فکر میکنم یکی از معضلات مهم زندگی من اینه که سنم با قیافه ام و رفتارم اصلا نزدیکی و تطابق نداره ، امسال تصمیم دارم روی این موضوع کار کنم، من سن الانم رو دوست دارم و دلم میخواد رفتارم و اخلاقم به سنم بخوره، حتی قیافه ام، حتی لباس پوشیدنم... دلم نمیخواد صد تا قسم بخورم تا باور کنن چند سالمه... دارم در ...
یه پست اینستا دیدم، با این مضمون که وقتی عشق تو را دوباره پیدا کند... دیدم چقدر برا الف آدم خفنی بودم. با اینکه اون خیلی وقت ها احساسات من رو گستلایت میکرد، من تو موقعیت مشابه دستشو میگرفتم و قوت قلبش بودم... تقریبا هر آرزویی اون پست کرده بود، من واسه الف بودم! نمیشه افسوس نخورد که بهترین ورژنم رو ب ...
امروز به کافه کتابفروشی بارنزاندنوبل رفتم و مشغول خواندن کتاب جدیدی که از آنجا خریدم شدم. کتاب اقتصاد ۱۰۱. میخواهم کمی از اقتصاد سر در بیاورم. یک پیرمرد گوگولی هندی آمد و کنار من نشست. بعد از چند دقیقه شروع به حرف زدن کرد. انگار سیصد سال بود که با کسی توی این دنیا حرف نزده بود. از خاطراتش درباره ا ...
حالا ولی من اونقدرام که وبلاگم نشون میده، آدم غمگینی نیستم. ...
من این حال افسرده رو دوست دارم، یه جا نشستن و خوابیدن و هیچ حسی نداشتن، نه شادی، نه غم عمیق... نه حتی سر سوزن دلتنگی... دلم نمیخواد بلند بشم و هزارتا کار همزمان انجام بدم، دلم نمیخواد به روزای از این شاخه به اون شاخه پریدن برگردم ، دلم نمیخواد توی یه روز هزار تا کار کنم و ساعت دوازده شب از خستگی خوا ...
بله، من خیلی خوب شما را میشناسم. اصلا از آمدنتان غافلگیر نشدم.حتی منتظرتان هم بودم. همیشه همین موقعها سر و کلهتان پیدا میشود. همین وقتها که ماهها و روزها نشستهام به فکر کردن، سبک سنگین کردن، عاقبت اندیشی و مقایسه و امکان سنجی و و و ... و سر آخر رسیدهام به یک تصمیم که فکر میکنم درست هست. بعد ...
دارم فکر میکنم چقدر دارم شبیه ب میشم. روابط سطحی، با همه خوش و بش کنم و هیچکس و گردن نگیرم، از چندین نفر توجه بگیرم اما سینگل محسوب شم! نمیتونم اعتراف نکنم که از ب و توجهش خوشم میاد. از نظر جذابیت، اول ب هست، بعد ت و بعد همه کسایی که اخیرا باهاشون در ارتباطم. چندنفری هستن که تازه فالو کردن و هیچ شنا ...
ای مُنعم آخر بر خوان وصلت تا چند باشیم از بی نصیبان ...
گفتم که دوست قدیمی پیام داده و فکر میکنم حالمو میخواد بپرسه. بچهها گویا من همون دوران که حالم بد بوده از این هم ناراحت شده بودم و پیام داده بود معذرت خواهی کنه. فکر کنم بعد از یکسال باشه. خداروشکر یه شش هفت ماه حالم بد بود این همه گرد و خاک کرده بودم = ))) دوستی خاصی نداشتیم و من اصلا یادم نبود نا ...
سلام به شما. اینجا هستیم با سه تا کتابی که تونستم خیلی خیلی عقبتر از برنامه بخونم ولی اشکالی نداره چون خیلی خوش گذشت :) به حفره ای توی قلبم هست به شکل "قایم شدن زیر پتو با کتابهای خوب" و گاهی اوقات یادم میره که اونجاست. گریزی به سوی کتاب بهم یادآوری میکنه که هیچ چیز دیگه ای جای اون حفره رو نمیگیره. ...