سارا آنقدر از اتفاقات کاری من ناراحت بود که تقریبا هر روز زنگ می زد و می گفت: - رفیق چطوری دووم میاری؟ این یعنی چی آخه؟ خاک بر سر اون روسای احمق و عوضیت کنن! امروز هم که داشتیم در مسیر همیشگی پیاده روی می کردیم گفت: - آدم میگه تو سن پایین بره سر کار تا توی سن الان خودمون پله های ترقی رو طی کرده باشه ...
کلافه ام، گرسنه ام، مشکوکم و غمگینم. نمیفهمم چرا انقد دلم گرفته. بخاطر برگشتن به روال سروکله زدن با رییس هول؟ یا بخاطر حرف های چ درمورد آهنگی که برا اون آدم فرستاده بود... یا اینکه مدتی یهم ریخته بود... یا خستگی راه... غم شب آخر سفر... نمیدونم. یا حتی اثر هورمون هام؟ اینکه چ نسبت به اون آدم هنوز ...
بعضی کارها واقعا با گفتن و درخواست کردن، مزهشون میره. من خودم آدم صحبت کردن توی روابطم و خواستههامو میگم. انتظار ندارم طرف علم غیب داشته باشه ولی واقعا بعضی چیزها خیلی بیسیک هستند و وقتی بگی داری خودتو کوچک میکنی! یه دوست صمیمی دارم، از اول دبستان همو میشناسیم و دیگه سال سوم دبستان تا الان صمیمی ب ...
چهاردهم آبان .. در سکوت می آید .. خورشید را میگویم .. آرام و پیوسته می آید نمیدانم چقدر طول کشیده .. نبودنت را میگویم .. اما تو هر لحظه آرام و پیوسته میروی .. میروی و هوا دلم همیشه ابریست .. هر شب طوفانی میشود و میبارد دیشب بیشتر بود .. درست بعد از ساعت صفر .. بارید .. آنقدر بارید و آنقدر زیر باران ...
تازه اومدم به یه کانال تلگرامی مباحث فوق العاده عالی گذاشته ولی محدود زمان دار😐 منم که تازه وارد وخب فرصت نکردم فایل هارو گوش بدم ازاونجایی که کانال محدودید فوروارد داره ذخیره هم نمیشه که پیش خودم گفتم کاش محدودید دور بزن فایل ها ذخیره کنم بعد از گوش دادن حذف کن که چیزی گردنم نباشه یه سرچ کردم چطوری ...
امروز چهارشنبه ست ؛ قرار بود امروز کلی کار انجام بدم اما صبح وقتی بیدار شدم و نشستم پا لپ تاب دیدم سرم گیج میره و چشام انگار از درد میخاد بترکه 🥺 فقط یه ساعت تونستم دووم بیارم و ۸ و نیم تمومش کردم درحالیکه کلی کار مونده ... هنوزم سرم گیج میره . چشام یه جوریه انگار پر از آبه و گرفته ست . شاید دارم سر ...
گاهی دلم برای پرسیدن حال بعضیا تنگ میشه. این که بتونم راحت پیام بدم و بدونم هیچ دیواری بین ما نیست. پرسیدن حال واقعی، از اونا که جوابش ممنونم نیست. حالت چطوره؟ _ خوبم آخه میدونی اینجور شده- خیلی خوب نیستم این روزا چون.... این تکههای مکالمه که ارتباط رو از چیز سطحی به عمق یک انسان میبرن رو دوست دار ...
چند وقت پیش توی حال بدیم صحبت می کردیم یهو یه تصمیم بشدت عجولانه و نپخته اومد تو ذهنم مغزم هشدار خطر میداد ولی منطق صفررر میون صحبت هامون بالای 10 بار بهم گفت غلط کردی شاید هرکسی دیگه ای بود بهش بر می خورد ولی من ناراحت نشدم میدونستم ادبیاتش همینجوریه و خب قصد بدی جز منصرف کردنم نداره.. میدون ...
آفتاب دمِ ظهر روی قالی پهن شده بوی پاییز تو خونه پیچیده مامان مربای به پخته بابا رفته زعفرون بچینه ، قول داده جمعه منم با خودش ببره سبد پر انار توی راه پله هاست آبجی کوچیکه خودشو لای پتو پیچیده و تو خونه غلط میخوره منم چونمو رو بالشت تکیه دادم و از پنجره به قرمزی انارهای کوچیک میون زردی برگ ها نگاه ...
بسم الله یه لطفی که میخوام در حق خودم کنم تو سال جدید کمتر به خودم سخت بگیرم... و واقعا روی استراحت کردنم بیشتر تاکید کنم... منعطف تر بشم. من خیلی شرایطم با دیگران فرق داره...من بچه یکسالم برام تصمیم میگیره کی بخوابم کی بیدار شم خودمو هر روز طبق شرایط پسرم تنظیم کنم...عملا خیلی جاها دستم بسته اس... ...