مدیر گروه وقتی بهم گفت امسال ترم تابستانی ارائه میدیم و کلاسها به صورت مجازی هست خیلی خوشحال شدم، چون میتونستم بدون غیبت در کلاسها شرکت کنم و واقعا این اتفاق خوبی بود برای من، یکی از دلایل دیگهای که خوشم اومد و تابستون کلاس […] ...
دیروز عصر که با علیرضا از خرید برمیگشتیم، مثل خیلی وقتها دوباره توی ترافیک گیر کردیم. قبلش هم بهش گفته بودم: « امروز خیلی خستهام، کاش خودت بری » غرغری کرد و گفت: «دست تنها سخته...»آخرش باهم رفتیم و بچه ها قبلش گذاشتیم خانه مادر شوهر بنده خدا نمی دانست چی بگه بیشتر خریدها رو خودم انجام دادم و ...
بغل کن مرا،چنان تنگ که هیچکس نفهمد زخم رویِ تن من بود یا تو #❤️ ...
تابهحال اتفاق نیفتاده بود که دربارهء یک کتاب بنویسم. از ریز و درشت نوشتهام ولی از یک کتاب، نه. این اولینبار است. راستش را بخواهید، احساس دِین میکنم. احساس میکنم پس از تمامیِ آن صفحاتی که ورق زدهام و کلماتی که خواندهام، چیزی روی گردنم سنگینی میکند. چیزی شبیه به دستهای غمی که هنوز که هنوز اس ...
عقلم میگه بخواااب تا برای ما بقی روز انرژی داشته باشی بی حوصله و خسته نشی دلم میگههه نههه از این سکوت خواب پدر وپسر استفاده کن و کارای که دوست داری رو بکن.. یکم بنویس یکم بخون یکم نت گردی کن. + من آدم پر خوابی نیستم.. ...
اون روزایی که برای اولین بار با یه تراپیست حرف میزدم، بهش در مورد خودکشی گفتم! گفتم چرا بمونم آخه؟ چرا توی این دنیا بمونم؟ بذار برم و راحت شم! چرا بمونم و درد بکشم؟ برداشت گفت "چون دنیا محل درد کشیدنه!" خب توی اون لحظه من بیشتر افسرده شدم! مثل این میمونه که به یه نفر بگی نفس بکش! اگر نفس نکشی و این ...
حیاط جلویی خونمون یه دونه باغچه کوچیک داره و تو کوچه امون هم درخت داره حیاط پشتی دوتا باغچه داره و از داخل حیاط دریا مشخصه خونه خودش قدیمی و کوچولویه ش اما با صفاس...حس و حال مثبتی بهش دارم.. بنظرم میشه خاطره های خوب داخلش ساخت حس و حال خونه دارم بهش.. +تقریبا همه گفتن نرو پشیمون میشی خسته میشی ..و ...
سلام! چند وقته بازدید بلاگم بالاست و تقریبا داره آرشیوم خونده میشه بیاید یکم معاشرت کنیم ...
همونطور که متوجه شدین بازه زمانی انتشار برکها رو هر ۲ روز یک پست قرار دادم چرا که واقعا هر روز نوشتن و هر روز خوندن یک روند ماندگاری نیست و به نظرم هنوز نه من برای مداوم هر روز نوشتن آمادگی دارم و نه خیلی از خوانندهها فرصت هر روز دنبال کردن وبلاگ رو دارن و به همین دلیل این ضرب آهنگ دو روزه انتشار ...
توی آینه نگاه میکنم و آب دهنم رو قورت میدم. هرچی تلاش کنم، نمیتونم صدای توی سرم رو خفه کنم؛ این چیزی نبود که تو میخواستی ببینی. _ یه مدت خیلی خوب شده بودی، همهش دلم میخواست بوست کنم. چه بلایی به سرت اومده؟ یه بغض دیگه. نباید اینطوری میشد. نوشتههای روی تخته آزارم میدن و باعث میشن سرم گیج ب ...