اگر به ترس و شک های ناخواگاه خود غذا بدهید مغز نیز آن را آشکارخواهد کرد. ( هرچه در ذهن ناخوداگاه خود می کارید در زندگی خود درو خواهید کرد) ناخودآگاه جان لطفا خفه شو میشه؟! میشه حتما بشه؟! ...
آیا تاکنون راجب دختری شنیده اید که تمام احساساتش را خورد؟ درباره ی دختری که اشک نریخت؟ نه حتی قطره ای. او من بودم، شاید هم شما. شاید هم ما. افرادی که دست از استفراغ احساساتشان برداشتند و شروع کردند به خوردنشان. شاید این داستانی مشترک باشد یا شرمی شخصی. اما هیچ یک از اینها حقیقت را عوض نمیکند. این حق ...
نمیدونم چرا از اینکه اکسم زن گرفته یا چمیدونم خبرش نامزد کرده ناراحت شدم :/ خیلی وقته کات کردیم ولی من لجم گرفت حرصم گرفت ناراحت شدم از همهاینا بیشتر از خودم حرصی شدم ... به اندازه یه صفحه میتونم از اینکه چرا از خودم حرصی شدم بنویسم الان از همه متنفرم:/ از مردا بیشتر ... حس میکنم بهم خیانت شده :// ...
خب قول پست حرف های خاص البرانه دادم منتها دیشب از بس من خسته بود، همون اول شبی خوابم برد 🤭 رمز ثابت هست 😉 ...
قسم به خوابیدنِ بدون تنظیم آلارم. ...
چه حیف که پاییز قشنگم تموم شد.. ولی من با زمستونم میونه خوبی دارم یعنی عاشق اینم که تا خرتناق لباس گرم بپوشم برم بیرون قدم بزنم پنج شنبه غروب، شاهین گف من خونه احسانم تو بمون خونه مامانت ، گفتم باشه ، ولی چون خونه کلی کارداشتم برگشتم اومدم خونه ! بعد دیدم وای چقدر گرسنمه ، چون نه ناهار خورده بودم نه ...
حالم روز به روز بدتر میشه ... شاید آخرش اسکیزوفرنی شم . قاطی و درهم... خیلی از خودم فاصله گرفتم . هیچ چیز جالبی نمیبینم . فکر میکنم خود قبلیم نیستم خیلی بی تفاوتم هیچ چیزی مهم نیست قشنگ نیست برا من نیست اونا همه رفتند ... رفتند دنبال زندگیشون... من تو زندگیم فقط خوابم . اونا موفق شدند کار دارند درآ ...
خونمون رو کردن تو شیشه ...
دوستم گفت: تو دوست امنی هستی برای همینه که اکثر روابطتت پایدار میمونن و آدم دلش میخواد باهات حرف بزنه. حرف زدن باهات امنیت داره. من از این تعریف خوشحال نشدم. با خودم فکر کردم این امن بود احتمالا جلوی انتخاب شدنم رو میگیره. البته نه انتخاب شدن از روی انفعال. توضیحش سخته ولی مدتیه فکر میکنم که از ام ...
گاهی وقتا به سرم میزنه برم از دوستایی که دوستی رو باهاشون تموم کردم، معذرتخواهی بکنم! یهویی دلم براشون تنگ میشه. اما طولی نمیکشه که این فکر به سرم میزنه اونا مقصر بودن! اونا چرا هیچوقت نیومدن معذرتخواهی کنن؟ حتی چقدرم راحت رفتن! انگار منتظر بودن... پس من چرا برم پیام بدم؟ چرا باید خودمو کوچیک کنم ...