در این 6 سال کار حرفه ای، گاها پیش اومده که رفتارهای غیر حرفه ای ازم سرزده. از جمله این کارها، سعی در این بود که بصورت دورکار و خارج از شرکت کار کنم. متاسفانه اضطراب کاری نمیزاشت حتی بیرون از شرکت هم درست کار کنم و اوضاع زندگی و کار بدجور بهم میریخت. دو بار تلاش کردم که این سبک زندگی رو هندل کنم و ک ...
انیمهی جدیدی به اسم Clevatess برای نوبت تابستان منتشر شده که خیلی نظر منو به خودش جلب کرده. دنیاسازی متفاوت و جذابی داره و احساس تکراری بودن به آدم دست نمیده و جهان گسترده و با معنایی داره و با یک انیمه درست و حسابی روبرو شدم. همچنان جادو و این موضوعات ماورایی در این داستان وجود داره و کلا دنیای ف ...
قرصای خواب پنج روز آینده رو گم کرده بودم، برای همین رفتم تا دکتر برام دارو بنویسه. توی مطب داشتم کیفمو میگشتم که اون قرص رو پیدا کردم! دلم ولی برای دکتر تنگ شده بود آخه اون شبیهترین توعه که حرفامم گوش میکنه... از مطب که زدم بیرون دم اولین سطل زباله واستادم و تمام قرصایی که از درمانهای قبل مونده بو ...
خاکستری عزیزم، حتما از عنوان متوجه شدی که این هم یکی دیگر از پست هایی نالان من است. قبلا هم به این موضوع که دنیا اصلا عادلانه نیست دقت کرده بودم ولی حالا بیشتر بهش فکر می کنم. به اینکه بعضی ها واقعا چه privilege و امتیازی داشته اند که در حاهای خوب بدنیا آمده اند؟ چرا یکی در خانواده پولدار و یکی در خ ...
هیچ وقت خداحافظی رو دوست نداشتم. ولی متاسفانه این دنیا بر پایهی خداحافظی شکل گرفته، طوریکه حتی مجبوریم یک روز از همین دنیا هم خداحافظی کنیم. امروز به خاطر شرایط اقتصادی کشور و پروژهای که توش مشغول به کار بودم، مجبوریم تا یک ماه دیگه […] ...
بعضی وقتا احساس کمبود عشق می کنم. ...
نیمه شب دیشب حرکت کردیم به سمت ضریح خیلی خیلی خیلی خیلییییییییی شلوغ بعد از چند ساعت توی نوبت ایستادن بالاخره دستم رسید من اشک، من نگاه 🥹😭 در حد یک دقیقه نمی ذاشتن بیشتر بمونی وقتی تو صف بودم اینقدربهم فشاردادن که داشتم له می شدم بعدش یه کمر درد و دلدرد زیااااد طوری که حس می کردم یه چیزی توی شکمم خو ...
اپسیلون شلیاق یه ستاره هست که نزدیک مثلث vega - Deneb - Altair هست. این ستاره ها پرنور هستن و الان در جهت شمال هستن و با هم یک مثلث میسازن که در ایران باستان وقتی این سه ستاره مثلث پرنور را می دیدن میگفتند فصل تابستون شروع شده. وگا که در فارسی کرکس نشسته بهش میگن ستاره پرنور صورت فلکی شلیاق هست. د ...
امروز پیامی ازت دریافت نکردم. البته که حتی بهت فکر نکردم. راست میگم، تا حدود سیزده دقیقه بعد از بیدار شدنم، حتی یک ثانیه هم به یادت نیفتادم. بعدش هم بیشتر از چهلوسه بار در طول روز، خاطرات مربوط به تو رو توی ذهنم به عقب هل ندادم. بهت پیام هم ندادم، با اینکه شاید میخواستم (فقط شاید، این یه موقعیت ...
توی ذهنم هزارتا جمله بود. هزارتا چیز که میخواستم بهت بگم. ولی لبهام حتی یک بار هم تکون نخورد. وقتی چشمهام رو میبندم، دورتا دورم پر از درهایین که هیچوقت باز نکردم. منظرههایی که ندیدم و مکانهایی که توشون قدم نذاشتم. مثل سایههایی که از دور نور رو تماشا میکنن، همونجا وایمیستم و نگاه میکنم. یه ...