"بدبختانه ساعت درس فرا میرسد. آه! چه تغییرات بدی در کودک ایجاد میشود. فوراً چشمش تار میشود، نشاط او از بین میرود. ای شادی خداحافظ، ای بازیهای قشنگ خداحافظ. یک معلم موقر و زمخت میآید دست او را میگیرد و سرکلاس درس مینشاند. به کتابهایش نگاه کنید. چه ابزار حزنآوری هستند برای این سن! طفلک به نا ...
دعوت شده توسط جنابِ رفیق نیمه راه (: 1. چی شد که به دنیای وبلاگ ها اومدی؟! اولین باری که اسم وبلاگ به گوشم خورد اول دبیرستان بودم. بعد از صف صبحگاهی، دوستم بهم گفت "میای تو مسابقه ی وبلاگ نویسی شرکت کنیم؟" گفتم "وبلاگ چیه دیگه؟" (در این حد پرت بودم از این قضیه :دی ... حالا که صحبت از پرت بودن من شده ...
چشمام رو که باز کردم دیدم تو یه مکانیَم شبیهِ بیمارستان! هیچ کس نبود... آروم آروم بلند شدم از روی تخت و راه افتادم سمت راهرو... جداً هیچ کس نبود! ولی چرا؟ چه اتفاقی افتاده بود؟ من اینجا چیکار میکردم؟ ادامه مطلب ...
به نام حبیبِ محبوب هر چیزی با کیفیتش خوب است؛ کیفیت هم برمی گردد به ذات و بن! بنیه که خوب باشد، دیگر چه فرقی می کند مابقی جوانب چه دخل و تصرفی دارند؟! عشق هم مستثنی نیست، باید مرغوب باشد! زیر و زِبَرِ زندگی را که شخم بزنی، می فهمی که دانه ی عشق غالباً یک بار جوانه می زند و به سبب همین، این که این جو ...
دکتر ویدا ناصرزاده ۱۲۵ مقاله دارد با اچایندکس ۳۵. یعنی دانشمندی منظم و واقعی و معتبر. بسیار معتبر. دانشگاه شفیلد میگوید او role model for women داشته است در دانشگاه شفیلد و در کشوری مثل بریتانیا که خاستگاه صنعتیشدن دنیای جدید است؛ آن هم در دانشگاهی مثل شفیلد که ۱۲۲ سال سابقه و رتبهٔ دو رقمی در ...
ای کاش یه برنامه مثل گودریدز بود به اسم گودواچز؛ برای فیلم ها. از همین رو، لیست فیلم هایی رو که فعلاً یادم اومده دیدم، نوشتم... می خوام ببینم لحظه هام رو تا حالا تو چند تا دنیای دیگه زندگی کردم (: میتونید پیشنهادات فیلمتون رو هم برام بنویسید ^^ ادامه مطلب ...
"در کارگه کوزهگری رفتم دوش" دیشب به جهانِ هستی وارد شدم. "دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش" هر کسی یا مشغولِ خودش بود یا گهگاهی هم میخواست خبری از اسرار بگیره! "ناگه یک کوزه برآورد خروش" ناگهان یکی به خودش اومد و هُشیار شد: "کو کوزهخر و کوزهگر و کوزهفروش!" که کجاست اونی که من رو شکل داده و اونی ...
فیلمی کوتاه در فضا پر شده است؛ مردی پشتِ در حرم حضرت معصومه ایستاده است و دوستانش را به حضرت زهرا قسم میدهد تا بیایند و آنجا را به «آتش» بکشند تا به حرم برسند.گروهی به این فرد حمله و متهمش کردهاند که میخواهد همان کاری را کند که اهالی سقیفه -بنا به اعتقاد شیعیان- با خانهٔ صدیقه طاهره کرده بودند.ب ...
چه خوبه که هنوز دوستانی هستند که وقتی به یادشونم، اونها هم به یادم هستند... ممنونم از پری نازنین که من رو به این بازی وبلاگی دعوت کرد و ممنونم از آقاگل که این بازی رو بنیان نهاد تا چنین بدانم که در یادها ماندهام ((: و خب من این نامه رو قبلاً نوشته بودم که در وبلاگ آقای نئوتد منتشر شده بود اما در و ...