بسم الله الرحمن الرحیم دوست دارم زندگی رو.   دوست دارم این هیچ کسی که الان هستم رو . وجود داشتن رو نفس کشیدن رو. تماشای عاشق شدن بچه هام در چند سال آینده  از الان قند تو دلم آب می کنه. دوست دارم که همه با هم سیصد کیلومتر می کوبیم بریم لامپ سوخته ی مادر رو عوض کنیم و گرفتگی سینکش رو باز کنیم. دوست دا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بسم الله الرحمن الرحیم وَلِلَّهِ یَسْجُدُ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَکَرْهًا وَظِلَالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ . و هر که در آسمانها و زمین است و سایه ‏هایشان خواه و ناخواه، در بامدادان و شامگاهان، براى خدا سجده می کنند. . . . - جناب مارکس ! شما خدا رو میپرستید...؟  -خدا؟ خدا ک ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

تلویزون روشنه و من به دیوار تکیه دادم و چرخش پنکه سقفی باد رو به صورتم میزنه دونه دونه دلمه هایی که مامان ظهر هول هولکی درست کرده تا همراهم کنه رو گاز میزنم و گوشه لپم میذارم ترش و شیرینی رب انار تو دهنم میپیچه و سفتی برگ انگور زیر دندونم میلغزه اندک بغضی هم نشسته تهِ تهِ تهِ دلم.. یک ساعت پیش رسیدم ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز دنبال عکسهای قدیمی ای بودم، هاردم رو وصل کردم و با حجم غافلگیر کننده ای از عکسهای الف مابین عکسهام مواجه شدم. واقعا دوستش داشتم. اون هم قبلا دوستم داشت. یه زمان هایی توجه خاصی داشت. هر شب ساعت ۱۲ شب واسم قلب یا عکس میفرستاد. یوقت حتی ۵ صبح کمکم کرد برسم به ایستگاه... نمیدونم دقیقا از کجا بی وف ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

صبحی خواب دیدم توی بیمارستان قدیمی که پاتوق مامانم بود با زهره قدم می زدیم. از لای آسفالت کف محوطه گلهای زرد خاکشیر بیرون زده بود ردیف تابلوهایی که شماره کارت و شرح حال مختصری از نیازمندان غذا روش بود رو نگاه می کردیم و رد می شدیم دنبال کسی بودیم که دوست صمیمی مامانم بود و مامانم همیشه هواشو داشت. خ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

اگر اینروزها کمتر میام اینجا، دلیلش اینه که مثل بز نشستم دارم رو تابلوهام کار میکنم، تا پاسی از شب بیدارم البته باید بگم بعد از کلی پیگیر بودن و سفارش کردن به خیلیها، مجوز نمایشگاه صادر شده، اما حالا بچه ها میگن هزینه اش زیاده و انصراف دادن، به نظرم اصلا هزینه اش زیاد نیست، نمیدونم چرا بعضی ها که م ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

تولدم مبارک به وقت ۴ اردیبهشت ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

نمی دونم هیچ وقت سر و کارتون به اداره ی دارایی افتاده یا نه ؟ نمی دونم افرادی که شخص حقیقی هستند ، به اندازه ی شخص حقوقی مجبورن برن اداره ی دارایی یا نه ؟ ولی من چون شرکت دارم و شخص حقوقی به حساب میام ، باید برم اداره ی دارایی و به نظر خودم خیلی رو مخ هست و خیلی دنگ و فنگ داره . اول اردیبهشت یک ابلا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

نادر طالب زاده خیلی کاریزما داشت قبول دارین؟  هر سال اوایل اردیبهشت یادش می کنم یاد خداحافظی باهاش هشتم اردیبهشت تو خیابون بهشت  یاد مسیر گفتنش  یاد خلاقیتش در مسیر و از خود عبور کردنش  یاد روز قدسی که روز رفتنش شد بهش میگم آقای نادر خوش به حالت این روزها رو ندیدی بهم میگه حتی اگه روزی یه قطره اشک ه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

احساساتم کمی صدمه دیده. فکر میکردم تنهایی کشنده اس اما چیزی که کشنده بود، له شدن از سمت هر آدم بی سرو پایی بود. دوستی که چن ماهی یبار پیام میده که بهش پول قرض بدم، مدام ابراز دلتنگی میکنه و من فقط استوری هاشو با آدمهای دیگه لایک میکنم، فقط تنهاییمو سنگین‌تر میکنه. حتی بیرون رفتن باهاش هم خوشحالم نمی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید