هزار دشمنم اَر میکنند قصدِ هلاک گَرَم تو دوستی از دشمنان ندارم باک مرا امیدِ وِصالِ تو زنده میدارد و گر نه هر دَمَم از هجرِ توست بیمِ هلاک نَفَس نَفَس اگر از باد نَشنوم بویش زمان زمان چو گل از غم کُنَم گریبان چاک رَوَد به خواب، دو چشم از خیالِ تو؟ هیهات بُوَد صبور، دل اندر فِراقِ تو؟ حاشاک ...
قدری از ناحیه امنم بیرون اومدم. عکسهای کل سالی که گذروندم رو جمع کردم و با یه اهنگ استوری کردم. فکر میکنم نیاز دارم بیشتر دیده بشم. برا خودم بودن اعتمادبنفسم بیشتر شده. میدونم شاید در ابراز خودم افراط کنم گاهی. اشکال نداره. درست میشه. چیزی که از خلاصه این یکسال به چشمم اومد، تنهایی نسبتا زیادم بود. ...
درود... نوروز شاد باش... . . . با آرزوی بهترین ها... . . . تندرست باشید... . . . بدرود... ...
برای تمام دوستان نزدیکم تبریک عید اختصاصی نوشتم، نمیدانم چه حسی میدهد ولی دوست داشتم آنچه را برایشان در دل آرزو دارم بنویسم، نه فقط بگویم عیدت مبارک. این جا هم میتوانم بگویم که امیدوارم بهار امسال، بهار کل زندگیتان باشد. من عاشق بهارم و بهار را برایتان آرزو میکنم. روزهای زندگیتان پر از شکفتن، رس ...
دیروز نوشتم که هورمونهایم بهم ریختهاند ولی انتظار نداشتم نیمه شب با حالت تهوع و درد شدید بیدار شوم. حتی لحظهای فکر کردم دارم میمیرم. هیچ وقت این قدر شدید روحی و جسمانی درگیر پریود نشده بودم. دو ماه است همهی سلولهایم سرویس میشوند. مشخص است یک چیزی درست نیست. حالات روحیم واقعا بد میشود با این ...
فاشیسم را معمولاً مفهومی مربوط به تاریخ سیاسی و ناظر بر ظهور رژیمهای خودکامه در آلمان، ایتالیا، اسپانیا، ژاین و چند کشور دیگر میدانیم که در اواخر دههی اول قرن بیستم زمینهساز جنگ جهانی دوم شدند. اما افزون بر این، فاشیسم میتواند در عادیترین رفتارهای روزمرهی افراد متبلور شود. از این منظر، رفتار ...
چند تا پست آخر وبلاگ هایی که دنبال می کنم رو خوندم . اغلبشون راجع به سالی که داره تموم میشه و تجربیاتشون و این که خوب یا بد بوده صحبت کردن . من هیچ حس خاصی راجع به نوروز ندارم . هیچی . برای من مثل یک روز معمولی هست . برام قابل درک نیست که چرا مردم سه شنبه شب آخر سال ، آتش بازی های خطرناک انجام میدن ...
صبح وقتی چشمام باز کردم اولین چیزی که دیدم شکوفه های سفید درختا از قاب شیشه ی ماشین بود دیشب آخرین شیفت سال رو گذروندم و کمی بعد از اذان با بابا راهی خونه شدیم و قرار شد سال تحویل روستا باشیم ... روی سنگای بالای خونه مامانبزرگه که هنوز از سرمای دیشب خنک اند، زیر درخت بادومی که شکوفه هاش روم سایه اند ...
طبابت صحیح، دشوار است. اما به معنای غیر ممکن بودن آن نیست. از طرفی، درس خواندن به میزان گسترده و/یا عمیق، این ترس را به وجود میآورد که ممکن است چیزی را بلد نباشم و دائماً این نگرانی هست که نکتهای را در مورد این مریض نادیده گرفتهام. اولین بار، این حس در دوران فیزیوپاتولوژی […] نوشته برای هدفگذار ...
امشب واقعاً حالم خوب نیست. غم و اندوه زیادی بهم هجوم اورده و نمیدونم چه خاکی تو سرم بریزم. حس بدبختی، ناکامی و نارضایتی داره دهنمو سرویس میکنه. باز هم دلم میخواد خانم علیزاده بودم و نزدیک درخت. اول فکر میکردم دل تنگشم بعد دیدم نه. میدونید من دلتنگ الان اون آدم نیستم، چیزی که از دست رفته، رفته. به فر ...