بدبختی اینه من یکمم دلم تنگ بشه جز اینجا نمیتونم بگم. عادت کردم توی توییتر بنویسم و اونجا رو داره من بیزارم از دلتنگی بگم که تحت تاثیر قرار بگیره یا نوشتهای رو الان بذارم که به خودش بگیره. کاش مثل بیشعورا کات میکردیم، میزویم همو از هزارجا بلاک و ریمو میکردیم. من الان کجا احساساتم رو بنویسم-_- ...
امیر پیام داد دوباره. متوجه شده بود کات کردم و حالمو پرسید. من کرمم گرفت گفتم تو رابطهت چی شد کات کردی؟ دختره یه پوستی ازش کنده بود، یه پوستییییی. منم مثل بیشعورا ته دلم یکم خوشحال شد : ))) چون من رو به طور غیرمستقیم اذیت کردهبود. اولاً که دختره دهنشو سرویس کردهبود و به هزار روش ناز کرده بود براش ...
غمناکم و از کوی تو با غم نروم جز شاد و امیدوار و خرم نروم از درگه همچو تو کریمی هرگز نومید کسی نرفت و من هم نروم... . . . خدایا ناامیدم نکن... خدایا ناامیدمون نکن... اَمَّن یُّجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ... ...
خیلی دوست دارم پست بنویسم خصوصا چون تو بیمارستان همش بیکارم اما انقد نخوابیدم مغزم اصلا فرمان نمیده به سختی تمرکز میکنم رو هندل کردن کارهای مغازه میخوام باقی رویا و بیمارستانو بنویسم اما دو خط مینویسم یادم میره چی باید بنویسم!! تازه فهمیدم خواب چقد اهمیتش ملموسه - یه چیز عجیب که اتفاق افتاده اینه که ...
امروز را روز عمل به وعده ها و تیک خوردن نود درصدی لیست و قورت دادن قورباغه ها نام گذاری میکنیم! از اون روزایی که وقتی تموم میشه و میرسی به آخرشب یه آخیش و یه خسته نباشید جانانه به خودت میگی! جدیدا به این نتیجه رسیدم برای کارهایی که مدت هاست میخوای انجام بدی و نمیشه، به جای نشستن و فک کردن و بالاپایی ...
یهویی همه چیز برگشته برام. شغلی که قرار بود داشته باشم رفت رو هوا. شاید خیره. نمی دونم. یهو حس میکنم دیگه خدا دوستم نداره. ...
فضای مجازی واقعا داره به فنامون میده، طوری که امکان فکر کردن رو ازمون گرفته.سرِ ماجرای این انیمیشنِ 19 دقیقه ای که اسکار گرفت، خیلی سریع رگباری از نظرات مثبت و منفی منتشر شد. یک عده از مذهبی ها که می گفتند انیمیشن خیلی خوب بوده و فقط حاشیه ها مثل بی حجاب رفتن اون خانم برای جایزه گرفتن و بی ادبی شوهر ...
من فکر میکردم فقط حالِ خودم بده! نگو مصطفی هم حالش خیلی بد بود. اینکه چطور آشتی کردیم رو در پینوشت نوشتم. اما اینکه چطور با قهر و آشتی کردن، باخت ندادم و تازه بُرد هم کردم، میخوام در موردش بنویسم. اولش مجبورم یه ذره تئوری قضیه رو توضیح بدم و ممکنه خسته بشید اما صبور باشید. چون اینا، اکتشافات مهم ...
از سال ۱۴۰۱ نوشتن روزمرگی هامو توی تلگرام شروع کردم، اما کانالی که در حال حاضر دارم پر شده از آدمای آشنایی که حس امنیت و ازم سلب میکنن... اگه تمایل دارید میتونید توی کانال جدید تلگرامیم جوین بشید :) همینطور ممنون میشم به بقیه هم معرفی کنید... Join ...
من در مورد آ.ج اینجا زیاد نوشتم، بیشتر هم در مورد رفتارهای بدش و ... اما این چیزی که میخوام بگم رو ، که البته به خودش هم گفتم، اگر انکار نکنه... که میدونم مثل همیشه خواهد کرد... برای من خیلی مهمه... آ.ج تا دلتون بخواد منو شکنجه و آزار و اذیت و تحقیر و تهدید کرد و اینم بگم که من آگاه بودم به همه ی ای ...