گاهی از این فکر که هر لحظه ممکن است مرگ از راه برسد و من هنوز یاد نگرفتهام چطور زندگی کنم وحشت میکنم. ...
بسم الله چه دنیای ترسناکی شده خوابیدم بیدار شدم ونزوئلا رد زدن رئیس جمهورش رو بردن کشورشون رو استعمار کردن... ترسناکه..اما چیزی که برای ایران میخوان همینه ، تجزیه، استعمار..!.راستش جون خودم و عزیزانم مهمه..عمرم با ارزشه...کشورم خاکم عزیزه.... اما دلم بیشتر از این گرفته دنیا با چه سرعتی داره به سم ...
دیشب با مریم حرف زدم و برایش نوشتم: من ترسیدهام و مادرم را میخواهم! نوشت: چه شده؟ گفتم: نمیدانم. از درس خواندن ترسیدهام نه این که حس بدی داشته باشم و بخواهم روند را متوقف کنم، نه. اما ترسیدهام. گفت: چرا؟ جوابم این بود که: احتمالا از تجارب قبلی میترسم. اما میدانید جواب اصلی این نیست. تجربههای ...
تو آن روزها را یادت هست؟ وقتی هر سَلامَت یک اتفاق بود، هر نگاهت روشنایی؟ من هنوز صدای خندهات را در راهپلهها میشنوم، هنوز عطر تنت در باد، یادم میآورد که روزی این خانه گرم بود... گرمِ بودنت . اما حالا ... تو کنارمی، ولی نه با من . ما هنوز در یک قابیم، اما قاب ترک خورده . صبحها بلند میشوی، بیآن ...
چه تلخ است دیدن کسانی که زبانشان لبریز از نصیحت و نهی است؛ در جمع، خود را قدیس و قدیسه نشان میدهند، جانماز آب میکشند، سخن از پاکی و وفاداری میرانند و چشمهاشان پر از ملامت برای دیگران است . اما همینان، در خلوت، خیانت را با دستان خود ورق میزنند؛ همانها که به ظاهر از گناه میگریزند، در باطن در آغ ...
او سالها بر درِ بستهای کوبید که هرگز باز نشد. در هر کوبش، بخشی از دلش را جا گذاشت، و در هر انتظار، تکهای از ایمانش را. باران آمد، صداها خوابیدند، و فقط او ماند و دری که به هیچ آغوشی نمیرسید. گاهی احساس میکرد آنسوی در کسی هست، کسی که میداند، میبیند، اما خاموش مانده تا ببیند تا کجا تاب میآورد ...
مامان دو سری مهمون تماس گرفتن و گفتن میان دیدن من و میمچه مامان، تو نیستی که خونه ام رو دسته گل کنی خونه ام بهم ریخته مامان قشنگم نمیتونم هم به میم برسم، هم به خونه،هم از مهمون ها پذیرایی کنم حتی به خودم هم نمیتونم درست برسم مامان هزار تا غذا بود که میخواستم یادم بدی اقدامی نکردم چون فکر میکردم کلی ...
دلم میخواست تصمیم گیری برای وسایل و خونه ی مامان بابا رو به بعدتر موکول کنم خیلی بعدتر اما واقعیت اینه که پدربزرگ اوضاعش خیلی بده و معلوم نیست تا کی زنده بمونه و اگر فوت کنه، چون یکی از وراثش ایران نیست، از نظر قانونی به مشکل میخوریم یعنی تا وقتیکه زنده است باید قال قضیه کنده شه و خود این هم از بدش ...
الان داشتم رزوممو اپدیت میکردم بعد فرستادم برای چت جی پی تی که کم و کسریشو درست کنه ... بهم گفت باتوجه سنت خوب پیش رفت کردی و تونستی خودتو ارتقا بدی :) ی جون به جونام اضافه کرد :)) من فقط یه من بیشعور و قضاوتگر دارم که نمیزاره ببینم چجوری دارم پیشرفت میکنم همش میزنه تو سرم که تو هیچی نیستی تو هیچکار ...
بسیار غمگینم و دل گرفته .... ...