اونجا که فاضل نظری میگه: بر من ببخش، گاه چنان دوست دارمتکز یاد می‌برم که مرا برده‌ای ز یاد ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

اقتصاد ایران در حال فروپاشی است اما با تمام این فشارها و مشکلات موجود در کشور، در عجبم که چگونه تا به حال فرو نپاشیده و تبدیل به ونزوئلا و یا کشورهای آفریقایی نشدیم. به جاده‌ها که نگاه می‌کنم همچنان ماشین‌های رنگارنگ از همه مدل و مغازه‌ها پر از کالا و وسایل مختلف برای فروش هستند. در اقتصاد فروپاشید ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دلم امشب هوایِ رویِ ماهت کرده، برگردتمامِ کوچه‌ها را چشم‌به‌راهت کرده، برگرد بهار از خانه رفته، باغ در اندوهِ پاییز استدلِ من یادِ آن صبحِ نگاهت کرده، برگرد نه خوابم می‌برد بی‌تو، نه آرام است این سینهغمت این خانه را غرقِ پناهت کرده، برگرد اگر یک شب بیایی، باز باران می‌شود جاریکه این دل سال‌ها […] ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

برای صبحونه، رفته بودم نون بربری بگیرم. ساعت ۶:۴۰ بود و نون اولین تنور بهم رسید. وقتی که می‌خواستم کارت بانکی‌م‌و بدم تا دوتا نون‌کنجدی و یه نایلون رو حساب کنه، همین که دستم‌و داشتم می‌آوردم بالا درد عجیبی پایین کتفم پیچید. یه لحظه بی‌حرکت وایستادم. حین مقاومت برای اینکه از درد فریاد نکشم، با […] ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

اخیراً میل عجیبی پیدا کردم به رفتن سراغ گیم یا شطرنج. و اگه بخوام با خودم صادق باشم، این اصلاً نشونه‌ی خوبی نیست. معمولاً وقت‌هایی که حالم خوب نیست و اتفاقاتی داره در سطح ناخودآگاهم می‌افته و ازشون خبر ندارم، این میل سراغم میاد. این‌طور وقت‌ها کلاً دوتا راه بیشتر ندارم. یا باید با رفتن […] ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

۱۳ سپتامبر روز برنامه نویس، مبارک 🌹 برنامه نویس ها معمار جهان آینده هستند. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز بیست‌ و نُه سالگی‌ام را آغاز کردم. مریم برایم غذایی را که دوست دارم درست کرد و بعدازظهر هم بوی کیک کل خانه را پر کرده بود. تا به این نقطه از زندگی برسم، شادی‌ها و غم‌های زیادی را پشت سر گذاشته‌ام و مطمئنم شادی‌ها و غم‌های زیادی هم انتظارم را می‌کشند؛ اما امیدوارم شادی‌هایش ممتدتر و جاندارتر با ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

مدتی است که از جریان وبلاگنویسی خارج شدم. گویا یک سری جریان‌ها در قسمت‌های مختلف دنیا و زندگی وجود دارد، درست همانند جریان رودخانه که اگر با آن جریان به سمت مقصد حرکت نکنید، از جریان باز خواهید ماند و انگار از یک حال و هوا و دنیای افکاری که داشتید، خارج می‌شوید. جریان وبلاگنویسی باعث می‌شود که دنیا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بعد از یک هفته، از مشهد به خانه‌ٔ نقلی‌مان برگشتیم و اولین کاری که کردیم، نصب پرده‌هایی بود که برای پنجره‌های رو به آفتابمان سوغاتی آورده بودیم. رنگشان روشن نیست و کمی جلوی نور شدید را می‌گیرد و مرا از پتویی که به پنجره‌ٔ اتاق کارم آویزان کرده بودم، بی‌نیاز می‌کند. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بهار که می‌شد، منتظر بودم بابا یک چهارشنبه‌ای شال‌وکلاه کند، دستم را بگیرد و برویم چهارشنبه‌بازار شهرمان جوجه بگیریم. ماشین جوجه فروش کلی جوجه محلی داشت که صدای جیک‌جیکشان در آن همهمهٔ بازار محلی، حتی از ته بازار هم شنیده می‌شد. می‌توانستی مرغ یا خروس ببری و جایش جوجه فسقلی تحویل بگیری؛ برای هر مرغ، ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید