا جوونی سرو صورتشو تو روشویی شست و اومد جلو پیشخون صندوقدار وایساد که سفارش بده، دیدم همین طوری آب از صورتش میریزه رو میز، با تعجب نگاش میکردم که ...
تو نه غمی ببارمت نه نامه ای بخوانمت نه اینکه دوست بدانمت بگو که هستی؟! ...
بهمن_اسفند ۱۴۰۲ که رفتیم زیارت عتبات؛ وقتی برگشتیم؛ دیدم مامانم فرشهای خونهمون رو داده قالیشویی و با خانم کمکیاش، یک یا دو یا چند روزی مشغول تمیزکاری خونهمون بودند. منتها به گفته خودشون، خونهام تمیز بود. ولی خب خیلی جاها هم اثر زحماتشون مشهود بود. از چهارشنبه قبل که فرشها رو دادیم قالیشویی، ...
من نمیفهمم اینی که توی سرم جا خوش کرده مغز من است یا مغز دشمن من؟ نشد ما یک کاری بخواهیم بکنیم و این تکه گوشت در هم پیچیده ساز مخالف نزند. میخواهی عادت جدید بسازی مقاومت میکند. میخواهی عادت قبلی را ترک کنی، راه نمیدهد. میخواهی بخوابی، خفاش شب میشود. میخواهی بیدار بمانی، هوس خواب اصحاب کهف میک ...
درسته که من امروز من نبودم ولی توام توئه همیشه نبودی امروز که دلم میخواست بفهمی حالم خوب نیست نفهمیدیم مثل همیشه قلبمو لمس نکردی برعکس همیشه فکرمو نخوندی نفهمیدی چقدر پرم از همه چیز و چقدر خوب نیستم راستش امروز محتاج عاشقانه شدنت بودم محتاج این بودم که بهم بگی من خوبم من کافیم ولی برعکس امروز ازم ای ...
سلام ... به زودی برمیگردم ...😄 ...