هربار که این دو نوازی بینظیر رو میشنوم، دوست دارم سهتارم رو بردارم، یه دستی به سر و روش بکشم و کوکش کنم. یادمه که سهتار رو توی نوجوونی یاد گرفتم. اون موقع خیلی شوقِ موسیقی داشتم. دلم میخواست انواع و اقسام ادوات موسیقی از سهتار و تار و عود گرفته تا هارمونیکا و ویلون […] ...
جنگ دوباره به قوت خودش برگشت و استانهای عمدتا جنوبی را در ترس، وحشت، غم و سایهی خودش فرو برد. تصور اینکه هر روز ممکن است یک اتفاقی بیوفتد و بی گناهی قربانی شود، وجود دارد. مگر کودکان خردسال مدرسهای در میناب کجای این داستانها بودند، مگر اینکه جرمشان درس خواندن در مکان اشتباهی بود. آدم نمیداند ا ...
بعد از چند ماه دوباره برگشتم! توی این پست از آزمون، وضعیت پروژههام، شروع توسعه بازی Forge و بازیهایی که این مدت مشغولشون بودم گفتم. ...
دیشب جام جهانی تموم شد. برای اولین بار در عمرم نشستم و دوتا بازی فوتبال رو دیدم. تازه دارم درک میکنم فوتبال هم مثل خیلی از بازیهای دیگه هیجانانگیزه. من همیشهی خدا در برابر دیدن فوتبال مقاومت داشتم. احتمالا مشکل این بود که تابهحال هیچکسی که فوتبالی باشه دور و برم نبود. حالا اما چند […] ...
اخبار جنوب رو میخونم و دلم خیلی میگیره. نمیدونم چقدر دیگه باید خرابی به بار بیاد، چقدر دیگه باید خون ریخته بشه و عمرمون با جنگ و اضطراب و فشار اقتصادی بگذره تا این بختِ قیرگونی که مثل زالو به زندگی همهمون چسبیده رهامون میکنه. دیروز با زهرا رفته بودیم مرغفروشی. یه مرغ برداشتم و […] ...
تابستان در مناطق شرجی نسبت به مناطق خشک تفاوت خاصی دارد. در مناطق خشک مثل اصفهان زمانی که در سایه استراحت میکنید، کمابیش احساس بدی ندارید ولی در مناطق شرجی مثل مازندران در هر نقطهای احساس همدردی با تخم مرغ آب پز میکنید. تنها راه رهایی کولر گازی است که آن هم یا برق نیست یا اگر هم هست، هزینهاش شا ...
چند وقت پیش، سهواً همهچیزِ گوشیم پاک شد. یه سری ویس، متن و فایلهای دیگه داشتم که مدتها پیش ذخیره کرده بودم تا بعداً گوششون کنم یا به متن تبدیلشون کنم. اما هیچوقت نرفتم سراغشون و با پاک شدن گوشی، همهشون از بین رفتن. اولش ناراحت شدم، ولی بعد با خودم فکر کردم: اگر بیشتر […] ...
من آدم نوستالژیبازی نیستم. گذشته برام اونقدر پر از زخم و درد و اندوهه که اصولا همیشه ازش فرار کردم. ولی آدم گاهی برمیگرده و به عقب نگاه میکنه، به خودش میگه بودنِ تو در این لحظه، دقیقا نتیجهی تجربهی همهی اون زخمها بوده؛ تو بدون داشتن اون گذشته، نمیتونستی جایی باشی که الان هستی. […] ...
تاریخ اولین انتشار: ۲ فروردین ۱۴۰۵ وقتی زهرا بهم گفت طوطو رفت، طوطو پرواز کرد، بهدو ۱۶ تا پله رو دوتا یکی رفتم بالا، بعد چسبیدم به نردبون و سریع ازش گرفتم رفتم بالای انباریِ سرویسبهداشتی، تا خودمو از سوراخی که روی سقف تراس تعبیه شده بکشونم روی پشتبوم. بالا رفتنی نزدیک بود نردبون سرنگون […] ...
حدود ۱۰ روز تا پایان جام جهانی فوتبال فاصله داریم و دیگر نگرانی برای تحت تاثیر قرار گرفتن جام جهانی در سایه جنگ رو به پایان است. حس میکنم که این بار جنگی بزرگتر و شاید حتی بسیار بزرگتری در راه باشد و واقعا هم برای حل این موضوع انگار راهی جز جنگ وجود ندارد. گویا هیچ کدام از طرفین قصد صلح ندارند و ...