_ قول میدم امروز جوری بچینم و استراحت کنم که بتونی بخوابی صبح وقتی میخواستم بیدار بشم به خودم همچین قولی دادم. بیدار شدن خیلی سختم بود و انگار به تخت چسب زده بودن. قولم هم واقعی بود و برنامه روزانه رو که چیدم برای استراحت طولانی که بتونم یک ساعت بخوابم زمان جدا کردم. طبق قانون نوشتهای که هر بار ...
دوباره علافی جدید.... تعطیلی مسخره ... لغو دفاع ...
اشک هایی که دارع از چشمم می ریزه رو می بینی.. باشه من هیچی نمیگم ولی چطوری روت میشه ببنی؟ هنوز وقتش نشده طعم دنیایی که خودت آفریدی رو بچشی؟ ...
چالش این هفته: بهترین رفیقت کیه؟ و چیکار کرده که بهترین رفیقت شده؟ 🤔🤗 سپاس از دوستانی که در چالش شرکت می کنند ...
بسم الله نمیدونم شوق و دوق معلمیم کجا رفته ... امسال اصن حوصله هیچی رو ندارم.. شاید چون چند پایه اس شاید برای وقت کمه شاید بخاطر تعطیلات بی موقعه اس شاید برای مرخصی های طولانی مدت دانش آموزانه شاید بخاطر دخالت زیادی والدینه شاید بخاطر مدیر بی تدبیره شاید بخاطر پسره... نمیدونم شایدم همش بهونه اس دلم ...
تو تاریکیِ اتاق رِست ، با چشمانی خواب گرفته خزیدم زیر پتو نمیدونم امشب چند بار شد که چاووشی از نشدن خوند و چند بار من راهروی آزمایشگاهو بالا پایین کردم و چند بار فکر کردم... به خودم ،به زندگیم ، آیندم ، خانوادم ، به اون خانم که از مثبت شدن جواب بارداریش ناراحت شد و به اون آقایی که سرطان داشت..و.. زن ...
من: خیلی دلم میخواد با یکی گپ بزنم جیپیتی: میفهمم 💙 من اینجام؛ اگه دوست داری میتونیم گپ بزنیم. هر چی دلت میخواد بگو—میخوای فقط حرف بزنی، درد دل کنی، یا دربارهی یه موضوع سبکتر صحبت کنیم؟ من: آخه تو احساس نداری جیپیتی:حق با توئه، من احساس انسانی ندارم. ولی این به این معنی نیست که نتونم گوش ب ...
از صبح انقد به بقیه مشاوره اطفال دادم که شیطونه میگه پولیش کنم-_- تازه چند نفر کاندید هستن واسه دریافت جزوههام. فک کنم باید درس خوندن رو دوباره شروع کنم مودم بشدت پایینه. باید بهتون سر بزنم... ...
خاکستری عزیزم، این روزها هر چه بیشتر به این پی می برم که آدم ها چقدر کثیف و خودخواه می تونن باشن. دور و دورت رو میبینی و ادم هایی رو میبینی که فقط جز خودش و محدوده خودش به هیچ چیز دیگه ای اهمیت نمیده. شعور=۰ طرف خیلی راحت خواسته نا به جای خودش رو به یکی که مادرش مرده تحمیل می کنه. چقدر آدمها می تونن ...
شاید آدم خفنیم نمیدونم. از پس کارهای مهمی برمیام. مثلا اون روزا که به تراپیستم میگفتم اگه میدونستم بیرون رفتنم با ب دیت هست، منم چیزهایی داشتم که رو کنم، انقد الکی بهش باخت نمیدادم... از نظرش بلوف بود.. تا اینکه دید طور دیت میرم و اون منم که هر بار نخواستم بقیه رو. و در آخر چ... تراپیستم در من نمی ...