امروز دیرتر بیدار شدم. دوست دارم ساعت خوابمو بکشم عقبتر. این هفته هدف رو میذارم زودتر خوابیدن. به نظرم خوب دارم پیش میرم. هر چند هیچ وقت قطعیتی راجع به این موضوع ندارم. ابن روزها راجع به هیچ موضوعی قطعی نمیتونم نظر بدم. درباره همه مسائل با تردید صحبت میکنم. تردید؟ شک داشتن. هوای این روزها کمی سرد ...
دلم به نوشتن نمیره اما باید میومدم مینوشتم نمیدونم کارم درسته یا نه؟شاید از قضاوت شدن واهمه دارم اما کامنت انسانی وارسته و بی نهایت صبور باعث شد بنویسم : ( من همیشه به بچه هام گفتم که از خدا کم نخوایین... خدا به اندازه بزرگیش برای شما بزرگی میکنه پس بینهایت بخوایین ازش و هیچ چیز زیباتر از یک مکالمه ...
ای انسانها... ای ستارههای زمینی، که از دور چشم اندازی از امید میسازید. در فاصلهها،هر یک چراغی میدرخشید، بیگناه و پاک، چون باد بهاری که بوی شکوفه میآورند، اما هرگز شکوفهای را نمیشکنند. از دور، هر نگاهتان دریایی است آرام، هر حرکتتان رقصی است با آهنگِ خاموشِ ستارهها. دستانتان چون شاخههای بید ...
حس میکنم برای بار هزارمین بار قلبم شکست ... یروز بالاخره تموم میشم... ...
بالاخره ادم مجبور است شده با چراغ قوه و پروژکتور بگردد در اتفاقات روز و شبش تا یک اتفاق خوب پیدا کند و دلش را به آن خوش کند.چقدر ادم غر بزند که این چنان و آن چتان.(اوه نه این را باید بگویم فکر می کنم تا آدم پشت فرمان ننشیند نمی تواند تخمین درستی از میزان دیوانگی این مردم داشته باشد) خوب غر زدن بس ا ...
بسم الله بالاخره بارون پاییزی به ماهم رسید + خرما روغنی یه دسر بومی و محلی قدیمی استان هرمزگانه که وقت بارون میاد درست میکنیم و حس نوستالژی میده...حس بچگی هامون... +قبلا ها تو خونه بابام بچه بودیم بارون که میزد مامانم برامون درست میکرد ...امروز بعنوان مامان خونه درست گردم پسر نوش جان کرد و خیلیم دوس ...
امروز صبح که بیدار شدم گریه کردم! موقع شستن صورتم و مسواک زدن گریه میکردم. توی تاکسی گریه کردم. سر ناهار گریه کردم. موقع نواختن ویولن توی کلاس گریه کردم. وقتِ برنامهنویسی گریه کردم. پیادهروی میکردم، بارون میومد و منم گریه میکردم. دیدی؟ من همونطور که تونستم حالِ خوب رو خیالبافی کنم، امروز حالِ بد ر ...
کاش هیچوقت یادم نره: سختترین روزها و سختترین شرایط هم میگذره، وقتی یه آدم درست، یه دوست واقعی کنارت باشه که درکت کنه، که کمکت کنه. ...
هفته پیش خونه رو از بیخ و بن مرتب نکردم الان حوصله زندگی توش و ندارم ب نظرم بقیه امروز و برم پی تمیز کاری اینطوری نمیشه زندگی کرد البته چون دیروز روز اول باشگاه رفتنم بود امروز همه جام گرفته ولی تو این خونه تا مرتب نشه هم نمیشه زندگی کرد پس ترجیح میدم با درد خونه مرتب کنم تا اخر هفته بتونم اینجا زند ...
قرار شب ها شیفتی ادمین یه کانال تلگرامی باشیم هرشب دونفر.. ینی میزان سوال هایی که پرسیدن از من تا دریافت لینک گروه ادمینی از میزان سوالات شب اول قبر بیشتر بود 😂 دو روز سوال پیچم کرده 🤦 حتی ازم می خواست بگم روزها چه ساعت هایی هستی از ساعت چی تا چی 😒 تازه هفته اول آزمایشیه.. روزها کارگاهم شب ها هم اون ...