در دل طوفانهای زندگی، گاهی همه ما سرگردان میشویم، اما آرامشی هست که فقط با پذیرفتن ناپایداری جهان میتوان به آن رسید. ما یاد گرفتیم که نمیتوانیم همه چیز را کنترل کنیم، اما میتوانیم انتخاب کنیم چگونه با دردها و رنجها روبرو شویم. آرامش واقعی در پذیرش و گذشت نهفته است، در دل این همه آشوب . مانا/13 ...
وقتی چهارسال حتی بهت تبریک تولد نمیگم وقتی جنگ شد نمیگم خوبی نمیگی خوبی وقتی زیر تیغ جراحی زار میزنم اما تو نیستی وقتی بعد چهار سال پیام میدی بدونی پولدار شدم؟شوهر کردم؟مهاحرت کردم؟ خب عزیزم تو خیلی بیشعور و پررویی. اگه میخواستم باهات ارتباط داشته باشم خب میداشتم. ...
یه اتفاقی افتاده که خیلی حالم گرفته س .. چقدر بد که مجبورم ازت فاصله بگیرم چقدر بد که جنبه شو نداشتی چقدر بد که نمیتونم دوست خوبی مثل تو رو نگه دارم فقط باید کم کم ازت فاصله بگیرم که اذیت نشی.. ...
قسمت 1 باد از میان درزهای چوبی پنجره به داخل میوزید ، پردهی رنگ و رورفتهی حریر را به نرمی تکان میداد. دخترك روی سکوی سنگی کنار حوض نشسته بود، زانوهایش را بغل گرفته و به قطرههای بارانی که روی سطح آب میریخت، خیره شده بود. خانهی قدیمی، با دیوارهای ترکخورده و سقف شیروانی، هنوز هم بوی چوب خیس و ...
این روزها خیلی شعر می خوانم و خیلی هم صفحات ادبی اینستاگرام را گوش می دهم و واقعا داستان های خیلی خیلی آموزنده ای در این صفحات به اشتراک گذاشته می شود.داستانی که امشب شنیدم در مورد متاظره شاه عباس و شیخ بهایی بود.شاه عباس به آموزش و تربیت اعتقاد داشته است و شیخ بهایی به ذت و اصالت.در نهایت شاه عباس ...
بسم الله بعد از چند روز دلگرفتگی بیخود و بی جهت امروز حالم نسبتا بهتره اما خب هنوزم نرمال نیستم تو این چند روز انقد بی حوصله بودم که کتاب هم صوتی گوش دادم چون حوصله خوندن نداشتم کتاب مدیر مدرسه جلال آل احمد...برام خیلی خیلی شیرین بود... +امشب تولد فاطمه رفیقمه بدو بدو رفتم بازار و گشتم و یه هدیه ...
من از زمانی که کامپیوتر نداشتم، وبلاگ داشتم! یعنی تقریبا 20 سال پیش! درسته! چند تا وبلاگ عوض کردم، چون تو کارم جدی نبودم، اما خب از یه جا به بعد سعی کردم فقط روی یه وبلاگ کار کنم، و همینطور روی مهارت نویسندگی کار کردم. اینا رو دارم میگم که بدونی نمیام بنویسم "من عاشق فلانی شدم" به جاش مینویسم "پروان ...
نیلوفر توی کامنتا مسخره بازی در اورد سر بارداری من. منم یادم اومد تعریف نکردم توی سن ۲۶ سالگی و اوج سینگلی با چه شادی رفتم ازمایش دادم. حالا کامنتای پست قبل دریغ از این که درست پست رو خونده باشن، یا دارن برام آرزوی بارداری میکنن یا خیر و برکت. د بیا نیلوفر پاسخگو باش. بیا ...
سلام ؛ سه شنبه بعد چند وقت کسی رو دیدم که خیلی دوسش دارم از راه دور دوسش دارم . اون هیچ وقت نمیدونه که چه قدر بهش علاقه دارم چون خیلی از هم دوریم خیلی باهم فاصله داریم . علاقه م سرتاپا اشتباهه ولی به طرز شدیدی وجود داره ... کاش میتونستم دربرابرش معمولی رفتار کنم ؛ میتونستم درست حرف بزنم حداقل میتونس ...
دیگه هیچ وقت برای پرسیدن احوال دوستانم لحظهای تعلل نمیکنم. دیگه اسیر این فکر که مزاحمشون هستم، نمیشم. دیگه به این راحتی نمیذارم کمرنگ بشن و از یاد برن. دیگه رفاقتیهایی رو که سالها طول کشیده تا ساخته بشه رو به حال خودشون رها نمیکنم. دوستان خوب ثروت زندگی هر آدمه. و من نباید با غفلت و تنبلی خودم ر ...