روز پونزدهم دی ماه، پونزدهم رجب المرجب... صبح بیدار شدم و بعد از نماز، زینب با پدرش راهی مدرسه شد. منم نشستم و طرح درس کلاس انقلاب مطلوبم رو در ورد پاکنویس کردم. کار کلاسی درس صلاحیت‌های مدرسی انقلاب اسلامی بود و برای خانم دکتر فرستادم. بعد آماده شدم و با لیلا که خیلی خوابش می‌اومد راهی مدرس ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

روز پونزدهم دی ماه، پونزدهم رجب المرجب... صبح بیدار شدم و بعد از نماز، زینب با پدرش راهی مدرسه شد. منم نشستم و طرح درس کلاس انقلاب مطلوبم رو در ورد پاکنویس کردم. کار کلاسی درس صلاحیت‌های مدرسی انقلاب اسلامی بود و برای خانم دکتر فرستادم. بعد آماده شدم و با لیلا که خیلی خوابش می‌اومد راهی مدرسه شد ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز که داشتم درس می‌خواندم احساس کردم نوازنده‌ی ویالون کشتی در حال غرق تایتانیکم. همه‌ی ما که مجبور به ادامه روزها هستیم در یک کنسرت بی‌پایان گیر کردیم. رهبر ارکستر با خستگی هر بار دست‌هایش را تکان می‌دهد و نوازنده‌ها هر کدوم با خستگی صدای گوش خراشی از ساز خود تولید می‌کنند. هر چند وقت یکبار هم کس ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز و امشب از بدترین روزا و شبای زندگیم بودن. یه تلفنچی تو یه بحث ساده بخاطر درست نشنیدن عبارت ۰۳ بهم گفت باید سمعک بگیرم. همکارهایی که قرار بودن اخراج بشن به کسی که زیرآبشونو زده بود بیشتر از من اعتماد دارن! مدیرعامل اشتباه فاحشی کرده بود که حتی نمیفهمیدش و دنبال این بود ‌که روزنه ای برا فریاد کش ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

همچنان خوب نیستم. معده‌م کامل بهم ریخته. تنها عضو خانواده که این جور شده هم منم. شاید اضطراب اتفافات کشور باشه، شاید هم مسمومیت یا ویروس. نمیدونم واقعا انرژی‌م رو کامل گرفته. هیچ کاری نمی‌تونم بکنم. این تهوع، کم انرژی بودنم، نرسیدن به برنامه‌ای که ریختم غمگین و حساسم کرده. حساس شدم نسبت به آدم‌ها. د ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بعضی آدم‌ها اکثر اوقات سردرد دارند، بعضی‌ها معده‌درد و من؟ بدن من معده را انتخاب کرده ولی سیستم حالت تهوعش را. برای هر عکس‌العمل و واکنشی سراغ حالت تهوع می‌رود، انگار شده گزینه در دسترس. از صبح احساس می‌کردم معده‌م کمی ناخوش است تا الان که فهمیدم واقعا ناخوش است. دراز کشیده‌ام و دارم فکر می‌کنم مسمو ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دوستم که ظهر می‌پرسید چه دوست دارم و چه می‌خورم. شب آمد و گرانولای موردعلاقه‌ام را پیدا کرده بود. گفت: دلم برایت تنگ شده بود و دوست داشتم چیزی برایت بیاورم. چقدر دلگرم کننده‌اند این محبت‌های بی‌چشم‌ داشت. یادم است در روزهای بعد از جنگ توییتی زده بودند که: روابطتون با دوستاتون توی این مدت چطور شده؟ م ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

ادب مدرک نیست! ادب لباس گران پوشیدن نیست، ادب بالای شهر زندگی کردن نیست! ادب ماشین خوب داشتن نیست، ثروت و مدرک ادب نمی آورد، ادب در ذات آدمهاست که با تربیت و آموزش صحیح به بار می نشیند، ادب یعنی به همسرت امنیت، به فرزندت محبت به پدر و مادرت خدمت و به دوستانت شادی را هدیه کنی، و معنای #آدمیت را درک ک ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

گاهی از این فکر که هر لحظه ممکن است مرگ از راه برسد و من هنوز یاد نگرفته‌ام چطور زندگی کنم وحشت میکنم. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دیشب با مریم حرف زدم و برایش نوشتم: من ترسیده‌ام و مادرم را می‌خواهم! نوشت: چه شده؟ گفتم: نمی‌دانم. از درس خواندن ترسیده‌ام نه این که حس بدی داشته باشم و بخواهم روند را متوقف کنم، نه. اما ترسیده‌ام. گفت: چرا؟ جوابم این بود که: احتمالا از تجارب قبلی می‌ترسم. اما می‌دانید جواب اصلی این نیست. تجربه‌های ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید