بسم الله ۱- فردا اجازه میدم پسر خودش غذا بخوره بریزه بپاشه و لمس کنه ۲- فردا کمتر منعش میکنم بجاش فضای امن تری رو درست میکنم که آزادانه بازی کنه بدون اینکه بترسم از آسیب دیدنش ان شالله به امید خدا + فاطمه یه پیام پر از مهر داد که خدایی حالمو خوب کرد و شاید چندین مرتبه از روش خوندم رفیقمه رفیقم + پسر ...
فکر کنم جدی جدی دارم ب سیگار وابسته میشم اما قسمت جالب قضیه اینه که معمولا آدمای دیگه وقتی ب سیگار اعتیاد پیدا میکنن و نمیشکن سردرد میشن یا مثلا کلافه میشن اما من وقتی نمیکشم دل دررررد وحشتناک میگیرم ... عجیبن غریبا! پ. ن : ب من سرکار حق آنکالی نمیدن ، اما بیشتر از بچه های دیگه در تایم غیر کاری بهم ...
خستگی از سر و کولم میباره ... بند بند وجودم خسته اس خسته ام از اینکه صبح پا میشم درحال کار کردن و نگه داری بچه ام تا شب... وقتی خونه مامانمم بودم خسته بودم اما میفهمیدم دارم چیکار میکنم..میفهمیدم این خستگی بابت چیه..میفهمیدم که خستگیم با ارزشه الان فقط زمان میبره بدون اینکه بدونم چجوری گذشته روز ...
یک هفته نبودنم را بسیار دوست داشتم. نبودنم را به خودم یادآور شدم. مهمترین چیزی که در این هفته فهمیدم این است که آدمی باید روابط بسازد و خودش را در یک رابطه محدود نسازد. تولدم را دوست داشتم و راستش فکر میکردم حالا که از یک رابطه دوست داشتنی بیرون آمدهام شاید تولدم کمی برایم غمانگیز باشد. این گونه ...
دیروز پنجمین سالگرد آغاز زندگی مشترکمون بود و من متعجب از اینکه چقدددد داره زود میگذره ... این حجم از زود گذشتن دیگه داره غیرطبیعی میشه. ولی بخوام رابطه مون رو ارزیابی کنم خدا رو صد هزاااار مرتبه شکر که ب نسبت پنج سال پیش خیلی پیشرفت کرده، علاقه مون ب هم تو این چند وقت اخیر خیلی بیشتر شده و شاهین ...
ساعت دهونیم بود. آسمان شهر مثل صفحهای سیاه با نقطهچینهای نورانی. لیلا، گل یاس خشک کرده را لای دفتر خاطراتش گذاشت. قرارشان سر پیچ خیابان سعدی بود، درست روبهروی درخت نارون، کنار چراغقدیمی. صدای کفشهای مرد روی سنگفرش آمد. مثل صدای آمدن بهار. او گفت: «اگه یاس هنوز بوی تو رو بده، برمیگردم...» ل ...
بخشی از صحبتهای ریما رامینفر درباره زندگی خانوادگی و ازدواج: ... معتقدم وقتی ما بچهدار میشویم باید تلاش کنیم از هرگونه مشکلی که روحیه و زندگی او را دچار تشنج میکند، پرهیز کنیم. هیچ زوجی در دنیا وجود ندارند که خوشبخت مطلق باشند و بهاصطلاح برای زندگی کنار هم به دنیا آمده باشند. هر فردی با ایدهآ ...
الان که دارم اینو مینویسم، بعد از کلی گریه کردن زیر پتو و فشار دادن چشمام به بالشت هستش. دوباره رفتم خاطره اون روزی که پیشت بودم رو برای هوش مصنوعی تعریف کردم تا ببینم کار اشتباهی کردم؟ بهش گفتم واقع بینانه و بدون دلگرمی و دلخوشی دادن جواب بده! گفت نه تو هیچ کاری نکردی! تو چی میدونی از تنهایی با هوش ...
♡این مدت حاوی مقداری خشونت کلامی است.لطفا اگر خیلی حساس هستید، مطالعه نفرمایید.مرسی دکتر تا عکس را دید با قاطعیت گفت استخوان انگشت دوم شکسته است و شکستگی داخل مفصلی است. رفتم برای گچ گیری و گچ گیر گرامی دستور داد که شلوارم را تا زیر زانو بالا بکشم.تا زیر زانو! واقعا؟ چرا؟ شلوارم همان مام فیتی بود که ...
صورتمو شستم و مسواکمو زدم ، غذای فردا رو تو یخچال گذاشتم و ظرفا هم شسته شده تو آبچکونه یه هلو شستم کنارم آماده گذاشتم گوشیم شارژ کردم و شمع و کبریت هم دم دستم گذاشتم نور خونه رو کم کردم و رادیو آوا زدم و منتظرم طبق برنامه برق بره ولی مثل اینکه نمیره صدای موتور ، صدای بچه ها از بیرون میاد حالا که برق ...